تبليغاتX

آرشیو ماهیانه وبلاگ

دانلود کتاب مقدس(تورات+انجیل)

دانلود کتاب تفسیر کاربردی عهد جدید (انجیل)

دانلود فیلم فریادی از ایران (A Cry From Iran) + فیلتر شکن

دانلود 43 موعظه مفید مسیحی

رفع 5 سوتفاهم در مورد مسیحیت

دریافت انجیل+فیلم زندگی مسیح به صورت رایگان

انجیل گویا

دانلود پاسخ به اتهام(نورمن گایسلر)

دانلود کتاب پاسخ به 101 سوال کتاب مقدس

دانلود کتاب راز تثلیث

دانلود کتاب کشف راز

دانلود کتاب چرا خدا چون خدا عمل نمی کند؟

دانلود کتاب هایی برای جوانان

انجیل دروغین برنابا

دانلود کتاب گناهان 12 گانه

نقدی بر فیلم بشارت منجي

کلیسا اینترنتی

†††عیسی نجات دهنده عالم†††

†من‌ قیامت‌ و حیات‌ هستم‌. هر که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آورد، اگر مرده‌ باشد، زنده‌ گردد.†

عزيزان، يك سال و نيم با هم بوديم توي اين وبلاگ با تمامي زيبايي ها و سختي هايش ولي بالاخره فيلتر شدم.

از شما عزيزان مي خواهم براي من در دعا باشيد تا با وبلاگي جديد بتونم به شما خدمت كنم، من هرگز از اين خدمت دست نخواهم كشيد چون مسيح مي خواهد تا من براي او زندگي كنم و دادن پيام خوش نجات مسيح هم بخشي از حيات من است.

مرسي كه در اين مدت تحملم كرديد.

دوستدار و خواهر كوچك شما در مسيح،

استر

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت   توسط استر  | 

*** اگر موقع ورود به وبلاگ موسیقی زمینه به صورت اتوماتیک پخش نمی شود، روی نوار زرد رنگی که بالای صفحه نمایان می شود،راست کلیک کرده و اولین گزینه (Run) را انتخاب کنید.درضمن بهتر هست از اینترنت اکسپلورر وبلاگ را باز کنید.***

خبر ندارند مسیح را در بند کرده اند،

خبر ندارند وقتی از چشمان منتظرشان اشک جاری می شود، دل پدر به درد می آید،

خبر ندارند که جسم اگر چه اسیر، اما روح آزاد است.

منتظرند از زبان ایشان بشوند !!! بشنوند انکار را !!!

اما چه کسی می تواند عشق خود را انکار کند؟؟؟

عاشق همیشه بها می پردازد و امروز بهای عاشقی مسیح در بند بودن است.

خبر ندارند بیماری اگر چه به تن های خسته شان آسیب زد اما طبیب اعظم التیام داد.

خبر ندارند اگر چشمانشان رو به میله های سیاه زندان باز می شود، اما چشم دلشان مسیح را می نگرد.

خبر ندارند اگر انجیل را منع کردند تا خوانده نشود، کلمات زنده خداوند بر قلب هایشان حک شده است،

خبر ندارند اگر هر یکشنبه نمی توانند برای دعا و پرستش به کلیسا روند، این بار آنها هر روز در کلیسا هستند. کلیسایی که سه عضو دارد، مریم ، مرضیه و روح القدس عزیز

خبر ندارند با زندانی کردنشان آنهم به دلیل ایمان، دنیا از بی محبتی شان آگاه شد،

خبر ندارند دعای قدرتمند ایمانداران روزانه برای آزادی آنهاست،

خبر ندارند که روزی برای ریختن یک قطره خون و یک قطره اشک آنها،باید نزد پدر جوابگو باشند چون پاره تنش را آسیب رساندند.

با این ایمان که مسیح چشم از آنها بر نمی دارد و پاره تنش را تنها نمی گذارد و برای آنها اندیشه می کند، با آرامش برای آنها در دعا و روزه خواهیم بود تا خبر خوش آزادی شان را به زودی بشنویم.

وقتی به وضعیت خواهرانمان در زندان نگاهی می کنم به یاد نویسنده معروف مسیحی، ریچارد وورمبراند می افتم که ۱۴سال در زندان های کمونیستی بود.او نویسنده کتاب در زیرزمینی خداوند هست و این کتاب خیلی در من تاثیر گذاشت و خیلی برکت گرفتم. وقتی کمونیست ها در سال ۱۹۴۵ در رومانی روی کار آمدند و مسیحیت را ممنوع اعلام کردند، ریچارد وورمبراند که کشیش کلیسا بود بیدرنگ کلیسایی زیرزمینی را افتتاح نمود. کمونیست ها در سال ۱۹۴۸ او را دستگیر کردند و وورمبراند ۱۴ سال را در زندان بسر برد. در این مدت پیوسته شکنجه می شد، او را از آب و خوراک محروم می کردند، و مدتی نیز در سلول انفرادی محبوس بود. وومبراند با وجود تمام این زحمات، کماکان پیام انجیل را با دیگر زندانیان در میان می گذاشت و برای آینده، موعظه تهیه می کرد.

