تبليغاتX

آرشیو ماهیانه وبلاگ

دانلود کتاب مقدس(تورات+انجیل)

دانلود کتاب تفسیر کاربردی عهد جدید (انجیل)

دانلود فیلم فریادی از ایران (A Cry From Iran) + فیلتر شکن

دانلود 43 موعظه مفید مسیحی

رفع 5 سوتفاهم در مورد مسیحیت

دریافت انجیل+فیلم زندگی مسیح به صورت رایگان

انجیل گویا

دانلود پاسخ به اتهام(نورمن گایسلر)

دانلود کتاب پاسخ به 101 سوال کتاب مقدس

دانلود کتاب راز تثلیث

دانلود کتاب کشف راز

دانلود کتاب چرا خدا چون خدا عمل نمی کند؟

دانلود کتاب هایی برای جوانان

انجیل دروغین برنابا

دانلود کتاب گناهان 12 گانه

نقدی بر فیلم بشارت منجي

کلیسا اینترنتی

†††عیسی نجات دهنده عالم†††

†من‌ قیامت‌ و حیات‌ هستم‌. هر که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آورد، اگر مرده‌ باشد، زنده‌ گردد.†

توجه: عزیزان به دلیل مشکلی که در سرورم پیش اومده تا مدتی نمی تونم در وبلاگ های شما نظر بگذارم پس لطفا جواب ها را در زیر نظرهای وبلاگم دنبال کنید.تعداد پست های صفحه اول وبلاگ را کم کردم تا با سرعت کم هم بتوانید وبلاگ را باز کنید لطفا برای خواندن باقی پست ها به آرشیو وبلاگ سری بزنید.

 آرشیو وبلاگ(کلیک کنید)

چند روزی بود که آپ نکرده بودم، با شرایطی که پیش اومده مگه آخه وبلاگی باز می شه که بشه آپ کرد ... توی این آشفته بازار و ناراحتی می دونم این مقاله برای تک تک ما می تونه آرامی بیاره،پس لطفا این مقاله را تا آخر بخوانید. دعا برای ایران و ایرانی فراموش نمی شه و اگر امروز هم وطن ما در رنج هست،ما هم در رنج هستیم. اگر امروز آنان می گریند، ما نیز با اشک ها به حضور خداوند می آییم تا او دل شکسته و دردکشیده را با خون خود التیام بخشد. مشکلات این چند روزه برای همه ما آزمایشی بزرگ هست،این همه از ایمان،محبت و اعتماد به خداوندمان عیسی مسیح حرف زدیم، حال زمان عمل است. این مقاله ممکنه طولانی باشه ولی پیشنهاد من این است که مطلب را در کامپیوتر خود ذخیره و مطالعه کنید.

مزمور ۲۳: خداوند شبان‌ من‌ است‌؛ محتاج‌ به‌ هيچ چيز نخواهم‌ بود. ۲ در مرتع‌هاي‌ سبز مرا مي‌خواباند. نزد آبهاي‌ راحت‌ مرا رهبري‌ مي‌كند.۳ جان‌ مرا برمي‌گرداند و به‌ خاطر نام‌ خود به‌ راههاي‌ عدالت‌ هدايتم‌ مي‌نمايد.۴ چون‌ در وادي‌ ساية‌ موت‌ نيز راه‌ روم‌ از بدي‌ نخواهم‌ ترسيد زيرا تو با من‌ هستي‌؛ عصا و چوب‌دستي‌ تو مرا تسلي‌ خواهد داد. ۵ سفره‌اي‌ براي‌ من‌ به‌ حضور دشمنانم‌ مي‌گستراني‌. سر مرا به‌ روغن‌ تدهين‌ كرده‌اي‌ و كاسه‌ام‌ لبريز شده‌ است‌. ۶هرآينه‌ نيكويي‌ و رحمت‌ تمام‌ ايام‌ عمرم‌ در پي‌ من‌ خواهد بود و در خانة‌  خداوند  ساكن‌ خواهم‌ بود تا ابدالا´باد.

زندگی مجموعه ای است ازسختی ها و خوشی ها .شکست ها و پیروزی ها.موفقیتها و ناکامی ها.قله ها و ته دره ها.و اگر زندگی این دو جنبه را نداشت شخصیت ما رشد نمیکرد و ما به بلوغ نمیرسیدیم.زندگی سطحی و کسل کننده میشد و خوشی ها تکراری و بی رنگ میشدند.اگر طوفان نباشد آرامش بعد از آن هم معنی ندارد.اگر بیماری نباشد لذت سلامتی حس نمیشد و اگر سختی نباشد آسودگی بی معنا میشد.

