تبليغاتX

آرشیو ماهیانه وبلاگ

دانلود کتاب مقدس(تورات+انجیل)

دانلود کتاب تفسیر کاربردی عهد جدید (انجیل)

دانلود فیلم فریادی از ایران (A Cry From Iran) + فیلتر شکن

دانلود 43 موعظه مفید مسیحی

رفع 5 سوتفاهم در مورد مسیحیت

دریافت انجیل+فیلم زندگی مسیح به صورت رایگان

انجیل گویا

دانلود پاسخ به اتهام(نورمن گایسلر)

دانلود کتاب پاسخ به 101 سوال کتاب مقدس

دانلود کتاب راز تثلیث

دانلود کتاب کشف راز

دانلود کتاب چرا خدا چون خدا عمل نمی کند؟

دانلود کتاب هایی برای جوانان

انجیل دروغین برنابا

دانلود کتاب گناهان 12 گانه

نقدی بر فیلم بشارت منجي

کلیسا اینترنتی

†††عیسی نجات دهنده عالم†††

†من‌ قیامت‌ و حیات‌ هستم‌. هر که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آورد، اگر مرده‌ باشد، زنده‌ گردد.†

قبل از اینکه بخواهیم ببینیم اشعیا نبی برای زندگی های ما ایمانداران چه درسی دارد،بد نیست که با این نبی آشنا شویم:

به معنای: در زبان عبری نام اشعیاء یعنی " خدا نجات داده " می باشد.

محل او در کتابمقدس: کتابی به نام او که بیست و سومین کتاب از مجموعه کتابهای عهد عتیق(تورات) می باشد.همچنین از او در کتابهای دوم پادشاهان فصل های ۱۹ و ۲۰ و کتاب دوم تواریخ فصل های ۲۶ و ۳۲ نام برده شده است.

محل تولد: اورشلیم-اسرائیل.

زمان حیات: تقریبا بین سالهای ۷۴۰  تا ۶۸۱ قبل از میلاد عیسی مسیح.

اصل و نسب او : به احتمال قوی در خانواده ای از نسل پادشاهان که به داود نبی ختم می شد بدنیا آمده بود. او پسر مردی بنام آموص بوده است.( کتاب اشعیاء ۱: ۱ ) 

قوت ها:

  1. با توجه به آنچه که برای ما از او باقی مانده است میتوانیم او را یک انسان دوست دار و وفادار به خدای زنده دانست.
  2. او تماما فرمان و پیام خدا را با تمام سخت بودنش برای شنیدن و پذیرفتن آن از طرف گناهکاران زمان خود به آنها رساند.
  3. امید مسیح موعود و آمدن او را بعنوان تنها نجات دهندۀ اسرائیل و دنیا بارها با هدایت روح مقدس خدا پیش بینی نمود.
  4. برگزیدۀ مستقیم خدا با دادن قدرت کلام عظیم الهی به او برای بیان پیام خدا.
  5. خود را به خدا و پیام او تقدیم کردن و حاضر شدن برای رفتن و رساندن پیام او به دیگران.     

دانلود کتاب اشعیا در کتاب مقدس

***دوست عزیزم که هنوز قلبت را به مسیح ندادی، اگر دوست داری ببینی مسیح برای تو چه کاری کرده و چه دردی را به جان خرید، خواهش می کنم روی ادامه مطلب کلیک کن و تمامی باب را بخون.***

باقی این مقاله در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت   توسط استر  | 

 

 روز ۱۸ مرداد، روز دادگاهی خواهرانمان در مسیح (مریم رستم‌ پور و مرضیه امیری زاده) در دادگاه انقلاب بود،نزدیک ۵ ماه هست که ایشان در زندان اوین به سر می برند و تنها جرم آنها ایمان به مسیح هست، دیروز داشتم از شبکه اف سی ان ان قسمتی از صحبت های این عزیزان را می خواندم و خدا را شکر کردم برای ایمانی که دارند و به یاد شَدْرَك‌ و ميشك‌ و عَبِدْنَغو در کتاب دانیال (عهد عتیق) افتادم که ایمان قوی آنها باعث ایمان آوردن نَبوْكَدْنَصَّر پادشاه نیز شد و نوشتن آن را در این پست خالی از برکت ندانستم،(لینک خبر)

از نگاه دادگاه ، تنها جرم مریم و مرضیه می تواند اعتقاد و گرویدن آنان به مسیحیت باشد .آقای حداد از این دو شهروند مسیحی پرسیدند که آیا آنها مسیحی هستند؟

آنها پاسخ دادند: ما عیسی مسیح را دوست داریم .

معاون دادسرا پرسش خود را مجددا مطرح کرد و آنها پاسخ دادند: بله، ما مسیحی شده ایم. آنها همچنین گفتند که، ما در یک خانوادهٔ مسلمان به دنیا آمده ایم ، ولی‌ مسلمان نبودیم.

