«وقتی شخص آنگونه عاشق مسیح باشد که داماد عاشقِ عروس است، قادر خواهد بود در راه معشوقش هر شکنجهای را تاب آوَرَد.» ریچارد ورمبراند
آیا به خاطر اینکه به مسیح ایمان آورده اید،به شما توهین می کنند؟جواب سلام شما را نداده،شما را کوچک می شمارند؟به شما تهمت می زنند وعقاید شما را پایمال می کنند؟به شما می گویند که شیطان را می پرستید؟
آیا فقط به ما که به مسیح خداوند ایمان داریم توهین می شود؟آیا به مسیح توهین نشد؟به او تف دهان نیانداختند؟او را شکنجه نکردند؟او را بر صلیب نکشیدند؟
در مقابل، او چه کرد؟ما چه باید بکنیم؟
کی بود آخرین بار که تحت ظلم و ستمی که مستحق آن نبودید قرار گرفتید اما نه زبان به شکایت گشودید و نه خیال انتقام در سر پروارندید و نه تنها این، بلکه به دشمنان و ستمگران و شکنجه گران خود نگاه کردید و از خدا خواستید که :خداوندا اینان را ببخش زیرا نمی دانند چه میکنند."
نمی دونم کتاب (( در زیر زمینی خداوند)) نوشته ریچارد ورمبراند را خوانده اید یا خیر؟این کتاب حقیقتی هست از زندگی این مرد بزرگ در زندان و در دوره خدمت ایشون در مسیح خداوند،
می دانید او با دشمانش چه می کرد؟او به کسانی که زمانی او را شکنجه داده بودند و بعد از سال ها از خدمت رانده شده و به زندان افتاده بودند،محبت می کرد،زخم هایی که بر اثر شکنجه روی بدن های ایشان نمایان بود،توسط ریچارد التیام داده می شد،تا صبح بالای سر آنها می نشست و از محبت مسیح بالای صلیب سخن می گفت،برای آنها دعا می کرد.
او کاری را می کرد که مسیح با دشمنانش کرد،امروز ما با کسانی که با ما به بدی رفتار می کنند چه می کنیم؟
( تنها اسلحۀ ما هم در دفاع وهم در حمله داشتن زندگی پاک و بی آلایش است. دوم قرنتیان 6 : 7 )
در ادامه مطلب مطالب زیر نوشته شده است:
شهادت برادر آ. ف. از سوئد
در شیراز متولد شدم، حدود چهل سال پیش. از کودکی خدا را دوست میداشتم. در سنین نوجوانی، وارد فعالیتهای سیاسی علیه رژیم پیشین ایران شدم. در اوائل انقلاب، شور و شوقی انقلابی در سر داشتم. همین شور و شوق، مرا به همکاری با گروههایی کشاند که با دولت جدید ایران ضدیت داشتند. این فعالیتهای نادرست من، باعث شد که سه بار به حبس بیفتم. بار سوم، جرائم سیاسیام بقدری سنگین بود که محکوم به اعدام شدم. این امر برای من بسیار عذابآور بود، نه به این دلیل که میدانستم کشته خواهم شد، اما بهاین علت که دلم برای مادر نازنینم میسوخت. رابطۀ عاطفی بسیار عمیق بین من و او وجود داشت. از اینکه مادرم در اثر اعدام من به چه خاک سیاهی خواهد نشست، دلم بسیار اندوهگین میشد...(بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.)
مطلب را به بالاترین بفرستید:
سلامی به گرمی محبت تمامی شما عزیزان،
برای جواب دادن به سوال زیر یک هفته نشد ولی امروز جوابش را می تونید در قسمت ادامه مطلب بخوانید،از تمامی دوستانی که با من همکاری کردند ممنونم.![]()
یک سوال؟
خدا،برای اولین بار در کجای کتاب مقدس بیان می کند که نجات دهنده انسان می آید؟.آیه مورد را نظر را بنویسید.(آیه ای که پیروزی عیسی را نشان می دهد.)
یک هفته فرصت برای جواب دادن خوبه؟![]()
راستی جواب ها را به همین زودی نمایش نمی دم،شاید این سوال را جوابش را خیلی عزیزان بدانند ولی خیلی دوست داشتم این سوال مطرح شود برای کسانی که سوالات بسیار در مورد مسیحیت دارند.
گناه يك انسان، مرگ را ببار آورد. و از مرگِ يك انسان نجات حاصل شد (روميان 5 : 12 - 19).
