ما ایمان داریم که عیسی مسیح پس از تحمل شکنجه و عذاب به خاطر گناهان بشر بالای صلیب مرد و در روز سوم از مردگان، رستاخیز نمود و پس از چهل روز، که در خلال آن خود را به شاگردان آشکار ساخت، به آسمان صعود کرد.
عیسی به آسمان صعود کرد تا از همین امروز ما با او نزد پدر ساکن شویم. صعود خداوندمان عیسی مسیح واقعه ای نیست که بتوان آن را به تنهایی در نظر گرفت، بلکه خود یکی از جنبه های راز رستاخیز می باشد. بعد از رستاخیز خداوند و پیش از عید نزول روح القدس یعنی پنطیکاست، صعود مسیح رخ می دهد: عیسی مسیح در مقابل دیدگان شاگردانش به آسمان صعود می کند و برای همیشه از چشمان مادی آنان ناپدید می گردد. از آن پس عیسی با پیروانش ارتباط نوینی برقرار میکند به این نحو که زندگی ایشان از حضور دائمی مسیح تاثیر می گیرد. عیسای خداوند تا پیش از مرگش، با شاگردانش رو در رو ملاقات می نمود، یعنی در قالب یک برخورد مادی و معمولی انسانها. اما پس از صعود وی، اکنون دیگر پیروانش با هدایت روح القدس در سرزمین ناشناخته ها به ملاقاتش می روند. از حال تا انقضای جهان، عمانوییل: "خدا با ما" می ماند.
بعد از آخرین ظهورش، ظاهرا عیسی خداوند، جمع شاگردانش را ترک می گوید، اما در واقع از آن به بعد، با قدرت روح القدس، نحوه و اثر حضور نادیدنی او در زندگی هر یک از پیروانش چنان ابعاد عمیق و وسیعی به خود می گیرد که هرگز یک حضور مادی قادر به نهادن چنان اثری نیست. عیسای رستاخیز کرده به شاگردانش آموخت تا در کلام مقدس، در رازها، در هر یک از همنوعان و بخصوص در بشارت به ملکوت، او را ملاقات کنند. با صعود مسیح به آسمان ؛ عیسی مسیح به همانجایی بازگشت که از آن آمده بود و اکنون او در آنجا در حضور خدای پدربه شفاعت وکهانت برای ایماندارانش می پردازد .« نشسته بر دست راست خدا» استفاده از زبانی استعاره ای است که جایگاه جلال و حرمتی را که عیسی به دلیل رابطهً منحصر به فردش با خدای پدر دارا می باشد را بیان می کند .
بنابراین نیازی نیست که به آسمان خیره بمانیم، بلکه شاهدان خداوند رستاخیز کرده مان در میان انسانها باشیم و با او به جهت اشاعه ملکوتش همکاری کنیم.عیسای رستاخیز کرده با نزول روح القدس اکنون درهر یک از ماست.

شما می توانید با کلیک کردن روی ادامه مطلب، مقاله (چرا مسیح هنوز برنگشته است؟) برگفته از سایت کلمه را مطالعه فرمایید:
دیروز یکی از خواهران عزیزم لطف کردند شهادت ایمانی شان (اعتراف ایمان) را برایم فرستادند و واقعا من را تحت تاثیر قرار دادند،یک بار دیگر از حقیقت نجات برکت گرفتم و اشک ریختم برای محبت پدر آسمانی نسبت به فرزند گمشده و گنه کار. زمانی که یهودیان اینگونه در کنیسه ها دعا می کردند: ((پروردگارا شکر که ما را زن نیافریدی!)) مسیح ارزش زن را در میان این جمع که اینگونه فکر می کردند ارج می نهد. متی در نسب نامه مسیح از سه زن غیر یهودی نام می برد که جایگاه خوبی در جامعه نداشتند: ۱- تامار(بیوه ای که فرزندی نداشت، برای آنکه نقش خود را در تبار عیسی ایفا کرده باشد،خود را به لباس زنان روسپی درآورد و پدر شوهرش را فریفت.) ۲- راحاب (نیز نه تنها وانمود به روسپیگری کرد،بلکه معاش خود را نیز از این راه تامین می کرد.)۳ - همسر اوریا یا بت شبع (نیز همان زنی بود که رابطه نامشروع او با داود به بزرگترین رسوایی خاندان سلنتی داود تبدیل شد) عیسی در تاریخ بشر همانگونه که بود پای به دنیا نهاد و این که وارث چنین نسب نامه ای هست ابا نداشت و هیچ گاه سعی در حذف آن از انجیل نشد.مسیح از این که دوست گنه کاران نامیده می شد خوشحال بود،او از اینکه یک جزامی طرد شده را لمس می کرد ناراحت نمی شد.