و امروز نگاه میکنیم به راههای خداوند برای ما هنگامی که نه بر قله ها بلکه در دره ها هستیم.

حتی در تاریکترین روزها و سیاهترین دره ها خداوند همراه ماست.مزمور۲۳: ۴

در اسرائیل واقعا دره ای وجود دارد بسیار عمیق و باریک که ته آن همیشه تاریک است و فقط در هنگامی که نور خورشید بطور قائم بر آن میتابد تاریکی موقتا جایش را به روشنایی میدهد و بقیه اوقات تاریک است. احتمالا داوود در هنگامی که چوپانی میکرده گوسفندانش را از این دره عبور می داده است و شاید هم در یکی از این مواقع مزمور ۲۳ را از خداوند دریافت و برای ما به یادگار گذاشته است.دره در کتاب مقدس معنی سختی ها و تنگیها را نیز در بر میگیرد.

ما چگونه با دره های زندگی روبرو شویم؟

باقی مقاله در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 29 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

توجه: عزیزان به دلیل مشکلی که در سرورم پیش اومده تا مدتی نمی تونم در وبلاگ های شما نظر بگذارم پس لطفا جواب ها را در زیر نظرهای وبلاگم دنبال کنید.

جوانان مسیحی

هیچ کس جوانی تو را حقیر مشمارد.

جوانان و نوجوانان بسیاری را می شناسم که قلب خود را به مسیح داده اند و روزانه با مشکلات جوانی دست و پنجه نرم می کنند ولی شکر برای روح القدس که در هر وسوسه،هر سختی و مشکل قوت ماست. با ایمان می تونم بگویم که بسیاری از ضعف های ما در مسیح به قوت تبدیل می شود. چیزی که ذهن من را مشغول کرد تا این مطلب را بنویسم این هست که خود من در ۱۹-۲۰ سالی (جوانی) قلبم را به مسیح دادم و کاملا با مشکلات یک جوان آگاه هستم ولی شکر برای کلام خداوند که همیشه راه حل های زیبا برای زندگی های کسانی دارد که گوش شنوا دارند و می خواهند در تقدس خداوند زندگی کنند.

فراموش نکن ای ایماندار! سن و سال تو هر چه باشد،اگر خودت را در اختیار خداوند بگذاری، او از تو استفاده خواهد کرد و اگر جوان هستی و خداوند خدمتی بزرگ و بیش از سن تو برایت در نظر گرفته با قدرت این را اعلام کن که هیچ کس جوانی مرا حقیر مشمارد و با قوت قدم در راه خداوند بگذار.

مطالب زیر به صورت پی دی اف هستند و حجم بالایی ندارند،اکثرا (به جز دو کتاب آخر) ۳-۴ صفحه هستند و خواندن آنها وقت زیادی نمی گیرد. باشد که این مطالب جوابگوی نیاز های شما باشد. برای باز شدن پی دی اف روی کلمات زیر کلیک کنید.

دانلوددانلوددانلود

 پدر آسمانی!پدر پرجلال!

از تو تشکر می کنیم که جوانی ما را حقیر ندانستی و این افتخار را دادی تا در قلب های ما زندگی کنی. از تو ممنونیم که اجازه دادی تو را پدر خطاب کنیم. ما فرزندانت، به حضورت آمدیم زیرا می دانیم وقتی از تو چیزی می خواهیم به ما سنگ نخواهی داد و تو خدای پر از محبت هستی. خداوندا از ما در جوانی استفاده کن، ما می خواهیم ابزاری در دستان تو باشیم پس ما را تبدیل کن،ما را عوض کن تا روز به روز شبیه تو شویم.می خواهیم در پاکی تو زندگی کنیم و در تقدس تو قدم برداریم ولی دنیا این را نمی خواهد. ای خداوند امروز با قدرت نام تو اعلام می کنیم هر چیزی را که در زندگی ما هست و ما را از تقدس تو دور می کند،همین حالا از زندگی هایمان بردار. در وسوسه ها به ما قوت غلبه بر شریر را بده، به نام عزیز مسیح افکار ما را از بدی پاک کن،اعضای بدن ما برای انجام کارهای تو شتابان باشد.ما را برکت بده و حکمت آسمانی عطا کن تا برای ازدواج مان بهترین تصمیم را بگیریم.می خواهیم به هنگام بازگشت تو،چراغدان هایمان از روغن پر باشد و با لباس های بدون لکه در حضور تو حاضر شویم.