پرسش‌های آقای حداد ادامه یافت و وی از ایشان پرسید:  آیا از مسیحی شدن خود پشیمان هستند یا نه؟

كه آنها با استواری ایستاده و گفتند: ما به هیچ عنوان پشیمان نیستیم.

سپس حداد معاونت دادسرای انقلاب بار دیگر با تاکید بسیار به ایشان گفت: شما باید ایمان خود را شفاهی‌ و هم به صورت مکتوب در حضور دادگاه انکار نمائید.

كه این دو زندانی مسیحی با  قاطعیت پاسخ دادند؛ "ما ایمان خود را انکار نمی‌‌کنیم."

این گزارش می افزاید، در جریان یکی‌ از لحظات پر تنش در این بازجوئی، مریم و مرضیه به اعتقادات خود اشاره کردند و اینکه " خدا " آنان را از طریق روح القدس متقاعد نموده است.

سپس آقای حداد به ایشان گفت؛ " امکان ندارد که خدا با انسان سخن بگوید.`مرضیه در جواب از او پرسید، آیا قادر مطلق بودن خدا را زیر سوال می‌‌برید؟

حداد پاسخ داد، `شما ارزش این را ندارید که خدا با شما صحبت کند.

مرضیه در جواب ایشان گفت؛ این خداست که تصمیم می‌‌گیرد من ارزش آن را دارم یا نه و نه شما !

در جریان این گفتگو حداد معاون دادسرا به این دو مسیحی زندانی گفت که به سلول‌های خود در زندان باز گردند و در مورد راه حل‌هایی‌ که به ایشان ارائه شده فکر کنند و وقتی‌ که آماده اطاعت هستند به او بگویند. 

سپس مریم و مرضیه در پاسخ گفتند : ما قبلا تمام فکر‌های خود را کرده ایم. پس از جلسه دادگاه آنان گفتند: `اگر قرار است که ما از زندان بیرون بیاییم، می‌‌خواهیم با افتخار این کار را انجام دهیم.

باقی در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت   توسط استر  | 

(زير بناي اصلي مسيحيت بر مرگ عيسي مسيح بالاي صليب و قيام او پس از سه روز از مردگان هست) اين سخنراني را حتما گوش كنيد، واقعا عالي است.  (۳۹ دقيقه) سخنران برنامه: ادوین

فیلم سینمایی " بشارت منجی" یا "عیسی روح الله" فیلمی است كه توسط نادر طالب زاده در ایران ساخته شده است.نادر طالب زاده متولد ۱۳۳۲ تهران، داراي مدرك كارشناسي ادبيات انگليسي از دانشگاه راندولف ميكن و كارشناسي ارشد كارگرداني سينما از دانشگاه كلمبيا است.

به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان "بشارت منجی" كه حاصل زحمت وتلاش ۱۰ ساله ایشان می باشد با هزینه حدود پنج میلیون دلار ساخته شده است كه حاصل آن یک مجموعه تلویزیونی حدودا هزار دقیقه‌ای است که به زودی از تلویزیون ایران پخش خواهد شد. طالب‌زاده تحقیق و تلاش ۱۰ ساله خود را را بر مبنای نگاه اسلامی به عیسی مسیح می سازد و در آن شخصی را که مسیحیان باور دارند مسیح موعود و یگانه فرزند خداست، به عنوان پیامبری به تصویر می‌کشد که در آن ظهور محمد، پیامبر مسلمانان را بشارت می‌دهد ! وی در مصاحبه ایی كه با نشریه لس آنجلس تایمز داشته ابراز امیدواری كرد تا فیلمش بتواند زمینه‌ای مشترك برای گفتگوی بین مسیحیان و مسلمانان را ایجاد کند.!

وی در این فیلم دیدگاه قرآن و انجیل برنابا را كه یك انجیل منحرف و فاقد ارزش از نگاه كلیسا می باشد را مبنا و دستمایه ساخت فیلم خود قرار داده است . فیلم پنج میلیون دلاری طالب زاده فرض اصلی فیلمش را بر این نكته می گذارد که عیسی پیامبری مهربان بود که معجزه هم داشت، اما نه به صلیب کشیده شد و نه از دنیای مردگان بازگشت !

به گزارش FCNN، در این فیلم وی عیسی مسیح را پیامبری مقدس نشان می دهد که داستان‌های اخلاقی تعریف می‌کند و صدایی فرشته‌ وار دارد. لحن روایی و دیالوگ‌ها برگرفته از آموزه‌های اسلامی و روایت انجیل (منحرف) برناباست.

هدف این گزارش نقد فیلم بر حسب زیبا شناسی و یا تحلیل گارگردانی فیلم نیست، در واقع جوابیه ای است كه به دوستان مسلمان و به خصوص، به كارگردان فیلم این نكته را یاد آوری كنیم كه اصول و زیر بنای اصلی مسیحیت بر مرگ عیسی مسیح بر بالای صلیب و قیام وی می باشد؛ آنگونه كه پولس رسول می گوید : بر حسب " كتب " او در راه ما مًرد و روز سوم از مردگان قیام فرمود.(اول قرنتیان ۱۵:۳)

درمصاحبه ایی كه در ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷سایت آفتاب با نادر طالب زاده از قول ایشان منتشر گردید گفتند: این من نیستم که می‌گویم عیسی مصلوب نشد، خدا می‌گوید و در قرآن هم آمده است. من فیلم را با ایمان ساختم و سعی کردم تا حد امکان آن را زیبا بسازم...