و امروز هم در این دنیا این موضوع برایم بسیار آرامش بخش بوده و هست که مسیح می گوید: هرآنچه هستی،هر که هستی،به نزد من بیا.احتیاجی نیست بری و سعی در عوض کردن خودت بکنی بیا نزد من وقتی من در قلب تو ساکن بشم همه چیز تبدیل خواهد شد. پس ای ای گنه کار بیا.
خواهر عزیزم که به من گفتی: افتخار می کنم که یک مریم مجدلیه هستم. خدا، امروز به تویی که قلبت را به مسیح دادی می گوید: اگر گناهان شما مثل ارغوان باشد مانند برف سفید خواهد شد و اگر مثل قرمز سرخ باشد، مانند پشم خواهد شد.اشعیا باب۱ آیه۱۸
در این شهادت ایمانی، خواهرم از برخی عقاید گذشته خود یاد کرده پس لطفا دوستان عزیز فکر نکنند که برای بی احترامی به عقاید شما نوشته شده.خیلی ممنونم

سلام ،مدتهاست که استرعزیزم ازم خواسته بود شهادت ایمانی ام را بنویسم،البته استرعزیزم قبلا شهادت زندگیم را شنیده،اما سانسور شده اش را شنیده.بارها در خلوتم شرمنده لطف مسیح شدم که چرا کامل شهادتم را نگفتم،اما می خواهم این بار همه حرفهای ناگفته شهادت زندگیم را بگویم،تا جلال خداوندم آشکار شود،چون اگر من نگویم تا زندهام شرمسار محبت خداوندم خواهم بود.
لطفا برای خواندن باقی پست روی ادامه مطلب کلیک کنید...
وقتی چشمان خداوند بر من است و او برای من اندیشه می کند، از هیچ کس و هیچ چیز ترسی نخواهم داشت.

دوستان عزیزم،
متاسفانه مدتي است كه افرادي مغرض با سوءاستفاده از نام وبلاگ نويسان مسيحي اقدام به درج كامنت هاي خصوصي در وبلاگهاي سياسي و اسلامي نموده اند تا با اين نقشه شوم باعث ايجاد تنش و اختلاف در بين عزيزان مسلمان و مسيحي بشوند. متاسفانه من نيز از اين نقشه مستثنا نبوده ام . من همينجا از طرف خودم و به نمايندگي از طرف همه وبلاگ نويسان مسيحي اعلام مي كنم كه به هيچوجه قصد توهين و بي احترامي به عقايد سياسي و ديني ،هيچكس در هيچ يك از گروههاي سياسي و ديني را نداريم و چنانكه از محتويات تمامي وبلاگهاي مسيحي(حقیقی) پيداست، محبت، حرف اول و آخر را می زند.
باقی در ادامه مطلب ...

کشیش هنری نیوئن (نویسنده کتاب بازگشت پسر گمشده) در موزه هرمیتاژ سن پطرزبورگ واقع در روسیه، نشست و ساعت ها به تامل درباره تابلوی مشهور رامبراند به نام بازگشت پسر گمشده پرداخت. در همان حال که چشم به تابلو دوخته بود،مثل پسر گمشده (انجیل لوقا باب ۱۵) را از زاویه جدیدی دید و آن اینکه عیسی به خاطر ما، چیزی شبیه به پسر گمشده شد. او خانه پدر آسمانی اش را واگذاشت،به کشوری بیگانه آمد،همه چیزش را از کف داد و از راه صلیب به خانه پدرش بازگشت. او تمام این ها را نه همچون پسری سرکش و متمرد،بلکه چون پسری مطیع و فرمانبردار انجام داد که فرستاده شده بود تا تمامی فرزندان گمشده خدا را به خانه بازآورد. عیسی پسر گمشده پدر گمشده شد،تمام آنچه را که از پدر یافته بود، واگذاشت تا امروز من و شما بتوانیم همچون او شویم و با او به خانه پدر بازگردیم.(برگفته از کتاب عیسی ای که نمی شناختم - فیلیپ یانسی)
پاسکال می گوید: تجسم خدای پدر در مسیح، برای نشان دادن عمق فلاکت انسان،عظمت نجاتی را که نیاز داشت، به او می نمایاند.![]()
یوحنا باب ۱ آیه ۱- ۴ در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. ۲ همان در ابتدا نزد خدا بود. ۳ همه چیز به واسطه او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت. ۴ در او حیات بود و حیات نور انسان بود. /// یوحنا باب ۱ آیه ۱۴ و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد، پر از فیض و راستی؛ و جلال او را دیدیم، جلالی شایسته پسر یگانه پدر.