مادر پاسخ داد:(هنگامی که در جنگ بودی، یک بار به من نامه ای نوشتی بدین مضمون: نامه های تو موقعیتی را توصیف می کنند که برای من قابل درک نیستند. سه سال تمام از خانه دور بوده ام، اگر با تو بودم آن را درک می کردم.)
مقیاس این که چه قدر کتاب مقدس برای ما قابل درک است، نشان می دهد که برای چه مدت و چه مقدار از وطن آسمانی مان دور هستیم. در کتاب مقدس مفاهیم مربوط به این موطن آسمانی بیان شده است. به خانۀ پدری باز گردید و آنگاه درک خواهید کرد.
یک بار این کار را بکنید.
مستبد یونانی (آرخاکوس) وقتی که در راه رفتن به یک ضیافت بود، کسی نامه ای را به دست او داد و گفت: (خیلی مهم است.) وی پاسخ داد: (کارهای مهم را برای فردا می گذاریم.) هنگامی که مست شده بود، خنجر یک جانی قلبش را سوارخ کرد. خون او بر روی نامه ای ریخت که حاوی هشداری در مورد توطئه بود.
مراقب هشدار باشید و بازگشت کنید.
مزمور ۹۵: ۸ دل خود را سخت مسازيد، مثل مريبا، مانند يوم مسّا در صحرا.
سکس . زنا . پسر . دختر . قبل از ازدواج . هوس.. عشق

پژمان عزیز تولدت در مسیح مبارک
(آنکه به دنبال حقیقت هست،به راستی دریافت می کند)
تولد تازه تو را در خداوند تبریک می گم و دوستدارم قسمتی از نوشته ات را در وبلاگم بگذارم،
یک هدیه هم می خواهم بهت بدم،یوشع۱: ۸- ۹ اين كتاب تورات از دهان تو دور نشود، بلكه روز و شب در آن تفكر كن تا برحسب هر آنچه در آن مكتوب است متوجه شده، عمل نمايي زيرا همچنين راه خودرا فيروز خواهي ساخت، و همچنين كامياب خواهي شد. ۹آيا تو را امر نكردم؟ پس قوي و دلير باش؛ مترس و هراسان مباش زيرا در هر جا كه بروي يَهُوَه خداي تو، با توست.»
ای پدر مهربان،شکر،حقیقتا شکر برای اینکه حقیقت خودت را به پژمان عزیز نشون دادی و او امروز در تو حیات تازه داره،او دیگه برده این دنیا نیست بلکه فرزند تو هست،خداوندا از این نجات دلم شاد است،امروز تو به من برکت دادی و اون برکت این هست که در دفتر حیات اسم برادرم پژمان نیز ثبت شد(یوحنا 1: 12 و امّا به آن كساني كه او را قبول كردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، يعني به هر كه به اسم او ايمان آورد.).خداوندا از تو می خواهم تا این بیداری و حقیقت را برای دیگر عزیزان نیز باز کنی.خداوندا پژمان عزیز را به حضور تو بلند می کنم از تو می خواهم او را در مسیح،مرد ایمان بسازی،در نام عیسی مسیح هر گونه بدی را از برادرم دور می کنم.دوم (قرنتیان 5: 17 پس اگر كسي در مسيح باشد، خلقت تازهاي است؛ چيزهاي كُهنه درگذشت، اينك همه چيز تازه شده است.)
در نام عیسی مسیح آمین
نوشته پژمان عزیز که در زیر مشاهده می فرمایید:
مسیح مرزی بین ما و خدا
مدتی است بی تاب شده ام.
کشش و گرانش را احساس می کنم.
بی شک این ندای اوست که قلبم را فرا می خواند.
بی اختیار به دنبالش در حیاط خیالم می دوم
آیا نوبت من است؟؟؟ بی شک بیداری نزدیک است.
این حس دوستانی را به من هدیه داد
بی گناه تر از بچه ای شیر خواره.
گرمی دستانشان را از دور احساس می کنم.
قلب آن ها آکنده از عشق خداوند و فرستاده اش
مسیح است.همه چیز را وابسته به او می دانند.هیچ حکمتی را بدون
عنایت وی نمی دانند.دست گناهکاری مانند من را می گیرند و
بدون چشم داشتی یاری رسانش می شوند.بی نهایت
خدا را شکر می کنم که این دوستان را هادی من قرار داد.
جا دارد در اینجا نامی از این دوستان ببرم تا نامشان در قلبم
برای همیشه ماندگار شود.