دوست دارم چند جمله از ایشون بشنوید،از کسی که ۱۴ سال به خاطر نام مسیح در زندان بود و باز از عشق و محبت حرف می زد چون محبت واقعی مسیح را چشیده بود :

من نمی ‌پرسم كه آیا باید عاشقت باشم یا نه. من برای آزادی‌ام از زندان به تو عشق نمی‌ورزم. حتی اگر در بدبختی دائم غوطه‌ ور باشم باز هم عاشق تو باقی خواهم ماند. تو اگر از عرش اعلای خویش به ‌سوی انسان‌ها فرود نیایی، همان رویای دور دست‌ها در مخیلۀ من باقی خواهد ماند. اگر تو از گفتن كلمه‌ا‌ی در پاسخ نیایش‌های من سرباز زنی، من باز هم بدون اینكه آن را بشنوم عاشق تو باقی خواهم ماند. اگر مرا از طوفان نجات نبخشی، باز هم دوستت خواهم داشت. عشق من برای همیشه مقاومت خواهد كرد، حتی اگر تو را از دست داده ‌باشم و یا تو را گمشده‌ای بدانم. اگر تو افسانه و اسطوره‌ای بیش نباشی، من حقیقت را رها خواهم كرد و در رویاهایم با تو زندگی خواهم نمود. اگر آن‌ها عدم وجود تو را ثابت كنند، تو از عشق من زندگی خواهی گرفت.

آنها همه‌ چیز را در زندان‌ از من‌ گرفته‌اند، نام‌، خانواده‌، کلیسا... آنان‌ می‌خواهند من‌ صفر باشم‌. اما در کتاب‌مقدس‌ این‌ عدد وجود ندارد. برادر و خواهر من‌، شاید تو هم‌ فکر می‌کنی‌ صفر هستی‌. اما بدان‌ که‌ با ارزش‌ترین‌ هدیه‌ را برای‌ خداوند در اختیار داری‌، که‌ همان‌ آگاهی‌ از فقر و هیچ‌ بودن‌ است‌. همان‌ را به‌ خدا بده‌. دیگر صفر نیستی‌.

به امید آزادی خواهرانم از زندان در دعا و روزه خواهیم بود.

دانلود فیلم فریادی از ایران (کلیک کنید)

دانلود کتاب شکنجه شده برای مسیح نوشته ریچارد وورمبراند

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آبان1388ساعت   توسط استر  | 

*** اگر موقع ورود به وبلاگ موسیقی زمینه به صورت اتوماتیک پخش نمی شود، روی نوار زرد رنگی که بالای صفحه نمایان می شود،راست کلیک کرده و اولین گزینه (Run) را انتخاب کنید.درضمن بهتر هست از اینترنت اکسپلورر وبلاگ را باز کنید.***

دیروز صبح اتفاقی افتاد که خیلی باعث ناراحتی من شد و این ناراحتی بر می گردد به مشکلی که در زندگی ام دارم و من این مشکل را به دستان مسیح سپردم و مطمئن هستم روزی توسط خداوندم حل خواهد شد و آن موقع می توانم به عنوان شهادتی بزرگ همه جا اعلام کنم که مسیح در زندگی من چه کار عظیمی کرده است ولی دیروز با دلی شکسته به او گفتم : خداوندم پس کی می خواهی من را از این مشکل رهایی بدهی؟ خسته شدم ؟ کی رها می شوم ؟ کی تمام می شود ؟ کمی دعا کردم و بعد به کارهای دیگر مشغول شدم ...

نزدیک به یک ساعت بعد ایمیلی از طرف برادر فیلیپ عزیز دریافت کردم، ایشون لطف می کنند هر روز برکتی از کلام خداوند را برای ما می فرستند، وقتی میل را باز کردم فقط اشک ریختم و گفتم باشه مسیح جان، باشه خداوندم ... بهت وقت می دهم ...

لطفا من را در دعاهای خود داشته باشید تا با قوت بیشتر برای مسیح زندگی کنم.

اول تسالونیکیان باب ۵ آیه ۱۷ -۱۸ : پيوسته دعا كنيد! براي هر پيش آمدي خدا را شكر نماييد، ...

و آن پیام قوت بخش و برکت دیروز من این بود :

« براي خداوند منتظر باش و قوي شو و دلت را تقويت خواهد داد. بلي منتظر خداوند باش » ( مزمور ۲۷ : ۱۴ )

به خداوند وقت بده و با ايماني جسورانه منتظر او باش . در واپسين لحظات هم مي تواند براي تو رهايي پيش بيني شده خدا فرا برسد ، همان گونه كه براي ابراهيم رخ داد وقتي كه دستش براي قرباني نمودن پسر عزيزش بلند شد ، درست در همان لحظه نداي آسماني را شنيد كه قوچي را نشان مي داد كه در شاخ هايش گرفتار شده تا به جاي پسرش قرباني نمايد . ( پيدايش ۲۲ : ۱۰ – ۱۳ )

به خداوند وقت بده  نترس ، آرام باش و نجات او را خواهي ديد همان گونه كه قوم اسرائيل به هنگام فرار از مصر ديدند ، كه در پيش آنها دريا ، و پشت سرشان دشمنان ، وحشت مي آفريدند، اما قدرت خدا درست به موقع نمايان شد . ( خروج ۱۴ : ۱۳ – ۱۵ ) او مي تواند درياي سرخ را براي تو نيز بشكافد .

به خداوند وقت بده مانند پولس رسول بگو: « آن خدايي كه از آن او هستم و خدمت او را مي كنم .» آن گاه حضور معجزه آساي او ظاهر شده و تو را رهايي خواهد داد . ( اعمال رسولان ۲۷ : ۲۳ -۲۴ )

به خداوند وقت بده ، در حالي كه نهري كه تو را سيراب مي نمود خشك مي شود و تو خود را مطرود و فراموش شده احساس مي كني . خداي ايليا هنوز هم زنده است ، او تو را به سوي « صرفه » هدايت خواهد نمود و به فراواني تو را در آنجا خوراك خواهد داد . ( اول پادشاهان ۱۷ : ۸– ۱۶ )

« بر عقل خود تكيه مكن * در همه راههاي خود او را بشناس ، و او طريق هايت را راست خواهد گردانيد. » ( امثال ۳ : ۵ – ۶ )

دوست خوبم! خواهر و برادر عزیزم در مسیح!