ما مسیحیان به خصوص جامعه مسیحیان فارسی زبان ایران ضمن دعای بركت برای این كارگردان كشورمان، برای ایشان دعا خواهیم كرد تا طبق كلام خداوند " حقیقت را بشناسند چرا كه شناخت حقیقت انسان را ازاسارتها آزاد خواهد كرد " ( رجوع به انجیل یوحنا ۳۲ : ۸) و با همان ایمانی كه از آن نام می برند عیسی مسیح بیداری روحانی به ایشان عطا كند .

اگر مي خواهيد براي اين پست نظر بگذاريد لطفا حتما بعد از گوش دادن اين گزارش باشد. با تشكر

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مرداد1388ساعت   توسط استر  | 

پیدایش باب ۷ آیات ۱۳- ۱۶ : همان‌ روز نوح‌ و پسرانش‌، سام‌ و حام‌ و یافث‌، و زوجة‌ نوح‌ و سه‌ زوجة‌ پسرانش‌، با ایشان‌ داخل‌ كشتی‌ شدند. ۱۴ ایشان‌ و همة‌ حیوانات‌ به‌ اجناس‌ آنها، و همة‌ بهایم‌ به‌ اجناس‌ آنها، و همة‌ حشراتی‌ كه‌ بر زمین‌ می‌خزند به‌ اجناس‌ آنها، و همة‌ پرندگان‌ به‌اجناس‌ آنها، همة‌ مرغان‌ و همة‌ بالداران‌. ۱۵ دودو از هر ذی‌ جسدی‌ كه‌ روح‌ حیات‌ دارد، نزد نوح‌ به‌ كشتی‌ در آمدند. ۱۶ و آنهایی‌ كه‌ آمدند نر و ماده‌ از هر ذی‌جسد آمدند، چنانكه‌ خدا وی‌ را امر فرموده‌ بود. و خداوند در را از عقب‌ او بست‌.

در پست زیر اشاره به دوران های زندگی بشر شد (برای خواندن مقاله 4 دوران کلیک کنید)، در حال حاضر ما در دوران فیض به سر می بریم فیضی که توسط مسیح برای انسان گنه کار فراهم گردید و پایان دوره فیض مشخص نیست زیرا تاریخ بازگشت دوباره مسیح معلوم نیست ولی ما می دانیم که روزی که فیض به اتمام رسد، دوران داوری خداوند شروع خواهد شد، دورانی که خداوند در را از عقب بشر خواهد بست. در این دوران فیض در آسمانی خداوند، برای نجات بشر باز هست و هر که به مسیح ایمان آورد نجات یابد. جمله آخر در آیه ۱۶ باب ۷ پیدایش، از جمله آیات تکان دهنده کتاب مقدس می باشد که احتیاج به تفکر بسیار دارد. 

و خداوند در را از عقب او بست. نوح می توانست موقعی که همگی وارد کشتی شدند خودش در را ببندد ولی خداوند این کار را می کند چون در آن زمان برای ورود دیگران فرصتی باقی نمانده بود.مسیح خود را تنها راه نجات معرفی می کند و تنها دری که در حقیقی است برای ورود به آسمان و با ایمان به او ما نجات او را دریافت خواهیم کرد و هنگام داوری خداوند در کشتی امن او خواهیم بود.

دوست دارم از کسانی که هنوز قلبشان را به مسیح نداده اند سوالی بکنم: اگر روزی در از عقب شما بسته شود و شما متوجه این موضوع شوید که مسیح حقیقت داشته و تنها راه نجات بوده و بدانید که برای ایمان آوردن به او دیر شده است، آیا از دست دادن حیات جاودان شما را محزون نخواهد ساخت؟؟؟

دوست خوبم! می دونم که بعضی از شما قبل از اینکه بخواهید به سوال من جواب دهید از خود من سوال خواهید کرد که استر! اگه روزی متوجه شوی که تمامی ایمانت به مسیح اشتباه بوده و مسیح حقیقت نداشته آن موقع تو وارد جهنم خواهی شد و تو هم، چیز بزرگی را از دست خواهی داد و آن موقع تو چه احساسی خواهی داشت ؟