به نام عزیز مسیح طلبیم. آمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

توجه: عزیزان به دلیل مشکلی که در سرورم پیش اومده تا مدتی نمی تونم در وبلاگ های شما نظر بگذارم پس لطفا جواب ها را در زیر نظرهای وبلاگم دنبال کنید،امروز هم خداوند کمک کرد تا تونستم این پست را آپ کنم. از برادر عزیزم هم ممنونم که در این مورد کمکم کرد.

 شهادت و چگونگی ایمان من به مسیح(کلیک کنید)

چهار سال گذشت. ۱۸ خرداد ۱۳۸۴

روزی که مادرم عاشقانه برای ایمان آوردن من زیر صلیب مسیح، خسته از دختر عاصی خود، اشک می ریخت و دعا می کرد: ای عیسی! خودت را به فرزندم نشان بده ،نشان بده که حقیقت هستی، او را از گناهانش رهایی بده و آرامش خودت را بر او بریز. مادر، بی خبر از همه جا فکر نمی کرد که خداوند مهربان و زنده همان شب به خواب دختر گناهکارش خواهد رفت و خودش را بر او آشکار خواهد کرد و زندگی اش را اینگونه تبدیل می کند.

باقی در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

دیشب دلم خیلی گرفته بود، حس عجیبی داشتم، به مادرم گفتم که می خوام برم و توی اطاقم دعا کنم، وقتی وارد اطاقم شدم اول از همه کمی پرستش کردم و بعد از آن نشستم و مثل یک بچه کوچک در آغوش پدر گریه کردم. چه قدر در حضور پدر آسمانی اعتراف کردم.چند وقتی می شد که اینگونه در حضور خداوند اشک نریخته و خالی نشده بودم.حقیقتا از موقعی که کتاب آتش قدوسیت خدا(۲پست زیر) را می خونم یک جورایی ملزم شدم تا برای تقدس بیشتر تلاش کنم و چیز هایی که مانع از تقدس در زندگیم می شود بیرون کنم.این کتاب چنان زیبا و به موقع برای من تهیه شد که وقتی فکرش را می کنم می فهمم که خداوند می خواست که من با خوندن این کتاب توجه بیشتری به مسئله تقدس کنم. من یک جوان هستم و مثل جوانان دیگر روزانه با هزاران هزار وسوسه دست و پنجه نرم می کنم، ممکنه در قسمت هایی از زندگیم ضعف داشته باشم ولی یک چیز با ارزش دارم و آن وجود روح القدس در زندگیم هست. روح القدس بهم کمک می کنه تا با وسوسه ها بجنگم،گاهی شکست می خورم ولی باز بلند می شم و از خداوند می خواهم من را روز به روز تبدیل کنه ولی دور نیاندازد.خم شوم،له شوم و زیر چکش خداوند قرار بگیرم ولی تا قبل از آمدن خداوند،عیسی، تبدیل شده باشم و چراغدانم از روغن پر باشد.مشکلات در زندگی من کم نیست ولی همیشه لبخندی روی لبام هست و دلیلش تنها وجود مسیح هست که در زندگی من سلطنت می کنه و من را هرگز در سختی ها تنها نمی گذاره و نخواهی گذاشت.او که حافظ من است هرگز نخواهد خوابید.

اینها همه مقدمه ای بود برای حرف اصلی من و آن این هست که هنگام دعا ما باید منتظر شنیدن صدای خدا باشیم. رابطه یک فرزند و پدر آسمانی مانند رابطه فرزند و پدر زمینی می مونه البته پدر آسمانی و پدر زمینی اختلاقات زیادی با هم دارند. وقتی یک فرزند نزد پدر زمینی خود می رود و با او صحبت می کند،او حرف دلش را می زند و یا تقاضاهاش را به پدر می گوید و یک دفعه بدون اینکه منتظر یک کلمه از پدر باشه بلند می شود و خانه را ترک می کند. عجیبه نه؟ گاهی ما در دعا اینگونه هستیم،با پدر آسمانی حرف می زنیم ولی رابطه یک طرفه می شه چون نوبت به خداوند که می رسه او را ترک می کنیم. شاید فکر کنید مگه خداوند هم حرف می زند؟ بله یکی از راه هایی که می تونیم از خداوند بشنویم خواندن کلام (کتاب مقدس) هست. این همه ما حرف می زنیم،پس اجازه بدیم ببینیم خداوند چه حرفی برای ما دارد. گاهی اوقات در دعاهای دست جمعی از زبان دیگر ایمانداران کلام خداوند را می شنویم و خیلی راه های دیگر ...