داوود مهتاب آلنا اسماعیل استر یافا سوادا
و همه ی دوستانی که یاریم کردند.تا زمانی که جان در بدن
دارم مدیون شمایم.
داوود می گوید:مسیح منتظر ماست تا دریچه قلبمان را به
سویش باز کنیم . بی اختیار رعشه ای را در درونم حس کردم.
قسم می خورم هر چه که بیشتر به خداوند نزدیک می شوم
تمام صفات نیکو در من زنده می شود
حتی ترس و وهم نسبت به آینده برایم بی معنا می شود.
زندگی این است.من باور کرده ام


تقاضای دعا و روزه از طرف استر![]()
با سلام به تمامی برادر و خواهرهای عزیزم در مسیح
با شنیدن خبر امروز اف سی ان ان،قلبم به در آمده واز شما می خواهم تا وقتی که خبر سلامتی این عزیزان را می شنویم برایشان در دعا و روزه باشیم با اتحاد.آمین؟
باقی خبر در ادامه مطلب لینک خبر

اطلاعیه:
سایت شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان تاكنون برای رساندن اخبار بخصوص برای مسیحیان در داخل كشور از آدرس های مختلفی استفاده می كرد اما با خبر شدیم كه آدرس دیگری از سایت مجددا فیلتر شده است .
اما كاربران و بخصوص اعضاء و مشتركین در داخل كشورهمچنان می توانند از آدرس www.bibi30.com استفاده نمایند .
خواهشمند است این آدرس را در بین مسیحیان و ایمانداران داخل كشور منتشر و آنان را از این آدرس آگاه سازید.
با تشكر - FCNN
هرگاه مردنم با تو لازم شود هرگز ترا انكار نمیكنم . انجیل متی ۳۵:۲۶
سلام به همه شما عزیزان،
سلام به همه شما که همیشه دوستون دارم،هر کجا که باشم،امروز دو تا خبر می خواهم بهتون بدم:
۱- خبر سلامتی فرزند این زوج جوان و نیز در امنیت بودن خود ایشان،خدا را شکر که خداوند اینگونه عالی عمل می کند،ممنونم از دعاهای شما عزیزان،قبول دارید که عیسی کار نمی کنه بلکه شاهکار می کنه؟از شما می خواهم به دعاهاتون در ارتباط با این زوج ادامه بدید زیرا که از نظر روحی در شرایط خوبی به سر نمی برند.
۲- تشکر از دوست عزیزم محمد حکیمی صاحب وبلاگ محمد،
ایشون لطف کردند در نظر های مختلف دوستان عزیز در وبلاگ های مختلف نظراتی گذاشتند،لطف کردند قضاوت کردند و من را نیز به دوستان معرفی کردند:
سلام .پیام دادم بگم گول این استر را نخور و او از سازمان پول گرفته تا مردم را منحرف کند. او حتی عیسی را قبول ندارد
این استر دروغ گو است و دلش به حال شما نمیسوزد.ولی من دلم میسوزد که شما گمراه میشوید.من هر سوالی ازش کردم جواب نداد یا طفره رفت. چون جوابی نداشت که بدهد.
می خواستم از ایشون تشکر کنم برای اینکه روزانه تلاش می کنند تا نام من و فردا نام شما برادر و خواهر های عزیر مسیحی ام را به دیگران معرفی کنند،
خداوند به هر کسی عقل و اراده آزاد داده،هیچ کسی را با اجبار نمی شه به انجام کاری واداشت،تمام مطالب وبلاگ من به خواست دل خودم نوشته می شه،چون مسیح من را از مردگان برخیزانید و من تا به آخر کلام خوش انجیل را بشارت می دهم و خواهم داد،با تمامی موانع،با تمامی مشکلات زیرا خداوند عیسی بالای صلیب سر شیطان را کوبید،پس امروز برای فرزندان او نیز پیروزی هست اگرچه مشکلات این دنیا زیاد.از انجیل مسیح عاری ندارم.
عیسح مسیح فرمود: «من هدیه ای نزد شما می گذارم و می روم. این هدیه، آرامش فکر و دل است.آرامشی که من به شما می دهم، مانند آرامش های دنیا بی دوام و زودگذر نیست. پس آسوده خاطر باشید! نترسید!» یوحنا ۱۴:۲۷
دوستدار همه شما استر
مسیحی بودن به چه معنی است؟
آیا به معنی قبول یک سیستم اعتقادی است؟
آیا به معنی تمایل به یک الگوی اخلاقی تجویز شده است؟
آیا به معنی تغییر و یا بهبود رفتار شخصی است؟
آیا به معنی ملحق شدن به یک سازمان کلیسائی است؟
آیا به معنی انجام منظم یک آئین عبادی است؟
مسیحی شدن!