جواب من به شما دوست عزیز این هست که: اگر روزی متوجه بشم که مسیح حقیقت نداشته و همه راه را اشتباه رفته ام، باید به عرض شما برسانم که با مسیح بودن را به حقیقت ترجیح خواهم داد، اگر به خاطر ایمانم به مسیح، محبت به دشمن، آزار نرساندن دیگران، فروتن شدن، خدمت کردن قرار است به جهنم بروم می دانم که آنجا نیز با مسیح خواهم بود زیرا او وعده داده است هرگز مرا ترک نخواهد کرد. خدای من، مسیح زنده من، هرگز به خاطر اینکه به او ایمان بیاورم، من را تهدید به جهنم وعذاب نکرد، من با محبت و عشق و اراده آزاد به او ایمان آوردم نه از روی ترس. اگر قرار است در بهشت با حوریان بهشتی و میوه های زیبا پذیرایی شوم، من گرمای جهنم را ترجیح می دهم در صورتی که دستان مسیح در دستانم باشد. با مسیح بودن و روزانه با مسیح قدم برداشتن، بهشت حقیقی و میوه جاودانگی است.بگذار بگویند عذاب آن دنیا مال من خواهد بود زیرا برای من عذابی بزرگتر از بدون مسیح بودن تعریف نشده است. بگذار کافر و مرتد بخوانندم، مهم این هست که خداوند مرا فرزند می خواند. بگذار عذابم دهند و جسمم را بکشند ولی به روحم متعلق به خداوندم است هیچ آسیبی نمی توانند برسانند. بگذار ...

  1. ((نان حیات هستم)) یوحنا۶: ۳۵ عیسی‌ بدیشان‌ گفت‌: من‌ نان‌ حیات‌ هستم‌. کسی‌ که‌ نزد من‌ آید، هرگز گرسنه‌ نشود و هر که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آرد، هرگز تشنه‌ نگردد.
  2. ((نور جهان هستم)) یوحنا۸: ۱۲ «پس‌ عیسی‌ باز بدیشان‌ خطاب‌ کرده‌، گفت‌: من‌ نور عالم‌ هستم‌. کسی‌ که‌ مرا متابعت‌ کند، در ظلمت‌ سالک‌ نشود بلکه‌ نور حیات‌ را یابد. » یوحنا۹: ۵ «مادامی‌ که‌ در جهان‌ هستم‌، نور جهانم‌.!»
  3. ((پیش از آنکه ابراهیم متولد شود،من هستم)) یوحنا۸: ۵۸«عیسی‌ بدیشان‌ گفت‌: آمین‌ آمین‌ به‌ شما می‌گویم‌ که‌ پیش‌ از آنکه‌ ابراهیم‌ پیدا شود من‌ هستم‌.»
  4. ((شبان نیکو هستم)) یوحنا۱۰: ۱۱ «من‌ شبان‌ نیکو هستم‌. شبان‌ نیکو جان‌ خود را در راه‌ گوسفندان‌ می‌نهد.»
  5. ((قیامت و حیات هستم)) یوحنا۱۱: ۲۵ «عیسی‌بدو گفت‌:من‌ قیامت‌ و حیات‌ هستم‌. هر که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آورد، اگر مرده‌ باشد، زنده‌ گردد.»
  6. ((راه و راستی و حیات هستم)) یوحنا۱۴: ۶« عیسی‌ بدو گفت‌: “من‌ راه‌ و راستی‌ و حیات‌ هستم‌. هیچ‌کس‌ نزد پدر جز به‌وسیله‌ من‌ نمی‌آید.»
  7. ((تاک حقیقی هستم)) یوحنا۱۵: ۱ «من‌ تاک‌ حقیقی‌ هستم‌ و پدر من‌ باغبان است‌.»

در انجیل یوحنا (۷) ادعای بزرگ از عیسی مسیح می بینیم که یک انسان معمولی و یا یک پیامبر جراعت بیان هیچ یک از اینها را ندارد،درطول تاریخ همیشه پیامبران و انبیا مردم را به سوی خدایی واحد هدایت کردند ولی مسیح با تمامی آنها تفاوت داشت زیرا او خود را خداوند معرفی کرد.چه کسی به جز خداوند می تواند ادعا کند که صاحب قیامت و حیات هست؟ مسیح این را در یوحنا۱۱: ۲۵ بیان کرد.

در کتاب خروج۳: ۱۴ خدا به موسی می گوید که نام او ((من هستم)) می باشد. خدا به‌ موسی‌ گفت‌:«هستم‌ آنكه‌ هستم‌.» و گفت‌: «به‌ بنی‌اسرائیل‌ چنین‌ بگو: اهْیه‌ (هستم‌) مرا نزد شما فرستاد.»
 