همه ما در دنیای سقوط کرده با مشکلاتی رو به رو هستیم، فقط نوع این مشکلات با هم فرق دارد وگرنه من شخص بدون مشکل در این دنیا ندیده ام، اگر تو هم مثل من دلشکسته و خسته شدی و فریاد می زنی خداوندا پس کی این مشکلات تمام می شود، امروز به آغوش مسیح برو، با او حرف بزن و بهش بگو باشه خداوندم به تو وقت می دهم تا در زمان معین مشکلاتم را حل کنی و بهم قوت تحمل آنها را بدی و این را یک بار دیگه به یاد بیاوریم که خداوند، دشمن ما نیست بلکه پدر ماست، پدری که برای انجام اراده اش در زندگی فرزندانش وقت نیاز دارد زیرا وقت های او با وقت های ما تفاوت دارد. آمین؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت   توسط استر  | 

« ناگاه فرشته خداوند نزد وي حاضر شد و روشني در آن خانه درخشيد . پس به پهلوي پطرس زده او را بيدار نمود و گفت : « به زودي برخيز » كه در ساعت زنجيرها از دستش فرو ريخت » ( اعمال رسولان ۱۲: ۷ )

« اما قريب به نصف شب ، پولس و سيلاس دعا كرده ، خدا را تسبيح مي خواندند ... كه ناگاه زلزله اي عظيم حادث گشت به حدي كه بنياد زندان به جنبش در آمد و به يك باره همه درها باز شد و زنجيرها از همه فرو ريخت » ( اعمال رسولان ۱۶ : ۲۵ – ۲۶ )

طريق خدا اين گونه است . در تاريك ترين ساعات شب او بر روي امواج دريا راه مي رود . وقتي ساعت اعدام نزديك مي شود ، فرشته خدا درهاي زندان را باز مي كند. وقتي طناب دار براي مردخاي آماده مي شود، خدا خواب پادشاه را مختل مي سازد تا كتاب يادداشت هاي تاريخي به حضور او باز شود ، تا قومي محكوم به هلاكت رهايي يابند.

شايد اكنون تو نيز در تاريك ترين ساعات زندگيت بسر مي بري، اما ، آزادي تو نيز نزديك است و ، بله ، بي ترديد آزاد خواهي شد . اما ممكن است خداوند بخواهد تا تو كمي ديگرصبر كني . او هميشه عهد خويش را به ياد مي آورد و هرگز وعده هايش را نسبت به تو فراموش نمي كند . آن ها را به انجام خواهد رسانيد . پس با اطمينان در آو آرام گير و با ايمان در انتظار زمان مقرر او بمان.

* * * 

در شيوه كار خدا آن چنان حكمتي هست كه بر هر مشكلي غلبه مي نمايد . او براي فرزندانش كه به او اعتماد مي كنند در كمال وفاداري عمل مي كند تا نقشه هاي خود را درست به موقع به انجام رساند.

براي رسانيدن يوسف به نخست وزيري مصر ، در زندان ، توسط خواب زنداني ديگري عمل نمود ، تا بدين وسيله يوسف به عنوان يك زنداني ، پس از قرار گرفتن به مقام جانشيني فرعون ، مغرور و جاه طلب نشود.

تو نيز هميشه در مسير و وقت مقرر خدا پيش برو

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از سی بی ان نیوز، روز دوشنبه ۲۰ مهر ماه ، یک قاضی ایرانی دو زن را به اتهام" تبلیغ ایمان مسیحی و ارتداد"، با تمدید قرار بازداشت آنها همچنان در زندان نگه داشته است .

مریم رستم پور و مرضیه امیری زاده که ممکن است به اتهام ارتداد و بشارت مسیحیت به زندان ابد محکوم شوند ، اکنون تبدیل به یکی از مهمترین نگرانیهای ایمانداران دنیای مسیحی شده اند و در دعاهای روزانه آنها جایگاه مهم و ویژه ایی دارند . 

به گزارش fcnn،  این دو دختر اکنون بیش از ۷ ماه است که در زندان به سر میبرند و گزارشات متعددی از عدم سلامت جسمانی و وضعیت ناهنجار فیزیکی آنها به خارج منتشر شده است . در آحرین نوبتی که آنها به یک دادگاه رفتند ( شهریور ماه سال جاری ) از آنها خواسته شده بود که ایمان مسیحی خود را انکار کنند که هردوی آنها این درخواست را قاضی دادگاه را نپذیرفتند و بر اعتقاد خود به عیسی مسیح به عنوان نجات دهنده پای فشردند .

یک گروه حقوق بشری مدافع مسیحیان سراسر جهان با نام مخفف آی سی سی ( سازمان بین المللی توجه به مسیحیان ) ، گزارش میدهد که این دو دختر یک دوره زندان انفرادی را تحمل کرده اند ودر حال حاضر امکان دسترسی به داروها و امکانات درمانی مورد نیاز وجود ندارند .سخنگوی این سازمان از مسیحیان سراسر جهان خواسته است که به دعا برای این دو زندانی مسیحی ادامه دهند و در دعای خود خواستار بازگشت سلامتی جسمانی آنها و همچنین پایان اسارتشان بشوند.


پدر آسمانی! پدر پر از محبت!