فیلیپیان باب ۲ آیه ۶- ۷ که چون در صورت خدا بود، با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد، ۷ لیکن خود را خالی کرده، صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد.
در ادامه مطلب می توانید موعظه چرا خدا انسان شد؟ (دکتر مهرداد فاتحی) را دانلود کنید و یا به صورت متن بخوانید:
در هول و هراسی که قایقت کوچکت است؟ یا دریای طوفانی پریشانت کرده؟
صدای قایق کهنه ات گوشت را از شنیدن صدای خداوند بازداشته و ظلمت دریای اطرافت نگاهت را از افق زیبای نجات برداشته، آب به درون قایقت آمده و هر آن هراس تو را بر غرق شدنت می افزاید!
دوستانت هم نمی توانند در این طوفان به تو کمک کنند و احساس تنهایی شدیدی در طوفان های زندگی است می کنی و فکر می کنی خداوند برای همیشه به خواب رفته و هرگز صدای تو را نمی شنود؟
نترس!اگر مسیح را در قلب خود داری بدان که خداوندت عیسی در قایق پوسیده تو خفته است! او باید چشمانش را روی هم می گذاشت تا ببیند چه قدر به او اعتماد داری؟
صدای او از میان صدای وزش باد شناخته می شود که می گوید: (من در خواب هستم امّا دلم بیدار است.) دل او بیدار هست،قلب او برای تو می تپد،فراموش نکن او دشمن تو نیست،بلکه نجات دهنده توست،حال می خواهد در دریای طوفانی باشی، یا در زندان تنهایی خود، یا در چاه عمیق بی کسی، یا در وحشت بلعیده شدن توسط شیران،... فراموش نکن او در همه جا و همه شرایط نجات دهنده توست. نجات دهنده ای که خون خود را بالای صلیب ریخت هنگامی که دشمنش بودی و دردت را به جان خرید،حال چگونه امروز که پاره جانش هستی تو را فراموش خواهد کرد ؟؟؟
فراموش نکن او برای همیشه نجات دهنده توست.پس اگر در قایق تو خفته است به او اعتماد کن،فکر نکن که تو فراموش و یا ترک کرده است. اجازه بده تو را از میان طوفان ها بگذارند تا روز به روز تبدیل به طلای ناب و خالص شوی که مد نظر اوست. ایمان داشته باش او قادر است بر طوفان های زندگی ات نهیب زند تا خاموش شوند ولی گاهی این طوفان ها برای تبدیل شدن لازم است.آمین؟

متی باب ۸ آیات ۲۳- ۲۷ چون به كشتی سوار شد، شاگردانش از عقب او آمدند. ۲۴ ناگاه اضطراب عظیمی در دریا پدید آمد، بحدی كه امواج، كشتی را فرو میگرفت؛ و او در خواب بود. ۲۵ پس شاگردان پیش آمده، او را بیدار كرده، گفتند: «خداوندا، ما را دریاب كه هلاک میشویم!» ۲۶ بدیشان گفت: « ای كم ایمانان، چرا ترسان هستید؟» آنگاه برخاسته، بادها و دریا را نهیب كرد كه آرامی كامل پدید آمد. ۲۷ اما آن اشخاص تعجّب نموده، گفتند: «این چگونه مردی است كه بادها و دریا نیز او را اطاعت میكنند! .»
موعظه قایق طوفانزده کشیش ادوارد هوسپیان
بررسی واقعۀ حضور مسیح با شاگردانش در قایق طوفانزده و عکسالعمل عیسی و شاگردان حاوی درسهای مهمی است. برای کسانی که قصد دارند در طوفانهای زندگیِ فردی یا کلیسایی خود عکسالعملی مسیحگونه داشته باشند، این روایت بس پندآموز است.
چیزی که متاسفانه در بین بعضی عزیزان وجود دارد این هست که فکر می کنند وقتی به مسیح ایمان می آورند دیگر نه رنج،نه درد،نه بیماری،نه بلا،نه دردسر به سراغشان می آید و مسیح برای آنان تنها همانند غول چراغ جادویی است که وقتی لازمش دارند دست روی کلامش می کشند و او بیرون آمده در طرفه العینی همه چیز را برایشان فراهم می کند!