به مسیح اعتماد کن،بدان که تنها اوست که می تواند به تو حیات جاودان دهد.
فراموش نکن دوست من شاید امشب آخرین شب زندگی تو باشد و شاید امشب شبی باشد که خدا در را از عقب بشر ببندد و دیگر فرصتی برای نجات تو نباشد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت   توسط استر  | 

در طول دوران زندگی بشر ۴ دوره برای زندگی انسان وجود دارد، پیشنهاد می کنم حتما این متن را تا به آخر مطالعه کنید،اگر مايل به خواندن مقاله به صورت مفصل مي باشيد لطفا كليك كنيد، شما مي توانيد ۶ مقاله كامل(با من بيا ۱- ۶) را در اين قسمت بخوانيد كه من به صورت خلاصه شده در اين پست قرار دادم :

  1. دوران وجدان: از ابتدای آفرینش تا قبل از شریعت موسی:خدا به انسان ابتدا وجدان را داد.تا انسان با وجدان خود و داوری درونی خود بتواند به خدا نزدیک گردد و انسانهایی متعدد در این راه زیستند و با عملی که از درونشان نشات می گرفت خدا را خشنود ساختند.یعنی بواسطۀ ایمان خود به خدا.این خصوصیت را ما در افرادی چون : هابیل ،شیث ،خنوخ ،نوح ،ملک صدیق،ابراهیم ،اسحاق ،یعقوب ،یهودا،یوسف ،پدر زن موسی یترون و موسی و...پس میزان سنجش داوری انسان در گذشته قبل از آمدن شریعت و ورود عیسای مسیح بر روی زمین ،ایمان انسان به خدا و زیستن بر مبنای قانونی الهی ای که در جان خود داشتند بود. پولس در نامۀ رومیان این را به روشنی بیان می نماید که برای کسی هیچ شک و شبهه ای در خصوص مراحل آمدن مسیح و دلیل آمدن او باقی نماند.او می نویسد:" چونکه‌ آنچه‌ از خدا می‌توان‌ شناخت‌، در ایشان‌ ظاهر است‌ زیرا خدا آن‌ را بر ایشان‌ ظاهر کرده‌ است‌.  ۲۰ زیرا که‌ چیزهای‌ نادیده‌ او یعنی‌ قوت‌ سرمدی‌ و الوهیتش‌ از حین‌ آفرینش‌ عالم‌ بوسیله‌ کارهای‌ او فهمیده‌ و دیده‌ می‌شود تا ایشان‌ را عذری‌ نباشد." (رومیان ۱ : ۱۹-۲۰ ) و سپس پولس ادامه می دهد که بتواند دنیا را برای درک زمان قبل از آمدن مسیح روشن سازد :" چونکه‌ از ایشان‌ ظاهر می‌شود که‌ عمل‌ شریعت‌ بر دل‌ ایشان‌ مکتوب‌ است‌ و ضمیر ایشان‌ نیز گواهی‌ می‌دهد و افکار ایشان‌ با یکدیگر یا مذمت‌ می‌کنند یا عذر می‌آورند."( رومیان ۲ : ۱۵ )
  2. دوران شریعت: از زمان شریعت موسی(۱۰ فرمان) تا آمدن مسیح : پس خدا قصد نمود تا به انسان قانون دهد.شریعتی نوشته و ثبت شده.آن هم به چند دلیل:

     1- انسان را دیگر نه تنها با وجدان الهی بلکه همچنین با اجرای قوانین پاک نگاه دارد.

     2- با اجرای آن قوم خود را از دیگر اقوام بت پرست زمان خود جدا سازد.

     3- اهمیت قدوسیت خود را بار دیگر به انسان گوشزد نماید.

     4-به انسان بفهماند که او حتی با قانون نیز نمیتواند خود را و دل گناه آلود خود را پاک نگاه دارد.

     5-    تا انسان را به عیسای مسیح و پذیرفتن او که در زمانی معلوم و تعیین شده می آمد برساند.

     سپس گویی دورۀ وجدان به دوره ای دیگر تبدیل گشت؟چرا؟آیا طرح خدا کافی نبود؟نه!انسان در گناه خود آلوده و آلوده تر می گشت اما باز در اوج این سیاهی به خدا گوش نمی داد و او را و فرمان وجدان خود را دنبال نمی کرد تا بتواند خالق خود را خشنود سازد.پس خدا به انسان قانون را داد.این قوانین بسیار ظریف و به جزئیات به انسان گناهکاری مانند موسی داده شد.و موسی که خود از ذات این انسان آگاهی کامل داشت ،قوانین را از خدا دریافت نمود و برای قوم برگزیدۀ خدا آنها را ثبت نمود.او از آنها خواست که این قوانین را انجام دهند:" و این‌ سخنانی‌ كه‌ من‌ امروز تو را امر می‌فرمایم‌، بر دل‌ تو باشد.  ۷ و آنها را به‌ پسرانت‌ به‌ دقت‌ تعلیم‌ نما، و حین‌ نشستنت‌ در خانه‌، و رفتنت‌ به‌ راه‌، و وقت‌ خوابیدن‌ و برخاستنت‌ از آنها گفتگو نما. ." ( تثنیه ۶ : ۶- ۷ ) اما با تمام این تاکید خدا به انسان گناهکار برای مطیع شدن و اجرا نمودن فرامین و قوانین خدا، اما او همچنان به گناه خود و زیستن در آن ادامه داد.قوانین را شکست ،و بجایی رسید که آن انسانهایی که هنوز در روح با خدا می زیستند و هنوز وجدان الهی را در قلب و جان خود داشتند به مردم بیان کردند که شریعت و اطاعت از آن راه نجات انسان گناهکار نیست بلکه راه نشان دادن نیاز انسان گناهکار برای پذیرفتن و درک آمدن نجات دهندۀ آسمانی می باشد.آنها به شکست انسان در برابر قوانین خدا پی بردند و سعی نمودند تا نگاه انسان را نه به شریعت و قوانین بلکه نگاه آنان را به آسمان و آنی که باید از آن می آمد معطوف سازند.