جلال و شکوه و قوت از آن تو که با محبتت همیشه عشقت را به ما ثابت کردی، شکر برای اینکه در زندگی ما وجود داری و وجود زنده ات با هر دم و بازدمی احساس می شود، پدر ! مریم و مرضیه عزیزم را به حضور تو بلند می کنم، ایمان دارم که در طول مدت این ۷ ماه تو نیز با اون ها بودی و نفس گرم تو باعث قوت آنها بوده، پدر تو هم از این خشنود هستی که تو را در دادگاه انکار نکردند و تو نیز آنها را انکار نخواهی کرد، این عزیزان را هم اکنون به حضور تو بلند می کنم و می خواهم که به بدن های ضعیف و مریضشان شفا و به روح های خسته شان تسلی بدهی، می خواهم که برای آزادی آنها دعا کنم و می خواهم این آزادی در خواست و اراده تام تو باشد. در نام عزیز مسیح، خداوند زنده، آمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت   توسط استر  | 

*** اگر موقع ورود به وبلاگ موسیقی زمینه به صورت اتوماتیک پخش نمی شود، روی نوار زرد رنگی که بالای صفحه نمایان می شود،راست کلیک کرده و اولین گزینه (Run) را انتخاب کنید.*** موزیک وبلاگ را عوض کردم و یکی از سرودهای جدید برادر داریوش عزیز(می پرستیم تو را Here I am to worship ) را گذاشتم،برای این عزیز و آلبومشان در دعا باشید تا باعث جلال نام خداوندمان عیسی مسیح باشد. امیدوارم از قالب جدید هم خوشتان آمده باشد.

بر می گردم به ۴ سال و نیم پیش،خرداد ۸۴، موقعی که در برابر نام عظیم مسیح زانوانم خم شد و دیگر با او مقابله نکرده و قلب سیاه و سنگی ام را به او تقدیم کردم.

هر اسمی نشانگر مفهوم و معنایی هست و اسم (استر) بعد از ایمانم به مسیح، برای من پر از معنا و هدف شد. موقعی که تازه به مسیح ایمان آورده بودم چیزی در مورد کتاب مقدس نمی دونستم،عهد عتیق (تورات) را اصلا نخوانده بودم، چند وقت بعد از ایمانم شبانم در کلیسا برای خدمت آینده من دعا می کرد و بعد از مدتی بهم گفت که تو، استر خواهی شد. استر چه کسی بود، چه کار کرد؟ چطور می تونم استر بشوم؟ اینها سوالاتی بود که با گفتن اون جمله در ذهن من نقش بست. استر کسی بود که با التماس و خوار کردن خودش نزد پادشاه (خشایار شاه) نجات قوم خود را طلبید و پیروزی خدا را برای نجات قوم خود، برای بلند کردن و جلال دادن نام او برای همیشه در فرهنگ و رسوم قوم خود نوشت تا نسل بعد از نسل همه به یاد قدرت خدا و محبت و فیض او افتاده و آن روز را تا به ابد جشن بگیرند...

اگر مایل به دانستن کل شخصیت استر در کتاب مقدس هستید لطفا روی Esther کلیک کنید.

۱ سال و نیم پیش موقعی که این وبلاگ را ساختم، نام استر را برای اولین بار در زندگی ام به کار بردم تا اگر قرار هست استر شوم و قومم را از مرگ نجات دهم، این اولین قدم من باشد.

در مورد نام استر خداوند تاییدیه ای دیگر نیز به من داد و آن دیشب اتفاق افتاد. دیشب با چند نفر از ایمانداران خارجی ملاقات کردم، این عزیزان مشتاقانه شهادت ایمانی من به مسیح را گوش دادند و قبل از اینکه سوالی در مورد خدمت من در کلیسا و در زندگی شخصی ام بپرسند یکی از آنها به من نگاه کرد و گفت : تو، استر هستی !

برای چند ثانیه، مثل افرادی که شک می شوند، فقط نگاهش کردم و بعد به ذهنم رسید که شاید این عزیز وبلاگ من را در اینترنت دیده باشند(یک لحظه یادم رفت که ایشون فارسی بلد نیستند) و پرسیدم شما از کجا می دونید اسم ایمانی من استر هست ؟ و گفت من چیزی در این مورد نمی دونستم و من شروع کردن به توضیح دادن خدمتم در میان غیرایمانداران به وسیله وبلاگ ... واقعا برای من شب پربرکتی بود، تاییدیه ای دیگری برای اینکه من باید استر باشم و باید قومم را از مرگ دسته جمعی رهایی بدم.

پدر آسمانی! پدر پر از محبت!

جلال، شکوه و قوت از آن تو ای خداوند ، شکر می کنم که زنده هستی و همیشه قوت تو و دست محبتت در زندگی ام آشکار هست، شکر می کنم برای اینکه یک بار دیگر از دهان فرزندت بهم گفتی که من باید استر باشم. پدر ضعف های مرا به قوت تبدیل کن تا مانند استر بتوانم جان خود را به خطر اندازم تا قوم من، قوم فارس از مرگ به حیات جاودان انتقال یابند و نجات تو را دریافت کنند، مرا برای تبدیل شدن به دختر نیکویت آماده کن. تقدسی که مد نظر تو هست در زندگی ام جاری ساز و از من استفاده کن تا هر جا می روم باعث برکت،نجات و شادی تو باشم. در نام عزیز مسیح آمین

« خدايا دل شكسته و كوبيده را خوار نخواهي شمرد » ( مزمور ۵۱ : ۱۷ )

خدا افرادي را به بهترين صورت به كار مي برد كه روحشان عميقا شكسته است. قرباني پسنديده او دل هاي شكسته و متواضع است .