مسیحی بودن!
مقاله بسیار جالبی که می توانید باقی آن را در ادامه مطلب مطالعه کنید.
"معجزۀ عیسای مسیح برای ما در انجام شگفتی هایی بیرون نیست.معجزۀ حقیقی عیسای مسیح برای ما ،شگفتی های درون ماست."
سلام به تمامی دوستان،خواهران و برادران گلم،
یک چیزی که تو این چند روز ذهنم را مشغول کرده،همین بحث هایی است که با دوستان عزیز مسلمان داشتم،حقیقتا یک چیزی بگم،وقتی مسلمان بودم دقیقا مثل این دوستان تعصب خیلی زیادی نسبت به خیلی مسائل داشتم و همیشه با مادرم (که سال ها قبل از من،قلبشون را به عیسی مسیح داده بود)بحث می کردم،انقدر تعصب داشتم که اجازه نمی دادم مادرم به موعظه ها و یا سرودهای پرستشی مسیحی گوش بده،حاضر نبودم با دوستای ایمان دار مادرم رفت و آمد کنم،ولی خب خداوند چیز دیگه ای از من می خواست و خوشبختانه من را عوض کرد.او قلب کوچک و سنگی من را به قلبی گوشتین تبدیل کرد.برای همین موضوع تمامی دوستان غیر ایمان دار را درک می کنم.متاسفانه،یا خوشبختانه من دیگه در این بحث ها شرکت نخواهم کرد،چون در این بحث ها برای اثبات بسیاری از مسائل بایستی یک سری عقاید رو نفی کرد که این باعث ناراحتی دوستان می شه و من اصلا دلم نمی خواهد کسی را ناراحت کنم،به یک نتیجه ای رسیدم و اون این هست که،اگر کسی واقعا به دنبال حقیقت و یافتن خداوند هست،می تواند با مطالب و سایت های گوشه راست صفحه وبلاگ من و دیگر دوستان ایماندار در این حقیقت کند و کاو کنه،اگر کسی هم دنبال خرد کردن من و یا دوستان مسیحی دیگر و حتی خود عیسی مسیح است،که از خداوند می خواهم تا خود او حقیقت را برای این عزیزان باز کنه،یک شهادت کوچک می گم و زحمت را کم می کنم:
((در کلیسای خانگی ما در ایران،یک خانم و فرزندانش و همسر ایشون به عیسی مسیح ایمان آوردند و هر هفته به کلیسای ما می آمدند،بعد از مدت ها یک روز همسر این خانم شتابان به کلیسا اومد،درحالی که اشک می ریخت گفت:
در این مدت،من به شما دروغ گفتم،من در این مدت به کلیسای خانگی شما می اومدم تا خانه های شما،خود شما،زندگی هایتان را زیر نظر بگیرم و بعد شما را به مسئولین معرفی کنم که شما با اینکه مسلمان زاده هستید،همگی مسیحی شده اید.امروز وقتی داشتم به اداره پلیس می رفتم،خداوند دم در خانه با من ملاقات کرد،من اکنون ایمان دارم که عیسی مسیح،خداوند است و من امروز می خواهم یک ایمان دار واقعی بشم.))
من ایمان دارم، که برای نجات هر کسی وقتی هست،زمان های خداوند با زمان های ما فرق می کنه،بعضی ها هم همانطور که کلام می گه ایمان نمی آورند.پس به جای این بحث ها که راه به جایی نداره و باعث رنجش و دلشکستگی می شه ترجیح می دم برای همه شما عزیزان روزانه دعا کنم.
از خواهر و برادر های ایمانی ام هم می خواهم در این دعا با من در اتحاد باشند.
راستی من امشب مسافر هستم،برای روز دوشنبه به دعاهای شما عزیزان احتیاج دارم،سه شنبه به امید خداوند سر می زنم و به نظر های همه شما پاسخ می دم.اگه سوالی داشتید که در وبلاگ و یا سایت های مربوط نتوانستید پیدا کنید،من در خدمت شما هستم تا جوابگوی سوالات شما باشم.