    باقی در ادامه مطلب (لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مرداد1388ساعت   توسط استر  | 

خدا را شکر مشکلم با سرور حل شد و دوباره می توانم در وبلاگ های بلاگفا هم نظر بگذارم،مرسی که در این مدت من را تحمل کردید.مرسی که برای خدمت و قوت من دعا می کنید.

روی جاده‌ی مرگت به تو برخوردم.
راهی که از اتفاق پیش گرفته بودم
بی‌آن که بدانم
تو از آن می‌گذری.

هیاهوی جماعت که به گوشم آمد
خواستم برگردم
اما کنجکاوی
مانعم شد.

از غریو و هیاهو
ناگهان ضعفی عجیب عارضم شد
اما ماندم و
پا پس نکشیدم.
انبوه بی‌سر و پاها با تمام قوت غریو می‌کشید
اما چنان ضعیف بود
که به اقیانوسی بیمار و خفه می‌مانست.

حلقه‌یی از خار خلنده بر سر داشتی
و به من نگاه نکردی.
گذشتی و
بر دوش خود بردی
همه‌ی محنت ِ مرا.

 (شعر عیسی مسیح از لنگستون هیوز )

*****

عیسی  بشنید  فریاد  من *** از دوشم برداشت بار من

در اين مدتي كه به مسيح ايمان آوردم چیزی که ياد گرفتم ،اين بوده كه در آن سياهچال هاي تاريك زندگي ام هم مسيح با من بوده و همه محنت من را بر دوش گرفته تا سبك تر قدم بردارم و هرگز تنهایم نگذاشته.

وقتی مسیح صلیبش را در تپه جلجتا حمل می کرد، سنگینی محنت ما روی شانه های زخمی اش پیدا بود.

تا حالا شده در زندگی ایمانی تان در غرق مشکلات شده باشید و دیگران به شما بگویند: خدای شما کجاست؟ این مسیح ای که می گویی نامش عمانوئیل (یعنی خدا با ماست) اکنون کجاست؟

در كورۀ رنج، شكستگی و مشكلات است كه گوهر ایمان ما سیقل می‌خورد. اما برای تسلی ما در این شرایط كتابمقدس چه حقایقی را در اختیارمان می‌گذارد. برادر ملكوم با اشاره به بخشهایی از كتابمقدس به حقایقی كه در پرتو آن گذشته، حال و آینده ما روشنتر جلوه می‌كند اشاره می‌كنند.

خدای شما كجاست؟

 
 
 
(آیا پیروی از مسیح به این همه زحمت می‌ارزد ؟ مقاله ای از مالکوم استیِر) روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت   توسط استر  | 

*** عزیزان اگر احتیاج دارید که آیه :"اگر از آب و روح متولد نشوی هرگز وارد ملکوت خدا نخواهی شد". (انجيل يوحنا باب ۳ آيه ۵) و آیات دیگر در انجیل یوحنا برای شما تفسیر و باز شود روی این قسمت کلیک کنید: تفسیر کاربردی عهد جدید (انجیل) ***

توجه: عزیزان به دلیل مشکلی که در سرورم پیش اومده تا مدتی نمی تونم در وبلاگ های شما نظر بگذارم پس لطفا جواب ها را در زیر نظرهای وبلاگم دنبال کنید.

  • کسی که صلیب به گردن خود می اندازد؟
  • کسی که از خانواده ای مسیحی به دنیا آمده و مسیحی زاده هست؟
  • کسی که هر هفته به کلیسا می رود و در جلسات کلیسایی شرکت می کند؟
  • کسی که در اروپا و امریکا و کشورهای غربی زندگی می کند؟
  • کسی که هر گناهی می کند و دست به هر عمل غیر کتاب مقدسی می زند؟

    متاسفانه عادت بد ما انسان ها این هست که یک خصیصه را به تمامی مردم تعمیم می دهند.(نسبت دادن از جز به کل) مثلا یکی از خصیصه های هم وطن خودمان را به تمامی مردم شهر تعمیم می دهیم و این کار درستی نیست.برای نمونه باید بگم که از خیلی ها شنیدم که می گویند: چون جنگ های صلیبی اتفاق افتاده است پس همه مسیحی ها جنگجو و قاتل هستند و چون در موزیک ویدئوها و فیلم های غربی هرکار زشتی صورت می گیرد،پس مسیحیان این گونه هستند ...