باقی در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

شعر زیر از خواهرمون آمین هست،وقتی شعر را خوندم برای این همه احساس زیبا به وجد آمدم و از ایشون خواستم تا اگر اجازه بدهند در وبلاگ بگذارم با این ایمان که شما هم برکت بگیرید،لطفا برای این خواهر در دعا باشید:

بر تو بستم این عهد، تو را در قلبم دوباره جای دادم،
زمانی دور شدم،
گم شدم در این دنیا،
بودی در یادم اما نبودی در زندگیم،
با تو می خواهم بنشینم دوباره بر خوان ملکوتی ات،
بیا عیسی مرا بلند کن،
مرا عیسی بردار از این تنهائی،
عیسی چون تو رنج بردی هنگامیکه آزموده شدی قادر هستی مرا یاری رسانی در این هنگامه ی رنج و دردم،
خداوندم استخوانهایم مضطرب است،
روحم پریشان،
و صدای شکستن قلبم چون ناقوس کلیسایمان،
عیسی وای اگر تو را نداشتم،
وای اگر تسلی دهنده ای نداشتم،
شرم مرا می بینی؟
نشانم بده دستانت را،
میخوانم آنچه نوشتی،            
بر کف دستانت نوشتی مرا دوست میداری،
نوشتی بیا ... ببین،
نوشتی کسی هست آیا که چون من تورا محبت کرده باشد؟
ببین !
بیشتر نگاه کن فرزندم!
چیز دیگری نمی بینی؟
کمی پایئن تر بروی به قلبم میرسی...
زخم ها درآن است رنجهای تو در آن است...
قلبم برایت پاره پاره شده فرزند،
برایت غمگینم،
برایت گریانم،
برایت میسوزم،
برایت در دعا هستم،
برو پائین تر...
بدنم را خوب بنگر چون روحم را تو نمی بینی،
به پهلویم میرسی،
می بینی زخمش را،
مگر من می گذارم بر جان تو نشیند؟
بدن من فدای تو ...
پاهایم را ببین به راه تو میخکوب می شود،

بیا بر سرم بنگر،
تاج مرا میبینی،
دنیا نهاده بر سرم، بر سر توهم میگذارد،
دنیائی که خودم ساخته ام،
و دنیائی که تو نیز می سازی، بدان فرزند با تو نیز چنین کند،

چشمها،
چشمهایم برای تو به خون و اشک آغشته است،
بدان فرزند،
با این دستان سوراخم تورا به آغوشم بلند میکنم،
با این قلب پاره پاره تورا محبت می کنم،
با آن پهلویم نیز،
و با هردو پای زخمی ام تو را راه میبرم،
خیلی خسته هم باشی بر دوشم بلندت میکنم،
نمیگذارم له شوی وقتی که می افتی...
با چشمانم تورا می پایم،
مواظبت هستم، بیا فرزندم ...

((خواهر آمین))

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

چند روزی هست که شروع کردم به خواندن کتاب آتش قدوسیت خدا (نوشته سرجیو اسکاتاگلینی) و اگر امکان داشته باشد،می خواهم این کتاب را تایپ کنم و برای شما در وبلاگ بگذارم تا بتونید دانلود کنید و بخونید(البته اگر اجازه تایپ و گذاشتنش را در وبلاگ داشته باشم). در دنیایی که تقدس روز به روز رنگ می بازد،فکر می کنم این کتاب نیاز تک تک ما ایمانداران به مسیح باشد. چیزی که نویسنده کتاب بر آن تاکید داره این هست که :((تقدس ۹۸٪ کافی نیست، خداوند می خواهد شما ۱۰۰٪ در تقدس زندگی کنید.)) این موضوع نه به قوت ما بلکه به قوت روح القدس امکان پذیر هست. یک جمله معروفی هست که می گه: کارهای ممکن را ایمانداران انجام می دهند و کارهای غیرممکن را خداوند. پس اگر تقدس ۱۰۰٪ به نظرمان غیرممکن می آید ایمان دارم که با قوت روح القدس در زندگی تک تک ما عملی می شود و نکته مهم این است که اگر می خواهیم روح القدس در زندگی ما ۱۰۰٪ تقدس را عملی سازد باید با او همکاری کنیم: دوم پطرس باب ۳ آیه۱۴ لهذا ای‌ حبیبان‌، چون‌ انتظار این‌ چیزها را می‌کشید، جد و جهد نمایید تا نزد او بی‌داغ‌ وبی‌عیب‌ در سلامتی‌ یافت‌ شوید. در زیر می توانید قسمتی کوتاه از این کتاب را بخوانید:

لازم نیست گناهانمان را مخفی کنیم. می توانیم آنها را نزد پدر آسمانی اعتراف کنیم زیرا او ((او امین و عادل است تا گناهان ما را بیامرزد و ما را از هر ناراستی پاک سازد.)) اول یوحنا باب ۱ آیه ۹

  • خدای پدر! من می دانم که به تو احتیاج دارم. من گناه کرده ام و از تو طلب آمرزش دارم.
  • می دانم که عیسی بر روی صلیب جلجتا بهای گناهان مرا پرداخته،پس خداوندا مرا بخاطر تمام گناهانم بیامرز.
  • خداوندا! از تو می خواهم امروز زندگی مرا عوض کنی.
  • از امروز به بعد می خواهم همانگونه سلوک کنم که عیسی سلوک می کرد.
  • می خواهم شبیه عیسی شوم،می خواهم فکر مسیح را داشته باشم.
  • می خواهم در قوت روح القدس راه بروم.
  • ای خدا! بر حسب رحمت بی کران خود بر من رحم فرما، به حسب کثرت رافت خویش گناهانم را محو ساز.
  • مرا از عصیانم بکلی شست و شو ده و از گناهم مرا طاهر کن زیرا که من به معصیت خود اعتراف می کنم و گناهم همیشه در نظر من است.
  • به تو و تنها به تو گناه ورزیده ام و آنچه در نظر تو بد است را انجام داده ام.
  • مطمئنا تو به راستی در قلب راغب هستی ،پس حکمت را در باطن به من بیاموز.
  • مرا با زوفا پاک کن تا طاهر شوم،مرا شست و سو کن تا از برف سفیتر شوم.
  • شادی و خرمی را به من بشنوان،تا استخوانهایی که کوبیده ای به وجد آید.
  • روی خود را از گناهانم بپوشان و همه خطاهای مرا محو کن.
  • ای خدا! دل طاهر در من بیافرین و روح مستقیم در باطنم تازه ساز.
  • مرا از حضور خود مینداز و روح قدوس خود را از من مگیر.
  • شادی نجات خود را به من باز ده و به روح آزاد مرا تایید فرما.

در نام عزیز مسیح آمین

حالا به او بگوئید:

  • خداوندا! متشکرم از اینکه اینقدر مرا دوست داری،
  • تو را بخاطر آمرزشت شکر می کنم،آمرزش تو را می پذیرم.
  • به هیچ وجه قادر به پرداخت بهای آمرزش تو نیستم.
  • شکرت می کنم که عیسی بهای آن را پرداخت.
  • اکنون خداوندا، بخشایش تو را می پذیرم.
  • و حالا پاکی عیسی مسیح را به زندگی ام دعوت می کنم.

حزقیال ۱۸: ۳۱تمامی‌ تقصیرهای‌ خویش‌ را كه‌ مرتكب‌ آنها شده‌اید از خود دور اندازید و دل‌ تازه‌ و روح‌ تازه‌ای‌ برای‌ خود ایجاد كنید.

اگر می خواهید در مورد تقدس بیشتر بدانید حتما ادامه مطلب را مطالعه فرمایید :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

از شما بینندگان عزیز دعوت میکنیم که به برنامه ویژه پنطیکاست که روز یکشنبه ۳۱ می از تلویزیون محبت پخش خواهد شد توجه فرمایید. برای ورود به وبلاگ شبکه محبت کلیک کنید(جدید)

Pentecost_banner

موعظه: روح‌القدس، هدیۀ خدا برای همه (کشیش ادوارد هوسپیان مهر)

به مناسبت روز پنطیکاست برادر ادوارد در دو جلسه به اهمیت پری از روح خدا پرداختند. در این پیام‌ها ایشان به همه‌ شمول بودن این برکت و مزایای آن اشاره کردند.

برای Download روی کلمۀ دانلود «Right Click» کرده و سپس از گزینه ها  “Save Target as” را انتخاب کنید. Listen         |        Download

Listen         |        Download


پنطیکاست رویدادی بود که در حیات مسیحیت نخستین‌ بار رخ داد. رویدادی که به زندگی روزمرۀ ایمانداران مربوط می‌شود. اگر رویداد قبر خالی و عروج مسیح به آسمان می‌بایست فقط یک بار رخ دهد، واقعۀ پنطیکاست باید دائماً و در هر جا در زندگی ایمانداران تکرار شود.