  • در فنوئيل ، به پايان رسيدن قوت انساني يعقوب بود كه خدا وي را با قوتي تازه آراسته كرد.
  • بر كوه حوريب، شكسته شدن صخره توسط عصاي موسي بود كه آب جاري شد و عده زيادي سيراب گشتند.
  • وقتي سيصد نفر جنگجويان همراه جدعون مشعل هايشان را شكستند ( كه نشانه شكسته شدن جانهاي آنها بود ) نور آن ها آشكار شد و دشمنان را وادار به فرار نمودند.
  • وقتي بيوه زن ، در كوزه روغن را شكست ، خدا روغن او را آن چنان بركت داد كه او توانست با فروش آن ، همه قرض هاي خود را ادا نمايد.
  • وقتي استر با شكستن قوانين درباري به حضور پادشاه داخل شد ، آن هنگام بود كه توانست ملت خويش را نجات بخشد.
  • عيسي مسيح پنج نان را گرفت و آنها را شكست و آن قدر بركت داد كه به وسيله آنها بيش از پنج هزار نفر تغذيه شدند.
  • خرد شدن شيشه عطر مريم بود كه عطر آن جاري شد و تمام خانه از رايحه خوش آن مملو گرديد .

بدن خداوند عيسي را با خارها ، ميخ ها و نيزه مجروح ساخنتد و خون آلود نمودند ، اما در پي آن بود كه حيات جاوداني او براي عده بي شماري از گناهكاران و تشنگان ، حياتي تازه به ارمغان آورد.

و اگر دانه گندم در خاك نيفتد و نميرد ، هرگز ، هرگز نمي تواند گندمهايي ديگر ببار آورد و دنيا را خوراك دهد . به اين ترتيب باز هم مي توانيم به نمونه هاي تاريخي ، گياهي ، انساني و زندگي روحاني اشاره كنيم كه خدا براي انجام معجزات ، به دنبال يافتن دل ها و روح هاي شكسته است .

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت   توسط استر  | 

*** اگر موقع ورود به وبلاگ موسیقی زمینه به صورت اتوماتیک پخش نمی شود، روی نوار زرد رنگی که بالای صفحه نمایان می شود،راست کلیک کرده و اولین گزینه (Run) را انتخاب کنید.***
 
نخور به مرگ شهیدان راه عشق افسوس، که دوستان حقیقی به دوست پیوستند
 

چند روز پیش با دو نفر از عزیزانم، برای دومین بار، فیلم فریادی از ایران را نگاه کردیم و محصول این فیلم برای ما اشک هایی بود که ما را دوباره به وجد آورد تا برای خداوندمان،عیسی مسیح، خادمینی مفید باشیم و اگر برای او زندگی می کنیم برای او نیز جان دهیم. این فیلم را برای دانلود گذاشتم، عزیزانی که در ایران هستند می توانند این فیلم را دانلود کنند و باقی عزیزان خارج از کشور لطفا به جای دانلود، این فیلم را خریداری کنند.(و اگر دانه گندم در خاك نيفتد و نميرد ، هرگز ، هرگز نمي تواند گندمهايي ديگر ببار آورده و دنيا را خوراك دهد.)
به یاد شهید کشیش هایک عزیز، موسیقی زمینه وبلاگ را هم عوض کردم و سرودی با صدای ایشان گذاشتم. تو به يادم هستی، تو به يادم هستی! از چه ترسم، ای خداوند؟ چون به يادم هستی ...
 
«زمانی می‌رسد که هر که شما را بکشد، می‌پندارد که خدا را خدمت کرده است» (یوحنا ۱۶:‏۲)
 
مرگ فداکارانه منجی(عیسی مسیح) برای نجات بشریت در اوج مظلومیت و بی‌گناهی و بی‌دفاعی خود بهترین مشوق و انگیزه چنین رویکردی به حیات و مرگ برای پیروان مسیحیت بوده است. حال آنکه به صراحت عیسی مسیح، جان سپردن برای دوست را بالاترین معیار محبت و عشق بر شمرده و آدمیان گمگشته را دوستان خویش لقب داده است (یوحنا ۱۵‏:‏۱۳‏ و ۱۴‏ ).
از ریخته شدن خون اولین شهید مسیحی استیفان ( اعمال رسولان باب ۷) و شهادت تقریبا تمامی شاگردان و رسولان مسیح از جمله پطرس و پولس گرفته تا به شهادتهای فجیع دست جمعی مسیحیان در اواخر قرون اولیه بدست امپراطوریهای ظالم ( درروم، نرون و دومیتیان و ساسانیان و کشتارهای فجیع مسیحیان بدست برخی از این خسروان ساسانی از جمله بهرام و خسروپرویز) و نیز ادامه این شهادتها در روزگار حمله اعراب وخلفا و سپس روزگار مغولان و ترکان و تا به اعدامها و جفاهای پادشاهان و مستبدان دین مدار در سراسر جهان از جمله در اروپای قرون وسطی تا به روزگار معاصر در کشورهای مختلف بدست دولتهای دین مدار و متعصبین مذهبی، ایمان مسیحی در متن خون و فداکاری به حیات خویش ادامه داده است و چه خوش گفته یکی از پدران اولیه کلیسا مبنی بر اینکه:" خون شهید بذر کلیساست " مصداق عینی رشد کلیسا بوده و هست.

شهادت مسیحی تیغ از نیام برکشیدن و نعره حق خواهی سردادن و زخم زدن و زخمی خوردن نیست. عیسی خود، شاگرد ارشدش پطرس را که در دفاع از او شمشیر برکشیده بود و به خشونت متوسل گردیده بود را صراحتا توبیخ نموده فرمود: هر که شمشیر برکشد به شمشیر نیز کشته شود ( انجیل متی ۲۶‏:‏۵۱‏ و ۵۲‏) و علاوه بر آن درسی همیشگی خود به کلیسا و بشریت دال بر محبت دشمنان را عملا اجرا کرد و از اینرو گوش شخص مجروح که خود دژخیمی برای تسلیم و کشتن عیسی بود را در حضور پطرسی که از روی غیرت و شاید به حق در دفاع از منجی شمشیر کشیده بود را شفا داد ( انجیل لوقا ۲۲‏:‏۵۱‏). از سوی دیگر شهادت مسیحی منفعلانه نشستن وزندگی فردی بی مسئولیتی را در قبال سایر همنوعان در کنج کلیسا و خانه و صومعه تجربه کردن نیست بلکه حضور فعال و قدرتمند ولی در عین حال نرم و با رحمتی است که از بی عدالتی و ظلم و جهل و گمشدگی آدمیان به تنگ می‌آید و همه چیز را در راه دوست و آگاهی بخشیدن و نجات ارواح گمشده آدمیان به حق می‌سپارد و با خون خویش خدا محبت است را متجلی می‌سازد.