    ناتانائیل هم در زمان مسیح دقیقا این کار را کرد :
    یوحنا باب ۱ آیات ۴۵- ۴۹: فيلپس‌ نَتَنائيل‌ را يافته‌، بدو گفت‌: «آن‌ كسي‌ را كه‌ موسي‌ در تورات‌ و انبيا مذكور داشته‌اند، يافته‌ايم‌ كه‌ عيسي‌ پسر يوسف‌ ناصري‌ است‌.» ۴۶ نتنائيل‌ بدو گفت‌: «مگر مي‌شود كه‌ از ناصره‌ چيزي‌ خوب‌ پيدا شود؟» فيلپس‌ بدو گفت‌: «بيا و ببين‌.»
    مگر می شود از ناصره چیز خوب بیرون آید؟ او خصیصه بد بودن مردم ناصره را به مسیح نیز تعمیم داد.
    فیلپس به ناتانائیل بسیار زیبا جواب داد:
    بیا و ببین

    روزی مبشّری در موعظه اش گفت: "همانطور که وارد شدن به گاراژ باعث نمی شود که ما به اتومبیل تبدیل شویم، وارد کلیسا شدن نیز کسی را مسیحی نمی کند."

    برای مطالعه باقی متن روی ادامه مطلب کلیک کنید.


  • ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت   توسط استر  | 

    توجه: عزیزان به دلیل مشکلی که در سرورم پیش اومده تا مدتی نمی تونم در وبلاگ های شما نظر بگذارم پس لطفا جواب ها را در زیر نظرهای وبلاگم دنبال کنید.

    « اگر زیست کنیم برای خداوند زیست می‌کنیم،
    و اگر بمیریم برای خداوند می‌میریم.
    پس خواه زنده باشیم، خواه بمیریم،
    از آن خداوندیم » (رومیان۱۴: ۷- ۸).

    وقتی خبر های امروز را مرور می کردم،خبر سقوط هواپیمای تهران - ایروان(ارمنستان) خیلی باعث ناراحتیم شد و می خواهم به همه این عزیزان تسلیت بگم و برای خانواده های آنان دعا کنم تا آرامش بیابند.

    خوشابحال آنان که نجات مسیح را دریافت می کنند و بعد از این دنیا می روند ...

    ای پدر آسمانی! پدر پر محبت من!

    شکرت می کنم برای اینکه هستی تا وقتی دلم غمگین می شود سرم را روی زانوی های تو بگذارم و اشک بریزم و تو با کلامت آرامی جان خسته ام باشی. خداوندا خانواده های عزیزان از دست رفته را به حضور تو بلند می کنم و از تو آرامش و صبر برای آنها می طلبم.

    در نام عزیز مسیح می طلبم آمین

    در آغوش مسیح


    آنچه امروزه بسیاری از مسیحیان از آن وحشت دارند بوی خوشِ مرگ ناخوشایند است. شاید این گفته به دیده و پندار شگفت انگیز باشد، ولی به گمانم نباید آن روی زیبای سکه مرگ را نادیده انگاشت.شوربختانه برخورد بسیاری از مسیحیان با مرگ به گونه‌ای است که گویا این پدیده هیولایی است در خور نابودی که بایستی با دعا و نیایش به جانش افتاد وهرگونه که شده آن را نابود کرد. حال آنکه کتابمقدس به روشنی زور آور بودنِ مرگ را با نیروی محبت در ترازویی قرار می‌دهد که هر دو کفه آن با هم برابرند. به گفته‌ای دیگر، مرگ همانند محبت، نیرومند است. همان‌گونه که هیچ چیز نمی‌تواند جلوی محبت را بگیرد، جلودار مرگ نیز نمی‌تواند چیزی باشد (غزل غزلها ۸ : ۶).

    باقی مقاله در ادامه مطلب (سفارش می کنم حتما مقاله را تا آخر مطالعه کنید واقعا برکت دهنده هست.)


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  چهارشنبه 24 تیر1388ساعت   توسط استر  | 

    توجه: عزیزان به دلیل مشکلی که در سرورم پیش اومده تا مدتی نمی تونم در وبلاگ های شما نظر بگذارم پس لطفا جواب ها را در زیر نظرهای وبلاگم دنبال کنید.

    وقتی این شعر را برای اولین بار خواندم برایم خیلی خیلی جالب بود که آقای شریعتی با زبان خود در شعرشان اعتراف به خداوندی عیسی مسیح کردند و برای این موضوع در شعر خود از انجیل یوحنا کمک گرفتند و متوجه شدم که ایشون انجیل را مطالعه کردند.در این قسمت این شعر را به همراه معنی (کلمه) برای شما نوشتم،باشد که برکت بگیرید و معنی حقیقی کلمه در انجیل یوحنا را درک کنید:

    در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود
     
    و کلمه، بی زبانی که بخواندش، و بی اندیشه ای که بداندش، چگونه می تواند بود؟

    و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود،

    و با نبودن، چگونه می توان بودن؟

    و خدا بود و، با او، عدم،

    و عدم گوش نداشت،

    حرفهایی هست برای گفتن،

    که اگر گوشی نبود، نمی گوییم،

    و حرفهایی هست برای نگفتن،

    حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند.