باقی در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 8 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

چند روز پیش یکی از عزیزان از من درخواست کردند که از تاریخ ۱ خرداد تا ۱ تير برای خانواده قربان توراني که در سال ۱۳۸۴ براي نام مسيح شهيد شدند،دعا شود. از شما ايمانداران می خواهم که برای خانواده این عزیز که به سختي روزگار مي گذارنند در دعا باشید. برای آشنایی بیشتر شما با نحوه ایمان آوردن برادرمان قربان تورانی شهادت ایمانی ایشان را می توانید در زیر مطالعه فرمایید:

انجیل یوحنا باب ۱۶ آیات ۱- ۴ این‌ را به‌ شما گفتم‌ تا لغزش‌ نخورید. ۲ شما را از کنایس‌ بیرون‌ خواهند نمود؛ بلکه‌ ساعتی‌ می‌آید که‌ هر که‌ شما را بکشد، گمان‌ برد که‌ خدا را خدمت‌ می‌کند. ۳ و این‌ کارها را با شما خواهند کرد، بجهت‌ آنکه‌ نه‌ پدر را شناخته‌اند و نه‌ مرا. ۴لیکن‌ این‌ را به‌ شما گفتم‌ تا وقتی‌ که‌ ساعت‌ آید به‌خاطر آورید که‌ من‌ به‌ شما گفتم‌. و این‌ را از اول‌ به‌ شما نگفتم‌، زیرا که‌ با شما بودم‌.

قربان دُردی تورانی

 

 

 

 

قربان دُردی تورانی در سال ۱۹۵۲ مطابق با ۱۳۳۱ شمسی در خانواده ای ترکمن و در شهر گنبد کاووس ( شهری در شرق دریای خزر) در کشور ایران متولد شد. او یکی از ۸ فرزند خانواده بود. شش برادر و ۱ خواهر داشت .پدر او یک مسلمان سنی بسیار متعصب و از شاخه حنفیه بود. او تمام تلاش خود را بر این گذاشت تا فرزندانش بر طبق اصول شریعت اسلام رشد کنند. قربان بسیار مشتاق بود که بعد از اتمام تحصیلاتش در دوران دبیرستان، به کشور مصر سفر کرده و در آنجا فقه اسلامی بخواند. هدف او این بود که در انتها تبدیل به یک فقیه اسلامی( مفتی) در مذهب حنفی گردد اما پدر او قادر نبود از لحاظ مالی بودجه این سفر را بپردازد، علی رغم چنین شکستی، او همواره کتب اسلامی را مطالعه می‌نمود و در آن کتب خدا را جستجوی می‌کرد ولی هرگز نتوانست از طریق آن مطالعات به شناخت خدا نائل شود. در نتیجه این ناکامی و استیصال و خشمی که در او به وجود آمده بود، به اعمال جنایتکارانه و مشاجره و زد و خورد با دیگران روی آورد. از آنجا که در یافتن خدا به شکست رسیده بود، تقریباً متقاعد شده بود که هیچ خدایی وجود ندارد و به دنبال این طرز فکر به کمونیسم ( فلسفه بی خدایی)  روی آورد.

برای مطالعه باقی متن روی ادامه مطلب کلیک کنید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

صبح قبل از اینکه از خونه بیام بیرون توی اطاقم نشسته بودم و مثل بچه های دل شکسته کمی با پدر آسمانی حرف می زدم. دلم گرفته بود. می دونید ما گاهی منتظر شنیدن صدای خداوند هستیم و چشمانمان را بستیم و فقط گوشمان را متمرکز کردیم تا بشنویم، دریغ از اینکه خداوند می خواهد چیزی را به ما نشان دهد و یا برعکس گاهی منتظر دیدن عمل دست خداوند هستیم ولی خداوند می خواهد با ما حرف بزند و گوش های ما بسته هست. امروز صبح که منتظر شنیدن کلمه ای از طرف خداوند بودم میخ بزرگی که در اصطلاح میخ طویله می گوییم در گوشه دیوار اطاقم توجهم را جلب کرد و یاد داستانی افتادم که چند وقت پیش در وبلاگ نوشته بودم: (داستان پدری که هروقت پسرش گناهی می کرد میخی به در خانه می زد و پسر وقتی نزد پدر رفت،پدر در پر از میخ را به او نشان داد که نشان از گناهان او بود و کثرت آنها نمایان بود. پسر تصمیم به توبه گرفت و پدر یکی یکی میخ ها را از در در می آورد. میخ ها کنده می شدند ولی جای آنها روی در ماند.)

میخ گوشه دیوار،میخ کوچکی نبود.در اصطلاح میخ طویله بود. بیرون کشیدن چنین میخی به دیوار آسیب می زند و سوراخ بزرگی ایجاد می کند. پر کردن جای سوراخ که در دیوار ایجاد شده کار سختی هست. مخصوصا اگر برای امتحان کردن میخ جای جای مختلف دیوار را سوراخ کنیم.