چه استادانه و زیبا برادر عزیزمان ژوزف هوسپیان در فیلم زیبای" فریادی از ایران " داستان ناگفته پدر بزرگوارش اسقف شهید هایک را و سایر شهیدان کلیسای معاصر ایران را مستند و دردمندانه به روایت تصویر کشانیده است. فیلمی که دلها را می‌گدازد و رسالت مسیحی را در گوش جانت تکرار می‌کند. روایتی که نگاهت را به اشک توبه و یادآوری حکایت دعوت مسیحی می‌پالاید و دلت را چون مومی به دستان تبدیلگر روح القدس کیمیا می‌کند. فیلمی که معنای واقعی شهید و شهادت را فریاد می‌زند و مظلومیت و عشق مردی را به تصویر می‌کشاند که برای حق خواهی برادر و دوست در بندش جان را دریغ نمی‌ورزد و پیکرش را به توطئه و قساوت سلاخان نور می‌سپارد. این فیلم جایگاهی در کنار فیلم مصائب مسیح دارد و هراز گاهی که غبار زندگی امن و عافیت طلب این دنیا بر پیکره ایمانم بنشیند، این فیلم مرا به خویشتنم آورده و فریاد روح را در درونم برپا میکند.
 
شهدای کلیسای ایران : 
  • شهید کشیش ارسطو سیاح در فوریه ۱۹۷۹ در شیراز" ترور شد او اولین شهید مسیحی بعد از انقلاب است.
  • اسقف حسن دهقانی تفتی در اصفهان" به ضرب گلوله به شدت مجروح شد اما جان سالم به در برد اما پسر ایشان شهید بهرام دهقانی تفتی در تهران"ربوده شد واو را به گلوله بستند.
  • شهید منوچهر افغانی در سال ۱۹۸۸
  • شهید کشیش حسین سودمند در مشهد" سال دسامبر ۱۹۹۰ رسما در دادگاه مشهد به عنوان مرتد (سیاسی"مذهبی) به اعدام محکوم شد وبه همسر نابینا وبچه های کوچک او رحم نکردند. پس از آنکه موقتاً از زندان آزاد شدند، رهبران کلیسا به ایشان پیشنهاد کردند که به‌همراه خانواده از کشور خارج گردند و شبانی کلیسایی را در یونان برعهده بگیرند. اما برادر سودمند در کمال شجاعت اعلام داشتند که خداوند ایشان را برای خدمت در ایران خوانده است و حتی اگر این خدمت متضمن پرداخت بها باشد، ایشان تا به آخر وفادار خواهند ماند. چند هفته بعد از برادر سودمند خواسته شد مجدداً خود را به مقامات قضایی مشهد معرفی کنند. نزدیک دو هفته از ایشان خبری نبود، تا عاقبت در روز سوم دسامبر سال ۱۹۹۰ به خانواده ایشان خبر داده شد که زندانی به‌خاطر پافشاری در ایمان مسیحی‌ خود در محوطۀ زندان مشهد به‌دار آویخته شده و در مخروبه‌ای در حومۀ شهر مدفون ‌است. برادر سودمند تنها کسی است که رسماً از سوی مقامات قضایی حکومت ایران به‌خاطر عدم انکار ایمان مسیحی‌ خود اعدام شده است.
  • شهیداسقف هایک هوسپیان در تهران"۱۹ ژانویه ۱۹۹۴ در مسیر فرودگاه مهرآباد ربوده شد واو را با ۲۶ ضربه چاقو به قتل رسانند" جسد او را ۱۲ روز بعد در پزشکی قانونی تحویل خانواده ایشان دادن .اوسالها رهبر کلیسای پروتستان (جماعت ربانی) ایران بود.
  • شهید کشیش طاطوس میکائیلیان در جولای۱۹۹۴ حدوداً ۶ ماه بعد از شهادت کشیش هایک به ضربه گلوله به قتل رسید ایشان یک نویسنده"معلم"شبان کلیسا بودند.کشیش میکائلیان در تاریخ ۲۹ ژوئن سال ۱۹۹۴ ظاهراً جهت ملاقات با کسانی که خود را حق‌جو معرفی کرده بودند از منزل خارج شد، اما هیچگاه به خانه بازنگشت. مدتی بعد معلوم شد که افرادی خدانشناس ایشان را در آپارتمانی در تهران به ضرب گلوله به قتل رسانده‌اند. شهادت ایشان تنها چند روز پس از شهادت کشیش مهدی دیباج اتفاق افتاد.
  • شهید کشیش مهدی دیباج فرزند حسن ۵۹ ساله اهل: اصفهان ساکن: بابل در شعبه ی هفتم دادگاه ساری مرتد و محکوم به اعدام شده بود. مهدی دیباج بعد از ۱۰ سال زندان با تلاش های بی وقفه ی شهید هایک آزاد شد ولی ۶ ماه بعد از آزادی در ۱۹۹۴ به قتل رسید. بر روی جسد شهید طاطوس میکائیلیان دست نوشته ی بوده که بر روی آن آدرس محل جسد شهید دیباج نوشته شده بوده است" در عرض ۳ روز دو کشیش به قتل رسیدند جسد اورا در یکی از پارکهای جنگلی نزدیکی کرج پیدا کردند.مهدی دیباج در روز ۲۴ ژوئن ۱۹۹۴، هنگامی که از باغ کلیسا واقع در زیبا دشت کرج برای شرکت در جشن تولد دخترشان فرشته عازم منزل بود، توسط متعصبینی خدانشناس ربوده شد. آن‌ها ایشان را با اتومبیل به جنگل‌های حومۀ تهران بردند و در کمال بی‌رحمی با ضربات چاقو به‌قتل رساندند.
  • شهید محمد باقر یوسفی سپتامبر ۱۹۹۶ ایشان را که شبان کلیسای مازندران بودند را در جنگلهای اطراف با طناب حلق آویز کرده بودند، ایشان را با عنوان برادر روانبخش می شناختند.برادر روانبخش روز بیست و هشتم سپتامبر سال ۱۹۹۶ حوالی ساعت ۶ صبح به قصد دعا از منزل خارج شد. غروب همان روز به خانوادۀ ایشان خبر دادند که جسد او را در حالی‌که در جنگل‌های حومۀ ساری از درختی آویزان بود پیدا کرده‌اند. اگرچه مقامات کوشیدند شهادت برادر روانبخش را خودکشی جلوه دهند، با توجه به تهدیداتی که پیشتر علیه ایشان شده بود کمتر تردیدی باقی است که ایشان نیز همچون سایر شهدای کلیسای ایران به‌خاطر استقامت در ایمان مسیحی‌ قربانی دشمنی افرادی کوردل شدند. برادر روانبخش به هنگام شهادت تنها ۳۲ سال داشتند.
  • شهید قربان تورانی در سال نوامبر ۲۰۰۵ او جلوی منزلشان به قتل رساندند" خانواده ی ایشان جسد غرق به خونش را جلوی منزلشان در حالی که با گلوئی بریده شده بود مشاهده کردند.
  • شهید محمد جابری در سال می۲۰۰۷
  • شهید محمد علی جعفر زاده در سال می ۲۰۰۷
  • شهید عباس امیری سال ۲۰۰۸ در ملک شهر اصفهان به دست نیروی امنیت به مقام شهادت رسید ایشان قبل از ایمانشان به عیسی خداوند"مدتها در جنگ ایران و عراق به عنوان بسیجی شرکت داشتند و مجروح نیز شده بودند و همسرشان نیز بر اثر جراحات وارد در زیر شکنجه ماموران امنیتی"سه روز بعد از شهادت شوهرشان به مقام شهادت رسیدند.
نکتیه مهم این است که در این شهرها و استانهایی که خون این عزیزان ریخته شده " مثل تهران" شیراز" مشهد" مازندران" اصفهان امروز امار بیشترین ایمانداران و نجات یافتگان را دارد خون این عزیزان ایران وایرانی را محافظت خواهد کرد. هللویاه