در خداوند شاد باشید و پیروز
در نام عیسی مسیح آمین
و سپس به ايشان گفت: " حال به سراسر دنيا برويد و پيغام انجيل را به مردم برسانيد." (مرقس 16:15)
مقالات مسیحی برای حق جویان(صفحه 1)
مقالات مسیحی برای حق جویان(صفحه 2)
مقالات مسیحی برای حق جویان(صفحه 3)
هر که گوش شنوا دارد بشنود:آنان که مشتاق خداوند هستند ادامه مطلب را بخوانند.

و ما همیشه سؤال میکنیم: "خداوندا! آخه چرا من ...؟!؟!" همیشه تصویر بزرگتر را در ذهن داشته باشید؛ و از یاد نبرید هر روزی که بدون خداوند سپری شود، هدر رفته و تلف شده است! خداوند امروز هر خطری که اطراف شماست را از بین برده، و قادر است که همه چیز را بر وفق مرادتان ترتیب دهد.
مزمور ۲۳ خداوند شبان من است؛ محتاج به هيچ چيز نخواهم بود. ۲ در مرتعهاي سبز مرا ميخواباند. نزد آبهاي راحت مرا رهبري ميكند. ۳ جان مرا برميگرداند و به خاطر نام خود به راههاي عدالت هدايتم مينمايد. ۴ چون در وادي ساية موت نيز راه روم از بدي نخواهم ترسيد زيرا تو با من هستي؛ عصا و چوبدستي تو مرا تسلي خواهد داد. ۵ سفرهاي براي من به حضور دشمنانم ميگستراني. سر مرا به روغن تدهين كردهاي و كاسهام لبريز شده است.۶ هرآينه نيكويي و رحمت تمام ايام عمرم در پي من خواهد بود و در خانة خداوند ساكن خواهم بود تا ابدالا´باد.
تنها راه نجات،عیسی مسیح
متی ۷: ۱۴ زيرا تنگ است آن در و دشوار است آن طريقي كه مؤدّي به حيات است و يابندگان آن كماند.


دوست عزیز من! دین می گوید :چگونه خدا را بیابیم؟ ولی مسیحیت
می گوید :چگونه خدا ما را یافت؟
خدا چگونه خود را آشکار می سازد؟
شهادت زندگي برادر علي و چگونگی ایمان او به عیسی مسیح(کشيش اهل ترکيه)
من اين شهادت را از زبان خود ايشان در تلویزیون حایات تی وی http://www.ectv.tv شنیدم و به صورت اول شخص برای شما بازگو می کنم :
اسم من علي هست، متاهل و داراي فرزند هستم.در يکي از روستا هاي کشور ترکيه و در خانواده ای مسلمان به دنيا آمدم.بزرگترین فرزند خانواده بودم.
از بچگي مورد توجه پدر و مادرم قرار نبودم وبه او می گفتند که او با بقیه تفاوت دارد. از سن ۸سالگی تا ۱۸ سالگی را با چوپاني مي گذراندم و وجود خداوند را در طبيعت بيشتر احساس مي کردم.او خدا را مانند یک دوست می دانست با تنها کسی که حرف می زد خدا بود.
از سن ۲۰ سالگی به مشروبات الکلي معتاد شدم حتي سر کارم هم مشروب مي خوردم شب ها را در کافه ها مي گذروندم ، وقتي به خونه مي رسيدم براي غذا و بهانه هاي مختلف زنم را کتک مي زدم و از اینکه زنم از من می پرسید که آیا مشروب خورده ام عصبانی می شدم.فرزندانم شاهد دعواهای ما بودند و اکثرا به خانه دوستانشان می رفتند تا وقتی که مطمئن می شدند که من خوابیده ام. بعد از کتک زندن همسرم مي رفتم تو حيات واز اینکه به زنم آسیب می رسوندم گريه مي کردم، دست خودم نبود يک شب که در کافه با يکي از دوستام راجع به اين مساله و ترک کردن مشروب حرف مي زدم بهم گفت: برو عربستان چون اونجا نمي توني مشروب پيدا کني و خود به خود ترک مي کني ...(لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید)
|
Ali (Turkey) |
|
For four months every year, Ali worked as a shepherd. This began when he was eight years old and continued until he was 18. He took the sheep to the mountains and since he spent a lot of time alone he wanted someone to talk to so he “created a god” in his heart. This god was like a friend to Ali. Ali would have lengthy conversations with him saying things like, “How beautiful are your creations,” as he looked at the flowers, the sun, the rocks and the grass. He would also ask this god questions like, “Where does an apple’s sweetness come from?” because he believed that there was a God who made everything good... |
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.