لطفا به متی ۱۶: ۲۴ توجه کنید:آنگاه عیسی به شاگردان خود گفت:اگر کسی خواهد متابعت من کند، باید خود را انکار کرده و صلیب خود را برداشته، از عقب من آید. و يوحنا ۱۶ : ۳۳ «در جهان براي شما زحمت خواهد شد. و لكن خاطر جمع داريد زيرا كه من بر جهان غالب شده ام.» و آیات مشابه دیگر ...
صلیب مسیح ،ایستادگی در رنج ها و درد های ماست ؛صلیب مسیح آموختن از شکست ها ،پیروزی بر ضعف های انسانی ماست.آیا شما آمده اید تا پا در این راه بگذارید یا نه؟ راه صلیب و اطاعت از مسیح از خون می گذرد.صلیب من و تو در گوشه و کنار این دنیای خاکی در انتظار ماست!اگر بر داشته ایم پس آن را تا به آخر ببریم.مانند شاگردان مسیح که آن را تا به آخر و تا به نفس آخر بردند.ما هم شاگردان او هستیم نه؟
آیا مسیح را فقط برای انجام معجزات در زندگی هامون می خواهیم؟ اگر یک روز سکوت کند، دیگر به دنبالش نمی رویم؟ اگر در سختی بیافتیم وعده هاش را فراموش می کنیم؟ كلام خدا ميفرمايد: «عيسي مسيح ديروز و امروز و تا ابدالاباد همان است.» (عبرانيان ۱۳ :۸) این ما هستیم که هر روزه تغییر می کنیم. نگاهی به زندگی ایمانی مان بیاندازیم ببنیم که آیا واقعا عاشق مسیح هستیم؟ یا اینکه ادعایی بیش نداریم؟ بیاییم مسیح را برای وجود خودش پرستش کنیم. عاشق و معشوق واقعی در همه شرایط در کنار هم هستند و تا به مرگ یکدیگر را ترک نمی کنند. چه زیبا عشق آسمانی ما،عیسی مسیح،که می تونیم همیشه در کنارش باشیم و مرگ جرات جدایی ما را نخواهد داشت زیرا خداوندمان عیسی او را شکست داده است.
دانلود موعظه عاشق عیسی کیست؟ (کلیک کنید)
آیا فقط در شادی ها او را پرستش می کنیم؟ در سختی ها او را تنها می گذاریم؟ گاهی فریاد می زنیم: مسیح چرا مرا تنها گذاشته ای؟ ولی فراموش می کنیم که این ما هستیم که ما ساز جدایی زده ایم... بیایید رابطه مان را با خداوند تغییر دهیم و از حالت همیشه گیرنده بودن بیرون بیایم آن موقع هست که برکت ها را دریافت خواهیم کرد. از معامله کردن با خداوند فاصله بگیریم. خداوندا اگر این کار رو برای من کردی که کردی اگر نکردی که من دیگه پرستشت نمی کنم! همش در حال تهدید خداوند هستیم،چرا این کار و برای من نکرد؟چرا این اتفاق بد برای من افتاد؟همش نارضایتی،همش ناشکری،همش غرغر،شکایت ... در واقع فراموش می کنیم که اگر یک لحظه خداوند انگشت حمایتش را از شانه های ما بردارد قدرت ایستادن نخواهیم داشت.(مکاشفه ۲: ۵ پس بخاطر آر که از کجا افتادهای و توبه کن و اعمال نخست را بعمل آور والا بزودی نزد تو میآیم و چراغدانت را ازمکانش نقل میکنم اگر توبه نکنی. )
![]()
![]()
به عنوان خواهر کوچک شما در خداوند خواهش می کنم که کتاب زیر را دانلود کرده و حتما مطالعه کنید باشد که این کتاب کمکی برای تک تک شما عزیزان در سختی ها باشد . خیلی دوست دارم که برکت هایی را که از این کتاب گرفتید را برای من در همین پست به صورت نظر بگذارید. ![]()
![]()
![]()

چرا خدا چون خدا عمل نمی کند؟ (کلیک کنید)
فهرست مطالب کتاب :
عیسی بشنید فریاد من از دوشم برداشت بار من

پدر آسمانی ! شکرت می کنم برای اینکه تو پدری هستی که برای ما اندیشه می کند، پدری هستی که دست محبتت همیشه بر شانه های ماست، پدری که وعده دادی: فرزندم تو را هرگز فراموش نخواهم کرد. در هرجایی که باشی،در تاریکی،در طوفان،در سختی، ایمان داشته باش من با تو هستم. با هر لرزش قایق کوچک زندگی ات من با تو هستم. موقعی که به هنگام دویدن می افتی و زانوهای خسته ات زخمی می شود تنها من درمان تو هستم.شکرت می کنم مسیح که من را با محبت پدر آشنا کردی.