راه مسیح، راه رنج و زحمت است. راهی که به حیات جاودان منتهی می‌شود، راهی است تنگ و ناهموار. اما عیسی مسیح به تمام کسانی که حاضرند برای او بایستند و به‌خاطر نام او زحمت ببینند این وعده را داده که در سختی‌ها همواره با ایشان خواهد بود و قوت لازم را برای تحمل مشکلات به ایشان خواهد داد. جفا و آزار مسیحیان در تمام طول تاریخ مسیحیت همواره به رشد بیشتر کلیسا انجامیده، و کشور عزیز ما ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. به گفته ترتولیان متفکر برجسته کلیسا، "خون شهدا بذر کلیسا است." یادشان گرامی و راه‌شان پر رهرو باد. آری، مسیح هیچگاه یک زندگی آسوده و بی‌دغدغه به پیروان خود وعده نداد، و اینطور نیست که با مسیحی شدن تمام مشکلات به یکباره از میان برداشته شود. برعکس، دنیا از مسیحیان راستین نفرت خواهد داشت، چون از نور و راستی متنفر است. به‌همین خاطر است که تاریخ کلیسا سراسر پر است از زحمات و جفاهایی که مسیحیان به‌خاطر وفادار ماندن به مسیح متحمل شده‌اند.

اما خبر خوش این است که عیسی مسیح این وعده را نیز به ما داده که در مشکلات و سختی‌ها همراه ما خواهد بود و هرگز رهایمان نخواهد کرد. باشد که ما نیز با الگو گرفتن از پایمردی این مردان ایمان، آماده باشیم با دلیری به نجات‌دهندۀ خود وفادار بمانیم و حتی اگر لازم باشد، در راه او از جان و مال خود نیز بگذریم.                                                           

برای دانلود فیلم فریادی از ایران روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت   توسط استر  | 

چند وقت پیش بود،شهریور ۸۷، که شهادت ایمانی (غریبه) عزیز را در وبلاگ گذاشتم و می دونم که با خواندن آن خیلی از شما برکت گرفتید و در بهمن ماه شهادت ایمان آوردن همسر ایشون را نیز گذاشتم که باعث برکت و شادی همگی ما شد چون مدت ها بود که اعضای کلیسا برای ایشون در دعا بودند و همینطور خود غریبه عزیزم برای همسرشان با عشق و محبت،دعا می کردند و امروز چیزی که می خواهم در این پست بگذارم شهادتی زیبا از ایشون هست که لطف کردند برای من فرستادند و درخواست کردند تا در وبلاگ بگذارم تا شما نیز از آن برکت بگیرید.