برخی گناهان در زندگی ما هستند که درست مثل این میخ عمل می کنند. موقعی که از ما برداشته می شوند جای عمیقی می گذارند که سالها برای پر کردن آن جای خالی باید تلاش کرد. گاهی اثرات گناهان گذشته را در زندگی امروزمان می بینیم.

خدا را شکر برای خون مسیح که گناهان ما را برداشت و گفت هرکه به من ایمان آورد حیات جاودان می یابد و گناهان او پاک می شود. اگر مسیح نبود امروز چه کسی جای این میخ ها را پر می کرد؟؟؟

پدر آسمانی ! پدر پرجلال ! پدر پر از محبت !

به حضور تو آمدیم، تا بگیم چه قدر تو مهربان و پر از محبت هستی،اومدیم تا خودمان را در آغوش تو بیندازیم تا اشک هایمان را در مشک خود بگذاری! اشک هایی که وعده دادی روزی از چشمانمان پاک خواهی کرد، ما منتظر آن روز خواهیم ماند زیرا به وعده تو اطمینان داریم:(مزامیر باب ۲۵آیه ۳ بلی‌، هر كه‌ انتظار تو می‌كشد خجل‌ نخواهد شد.) تو وعده دادی:(اشعیا باب ۴۲آیه ۳ نی‌ خرد شده‌ را نخواهد شكست‌ و فتیله‌ ضعیف‌ را خاموش‌ نخواهد ساخت‌ تا عدالت‌ را به‌ راستی‌ صادر گرداند.) تو هرگز ما را خرد نخواهی کرد. خداوندا اعتراف می کنیم اگر قوت روح القدس نباشد یک لحظه هم بر پای خود نتوانیم ایستاد. یاری بده پای خسته مان و کمر شکسته مان را. قطره های فیض تو می بارد ، ما رگبارش را می خواهیم ای خداوند. بگذار زیر باران فیض تو خیس شویم. ای خداوند جای زخم ها و گناهان گذشته ما را با محبت خودت پر کن.

به نام عزیز مسیح طلبیدیم آمین

عزیزان لطفا برای من در نام مسیح دعا کنید، چون در زندگی تصمیم های مهمی باید بگیرم و احتیاج به هدایت خداوند دارم.ممنوم

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

تا حالا شده در شرایطی قرار بگیرید که مثلا ضربه روحی خورده باشید؟ فکر می کنم همه ما حداقل یک بار این تجربه را کرده باشیم. وقتی دیگران به سمت ما می آیند و سعی می کنند با کلمات به ما دلداری بدهند اکثرا در دل خود اینگونه جواب می دهیم که : در شرایط من نیست که بفهمه چی می کشم! این اتفاق برای اون نیافتاده که !همش الکی می خواد دلداری بده ...

ولی اگر از گذشته آن عزیزان آگاه باشیم و بدونیم که مشکلی مشابه مشکل ما، برای او نیز اتفاق افتاده خودمون را در آغوش او می اندازیم و می گوییم: فقط تو می تونی من و درک کنی. تو می دونی من چی می کشم...

ما به عنوان ایمان داران، اگر توانستیم شنوندگان خوبی باشیم آن موقع هست که در خدمت مان به دیگران موفق خواهیم شد. مردم دنیا بیشتر از آنچه که بخواهیم نصیحتشان کنیم احتیاج دارند حرف دل شان را بشنویم و تسلی شان دهیم.انسان ها در پی کسی هستند که گوشی شنوا داشته باشد. آنان چنین شخصی را در میان کسانی که فقط حرف می زنند نخواهند یافت زیرا آنها هنگامی که باید گوش کنند، سخن می‌گویند. کسی که به سخن دیگران خود گوش نمی‌سپارد، به سخن خدا نیز گوش نخواهد سپرد. کسی که نمی‌تواند با صبر و تحمل مدتی طولانی به سخن کسی گوش فرادهد، یقیناً سخنش ارتباطی به نیاز شخص مقابل نخواهد داشت‌.