در تمامی این چند سال که به مسیح ایمان آوردم با تمامی سختی هایی که در زندگیم داشتم،تنها یک چیز امید من بود و هست و خواهد بود:( پدرم در آسمان برای من اندیشه می کند). خداوند همیشه در زندگی من گل دقیقه نود را زده. اجازه داده تا نود دقیقه در زمین بدوم، جایم را در زمین عوض کنم، گاهی افتادم، از روی عصبانیت محکم به همه چیز لگد زدم، با دوستانم دعوا کردم و شاید آنها را در به هدف نرسیدنم مقصر دانستم ، با داور زندگی به خاطر اینکه بهم کارت قرمز نشان داده دعوا کردم و با عصبانیت زمین را ترک کردم، در این میدان از کارت های زردی که مرا از بازی های دیگر محروم کرده ناراحت شده و اشک ریختم، دلم از تمامی تماشاگرانی که فقط تماشاگر افتادن هایم بودند رنجید و هزاران اتفاق دیگر ولی خداوند اجازه داد تا همه اینها اتفاق بیافتد و او در زندگی من گل دقیق نود را زده،می زند و خواهد زد.(رومیان ۸: ۳۸- ۳۹ زیرا یقین میدانم که نه موت و نه حیات و نه فرشتگان و نه روسا و نه قدرتها و نه چیزهای حال و نهچیزهای آینده و نه بلندی و نه پستی و نه هیچ مخلوق دیگر قدرت خواهد داشت که ما را از محبت خدا که در خداوند ما مسیح عیسی است جدا سازد.)
مدتی بود که برای پرداخت هزینه ای خاص دچار مشکل شده بودم و مبلغی را باید پرداخت می کردم که اصلا برایم کار آسانی نبود.شاید از نظر دیگران مبلغ کمی به نظر می رسید ولی با شرایط مالی و خرجی که داشتم پرداختش برایم سخت بود...
باقی در ادامه مطلب ...
به سـی پـاره بفــروخت روزی یهــودا مسیــح
بـه چند پارهاش میفروشی مسیحـی، مسیــــح؟
تــــو ارزان فــروشـی و از خــائنش کمتــری
گـــر از آنِ دنیـــا شـــوی نــی زآن مسیــــح
چــو او گفت تو همشکل دنیـا مشـو در حیات
تو را شکر کردن بهکردارست و نی زبانی فصیح (شعر از کشیش سپهر)
یهودا، مسیح را به سی پاره فروخت،امروز ما مسیح را به چیزهایی می فروشیم؟
به لذت دنیا؟به گناه؟به مادیات؟به فخر و غرور؟به شهوت؟به چی ...؟
هفته قبل از مرگ مسیح را به یاد آورید: بعضی از کسانی که فریاد هوشیعانا ( واژه عبری است به معنای خداوندا الآن ما را نجات بده) سر می دادند هفته بعد فریاد مصلوبش کن سر دادند ! چه اتفاقی افتاد که مسیح را فروختند؟ واقعا نگاهی در زندگی مان بیاندازیم و ببینیم آیا همه چیز را برای مسیح می فروشیم یا اینکه مسیح را به همه چیز می فروشیم؟ آیا ما هم یک هفته فریاد خداوندم عیسی سر می دهیم و هفته دیگر با اعمالمان او را می فروشیم؟
باقی در ادامه مطلب ...
|
نرم افزار فری گيت خصوصا برای گذشتن از فيلترينگ درست شده است. نرم افزار فری گيت کاملا رايگان است و افراد و شرکتها حق خريد و فروش آن را ندارند. چون فايل اجرايی اين نرم افزار دارای خصوصياتی است که برخی شرکت های ايميل دهنده (نظير جی ميل و ياهو) اجازه ارسال و دريافت آن را نمی دهند، وبسايت شبکه خبری فارسی صدای امريکا پياده کردن اين نرم افزار را امکان پذير ساخته است.