اگر شما در بهمن ۸۷ با وبلاگ من همراه نبودید می توانید با کلیک کردن بر روی دو لینک زیر شهادت ایمانی این دو عزیز را بخوانید :

شهادت ایمان آوردن غریبه (کلیک کنید)

شهادت ایمان آوردن همسر غریبه(کلیک کنید)

و امروز یکی دیگر از شاهکارهای خداوندمان عیسی مسیح در زندگی این عزیز از زبان خود غریبه:

سلام به همه كساني كه شهادت زندگي مرا ميخوانند. زماني كه شهادت زندگي‌ام را نوشته بودم چهار ماه از آن مي‌گذشت و الان يك سال و نيم از آن زمان ميگذرد و خداوند بركات زيادي را به من داده است. شكر براي خداي زنده. بعد از ۸ ماه از ايمان آوردن من به عيسي مسيح خداوند بود كه همسرم زانوانش در مقابل خداي زنده خم شد و ايمان آورد. او به شيره اعتياد داشت. اعتياد او خيلي عميق بود و حدود ۴ ماه كه از ايمانش گذشت با قوت رو‌ح القدس مواد را ترك كرد و خدا را شكر ميكنم با اينكه مدت كوتاهي از ترك موادش گذشته بود سيگار را هم ترك كرد در صورتي كه او ۱۵ سال به سيگار اعتياد داشت و معجزه‌اي كه خداوند در زندگي او كرد اين بود كه بعد از ترك مواد به ورزش رو آورد و الان چهره و بدن او هم در خداوند تغيير كرده است كسي كه تا ۴ ماه قبل از اين، به مواد مخدر و سيگار اعتياد داشت الان مانند كسي ديده ميشود كه سالهاست ورزش ميكند و به هيچ چيز اعتياد نداشته است. همين‌طور رفتار او چنان تغيير كرده است كه تمامي اطرافيان از محبت او در شگفتند. تمام كساني كه با او مشكل داشتند همه را بخشيده و به آنها محبت ميكند.معجزه‌ ديگری كه در زندگي ما اتفاق افتاد و ما خيلي بركت گرفتيم اين بود كه همسرم،يك اعتراف بزرگي را به من گفت. حدود يك ماه از ايمانش گذشته بود كه به من گفت اگر من نزد تو هر اعترافي بكنم تو ميتوني منو ببخشي؟ روح‌القدس او را ملزم كرده بود. ما فيلمي با هم ديده بوديم كه در مورد خيانت بود و او از آن فيلم به بعد يك هفته نتوانسته بود بخوابد. ميگفت كه با خدا راز و نياز ميكرده و ميپرسيده كه خداوندا مگر تو گناهان قبل مرا نبخشيده‌اي پس چرا من اكنون اينقدر در عذابم. ولي روح خداوند او را ملزم كرده بود كه نزد من اعتراف كند و آزاد شود. آن روز من به او گفتم هر چيزي كه باشه ميبخشم. و او زد زير گريه و گفت كه چند بار به من خيانت كرده. در آن زمان كه اينكار را كرده بود ما خيلي بينمان فاصله افتاده بود و او چند بار با زنهاي خياباني رفته بود. و ميگفت هميشه اين آيه از كلام خداوند را كه من به او ميگفتم خيلي برای او درد وارد ميشده. چون من به او ميگفتم كه وقتي كسي زنا ميكند با شخصي كه زنا ميكند يكي ميشود و به بدنش گناه ميكند. و او خيلي تحت تاثير قرار ميگرفت مخصوصا وقتي كه ايمان آورده بود. و بالاخره اون روز با ناله و گريه اعتراف كرد ميگفت اگه من رو در خاك ميگذاشتند با اين گناه و درد مي مردم ولي نميتونستم به تو اعتراف كنم ميترسيدم كه تركم كني و ديگه هرگز منو دوست نداشته باشي. من سريعا اونو بغل كردم و گفتم ميبخشم. و واقعا بخشيدم . زيرا وقتي خداوند من گناهكار بودم براي گناهان من مرد و مرا به واسطه خونش بخشيد. پس من هم بايد او را مي‌بخشيدم و با محبت واقعي و قلبي فروتن او را بخشيدم و اين بخشيدن خيلي شيرين بود از آن زمان رابطه من و همسرم خيلي بهتر شد و او هر روز ميگفت وقتي به اين فكر ميكنم كه ديگه هيچ دروغ و هيچ چيز مخفي از تو ندارم خوشحال ميشم و اين خوشحالي خيلي زياده احساس ميكنم كه يك بار سنگين از روي دوش من برداشته شده . و جالب اينه كه همسر من هميشه براي رفت و آمدهاي من خيلي سخت ميگرفت و مرا در فشار ميگذاشت و بعد از اعترافش به من گفت كه هميشه ميترسيده كه كسي مرا از او بگيره و من هم به او خيانت كنم بعد از آن زمان ديگه هرگز مرا در اين موارد اذيت نكرد و ديگه هرگز شك به درونش راه پيدا نكرد. خدا را شكر براي معجزات خداوند. شكر براي اين كه قلبهاي ما را از تاريكي‌ها و آلودگي‌ها پاك ميكنه و از محبت و بخشش خودش ما را سيراب ميكنه و ما ميتونيم همين محبت را به ديگران هم بديم. خدا را شكر براي خداوند زنده عيسي مسيح. امروز كه اين شهادت را مينويسم من و همسرم در ايمان قدم ميزنيم براي تمام مشكلاتمان در مسيح دعا ميكنيم باهم،هم دعا ميشويم. و خداوند سر خانه ماست . شكر ميكنيم كه در دستان محافظ و قدوس او قرار داريم و كلام مسيح در وجود ما حك شده است. شكر ميكنيم و از لذت‌هاي زندگي كه در خداوند براي ما مهيا شده بهترين شادي را كسب ميكنيم. اميدوارم كه اين شهادت براي كساني كه هنوز به خداوند زنده ايمان ندارند لمسي از محبت خداوند باشد و براي ايمانداران بنايي تازه باشد كه در خداوند قوت بگيرند. جلال بر خداي زنده عيسي مسيح.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 مهر1388ساعت   توسط استر  |