آقای شریعتی یک شعر معروف دارند با این مضمون (خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌...) ایشون در این شعر تاکیید می کنند که تنها موقعی می شه تبدیل به تسلی دهنده حقیقی شد که به شباهت کسی شوی که احتیاج به تسلی داره. مردم درمانده دنیا که در گناه بودند از خدا فاصله داشتند و خدای تسلی دهنده را نمی دیدند که دردشان را بفهمد ولی شکر برای خدا که لباس جسم پوشید و در میان ما حاضر شد. مسیح، صورت نادیده خدای پدر،طعم درد و شکنجه را کشید،مورد وسوسه قرار گرفت،مفهوم توهین و طرد شدگی را لمس کرد ولی او در تمامی مشکلات با ما یک فرق داشت و آن این بود که گناه نکرد.(و در متی باب۱۱ آیه ۲۸ می گوید: بیایید نزد من‌ ای‌ تمام‌ زحمتكشان‌ و گرانباران‌ و من‌ شما را آرامی‌ خواهم‌ بخشید.) مسیح آماده آرامی بخشیدن و تسلی دادن ماست. در جای دیگری از این شعر می بینیم که شریعتی فریاد می زند:( خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است) بله خداوند عیسی مسیح می دانست : ( یوحنا باب ۲ آیه ۲۵ و از آنجا که‌ احتیاج‌ نداشت‌ که‌ کسی‌ درباره‌ انسان‌ شهادت‌ دهد، زیرا خود، آنچه‌ در انسان‌ بود می‌دانست‌.) و باز قسمتی از شعر فریاد او را می بینیم که می گوید: (خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی) : (یوحنا باب ۱ آیات ۱- ۴ در ابتدا کلمه‌ بود و کلمه‌ نزد خدا بود و کلمه‌ خدا بود.  ۲ همان‌ در ابتدا نزد خدا بود.  ۳ همه‌ چیز به‌ واسطه‌ او آفریده‌ شد و به‌ غیر از او چیزی‌ از موجودات‌ وجود نیافت‌.  ۴ در او حیات‌ بود و حیات‌ نور انسان‌ بود./// یوحنا باب ۱ آیه ۱۴ و کلمه‌ جسم‌ گردید و میان‌ ما ساکن‌ شد، پر از فیض‌ و راستی‌؛ و جلال‌ او را دیدیم‌، جلالی‌ شایسته‌ پسر یگانه‌ پدر.) مسیح همین کار را کرد.(قرنتیان دوم باب یک آیه چهار که‌ ما را در هر تنگی ما تسلی می دهد تا ما بتوانیم‌ دیگران‌ را در هر مصیبتی که‌ باشد تسلی نماییم‌، به‌ آن‌ تسلی که‌ خود از خدا یافته‌ایم‌.)

برای تسلی دادن دیگران باید درد آنها را متحمل شد (اول قرنتیان باب ۱۳ آیه ۷ محبت هر چیز را متحمل می باشد.) پس می بینیم که درد کشیده را التیام دادن آسان بود.

تسلی دهید . قوم مرا تسلی دهید . خدای شما این را می گوید  ( اشعیا باب ۴۰  : ۱ )

پیغام اشعیا نبی این بود ، تسلی ذخیره کنید. دنیا مملو از دل های تسلی ناپذیر است و شما قبل از شروع به این خدمت بزرگ یعنی تسلی دادن به آنها، نیاز دارید که تسلی ذخیره کنید . کسب این آمادگی ممکن است برایتان گران تمام شود . شما نیز باید شخصا از تمامی آن مشقت هایی که دل های بسیاری را خون کرده است گذر کرده باشید ، تا بتوانید با آنها همدردی نمائید و به بهترین شکل مفید واقع شوید . به این ترتیب وجود شما مانند بیمارستانی خواهد بود که در آنجا دل های مجروح و شکسته بی شماری درمان خواهند شد چرا که دل شما نیز به همان صورت تسلی الهی را یافته است . همان گونه که طبیب بزرگ ، زخمهای شما را درمان کرده است شما نیز باید بیاموزید تا به همان شکل قلب های شکسته را درمان نمائید . پس تعجب نکن از اینکه خداوند تو را همین الان از مصیبت ها می گذراند . ده سال بعد بسیاری را خواهی دید که درست مثل اکنون تو در رنج و زحمت بسر می برند.در آن هنگام برای آنها شرح خواهی داد که خود نیز چگونه با تحمل مصیبت ها تسلی یافته ای . چگونه خداوند بر زخم های تو مرحم گذارده وآنها را بسته است ، همچنین خواهی دید که چگونه تابش پرتوهای امید ، ابرهای یاس و تسلی ناپذیری را پراکنده خواهد ساخت ، و خواهی فهمید که چرا خداوند اجازه داده است که تو هم از این چنین مصیبت ها عبور نمایی تا تربیت شوی و آمادگی پیدا کنی تا دل های تسلی نیافته و دردمند بسیاری را درمان نمایی . 

خداوند ما را بخاطر تسلی یافتن، تسلی نمی دهد بلکه تا ما را نیز تسلی دهنده بسازد . ( دکتر جووت ) 

+ نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت   توسط استر  |