|

تقریبا مدتی هست که شروع کردم به خواندن کتاب ((عیسایی که نمی شناختم- اثر فیلیپ یانسی))، واقعا کتاب عالی هست،نویسنده این کتاب کسی است که از بچگی با مفهوم مسیح و مسیحیت در کانون شادی کلیسا آشنا می شود و بعد ها به شناخت حقیقت و درک قلبی مسیح می رسد. چیزی که همه ما در پی رسیدن به آن هستیم و این شناخت طبیعتا یک شبه به دست نمی آید و تا به آخر زندگی ایمانی مان همراه ماست و همین هست که تازگی می بخشد و از عادت و انجام مراسم مذهبی به دور است و زیبایی اش در اینجاست. اواسط کتاب به جمله ای برخوردم که برایم آرامشی خاص در بر داشت و من را واداشت که به اثر های نویسندگانی چون داستایوفسکی سری بزنم،در زیر قسمتی از این کتاب(صفحه ۱۷۳ -۱۷۴) را برای شما به نگارش درآوردم که امیدوارم برکت بگیرید:
در اوایل زندگی داستایوفسکی اتفاقی برای او افتاد که بی شباهت به بازآمدن به زندگی نبود. او را به جرم معاشرت با گروهی که به چشم تزار نیکلاس اول، خائن بودند دستگیر کردند.تزار برای اینکه به تندرویان جوان،سنگینی خطای شان را حالی کند،آنان را محکوم به مرگ کرد و اعدامی کاذب ترتیب داد. توطئه گران را که کفن پوشانیده بودند،به یکی از میدان های شهر انتقال دادند که جوخه اعدام در آنجا منتظر اجرای دستور بود. محکومین به اعدام را در حالی که چشم بند به چشم و کفن به تن داشتند و دستهای شان را محکم به پشت بسته بودند، در مقابل چشمان جماعتی ساده لوح به تیرک های اعدام بستند. در واپسین لحظه، همان دم که فرمان هدف گیری صادر شد و تفنگ های آماده شلیک هدف را نشانه گرفتند، اسب سواری که چهارنعل می تاخت از راه رسید و فرمان از پیش تعیین شده تزار را ابلاغ کرد و آن اینکه تزار از سر شفقت،مجازات مرگ محکومنت را به کار سخت تقلیل داده است.داستایوسفکی هیچ گاه نتوانست،خود را از بند این خاطره تلخ کاملا برهاند. او دهان گشوده مرگ را از نزدیک دیده بود و از آن دم به بعد زندگی برای او ارزشی تخمین ناپذیر یافته بود. او اظهار داست:(اکنون زندگی من تغییر خواهد یافت.من باید زندگی جدیدی را آغاز کنم)، هنگامی که وی سوار قطار محکومین شد که عازم سیبری بود،زنی مومن یک جلد عهد جدید(انجیل) به دستش داد.آن تنها کتابی بود که اجازه خواندنش را در زندان می دادند. او اعتقاد داشت که خدا فرصتی دوباره به او داده است تا به دعوت او لبیک گوید، عهد جدید (انجیل) را با ولع تمام در دوران محکومتیش خواند. ده سال بعد، با عقاید مسیحی تزلزل ناپذیری بازگشت که در یکی از گفته های معروفش چنین انعکاس یافت است: «اگر کسی میخواست به من ثابت کند که مسیح خارج از حقیقت است، و این واقعیت داشت که حقیقت، خارج از مسیح وجود دارد، آنگاه من باید بین حقیقت و مسیح، مسیح را انتخاب میکردم.» مسیح و رنجهای او تم اصلی بسیاری از نوشتههای داستایوفسکی به ویژه در «اندیشههای زیرزمینی»، «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف» است...
فیلیپ یانسی نویسنده مشهور مسیحی (فیض را در رمان های داستایوفسکی ملاقات کرد).بد نیست ما هم نگاهی به رمان های این نویسنده بزرگ روسی بیاندازیم.
آخرین جمله مسیح بر روی صلیب را در انجیل متی باب ۲۷ آیه ۴۶ به یاد آورید:
((ایلی ایلی لَما سبقْتِنی، یعنی الهی الهی مرا چرا ترک کردی.))
سوال: آیا خدای پدر حقیقتا پسر(مسیح) را ترک کرده بود؟
(جواب سوال و نظرات شما بعد از ۳ روز به نمایش گذارده می شود.)
جواب سوال در ادامه مطلب