    حرفهایی شگفت، زیبا و اهورایی همین هایند،

    و سرمایه ماورایی هرکسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد،

    حرفهای بیتاب و طاقت فرسا،

    که همچون زبانه های بیقرار آتشند،

    و کلماتش، هریک، انفجاری را به بند کشیده اند،

    کلماتی که پاره های بودن آدمی اند...

    اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند،

    اگر یافتند، یافته می شوند...

    ... و

    در صمیم وجدان او، آرام می گیرند.

    و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند،

    و اگر او را گم کردند، روح را از دورن به آتش می کشند و، دمادم، حریق های دهشتناک عذاب برمی افروزند.

    و خدا، برای نگفتن حرفهای بسیار داشت،

    که در بیکرانگی دلش موج می زد و بیقرارش می کرد.

    و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟

    هرکسی گمشده ای دارد،

    و خدا گمشده ای داشت.

    هرکسی دوتاست و خدا یکی بود.

    هرکسی، به اندازه ای که احساسش می کنند، هست.

    هرکسی را نه بدانگونه که هست، احساس می کنند.

    بدانگونه که احساسش می کنند، هست.

    انسان یک لفظ است،

    که بر زبان آشنا می گذرد،

    و بودن خویش را از زبان دوست، می شنود.

    هرکسی کلمه ای است:

    که از عقیم ماندن می هراسد،

    و در خفقان جنین، خون می خورد،

    و کلمه مسیح است،

    و در آغاز، هیچ نبود،

    کلمه بود،

    و آن کلمه، خدا بود.

    یوحنا باب ۱ آیات ۱- ۵: در ابتدا كلمه‌ بود و كلمه‌ نزد خدا بود و كلمه‌ خدا بود.۲ همان‌ در ابتدا نزد خدا بود. ۳ همه‌ چيز به‌ واسطه‌ او آفريده‌ شد و به‌ غير از او چيزي‌ از موجودات‌ وجود نيافت‌. ۴ در او حيات‌ بود و حيات‌ نور انسان‌ بود.۵ و نور در تاريكي‌ مي‌درخشد و تاريكي‌ آن‌ را درنيافت‌.

    یوحنا باب ۱ آیه ۱۴: و كلمه‌ جسم‌ گرديد و ميان‌ ما ساكن‌ شد، پُر از فيض‌ و راستي‌؛ و جلال‌ او را ديديم‌، جلالي‌ شايسته‌ پسر يگانه‌ پدر. 

    اين‌ آيات‌ ما را به‌ ياد اولين‌ آيات‌ كتاب‌ پيدايش‌ مي‌اندازد. عيسي‌ را خدا و خالق‌ مي‌نامد. يوحنا يقين‌ كامل‌ دارد كه‌ شخص‌ عيسي‌ وجودي‌ ابدي‌ است‌ كه‌ در امر آفرينش‌ جهان‌ هستي‌ دست‌ داشته‌ است‌. نقل‌ قولي‌ كه‌ از عيسي‌ در يوحنا باب ۱۷ آیه ۵ آمده‌ است‌، اشاره‌اي‌ است‌ به‌ بازگشت‌ او به‌ « و الان‌ تو اي‌ پدر مرا نزد خود جلال‌ ده‌، به‌ همان‌ جلالي‌ كه‌ قبل‌ از آفرينش‌ جهان‌ نزد تو داشتم‌.» نزد خدا داشته‌ است‌. به‌ عبارتي‌ خدا، خود را در شخص‌ عيسي‌ به‌ بني‌ نوع‌ بشر متجلي‌ ساخت‌. عيسي‌ خدا بود. عيسي‌ شبيه‌ خدا بود. او پيغام‌ خدا براي‌ آدميان‌ است‌.خدا انسان‌ شد تا او را بطرف‌ خود بكشد. خدا مي‌توانست‌ انسان‌ را به‌ گونه‌اي‌ بيافريند كه‌ بطور غريزي‌ ارادة‌ او را بجا آورد، ولي‌ او ترجيح‌ داد تا آدمي‌ حق‌ انتخاب‌ داشته‌ باشد، بدين‌ معني‌ كه‌ براساس‌ طرز تفكرش‌ نسبت‌ به‌ خالق‌ خود، شخصاً طريق‌ خود را برگزيند. ولي‌ خدا يك‌ روح‌ است‌، در حاليكه‌ انسان‌ بوسيلة‌ محدوديتهاي‌ يك‌ بدن‌ جسمي‌ احاطه‌ شده‌ است‌ و ادارك‌ بسيار اندكي‌ در مورد يك‌ روح‌ دارد. بنابراين‌ خدا بصورت‌ يكي‌ از آدميان‌، بسوي‌ مخلوقات‌ خود آمد تا آنان‌ بتوانند او را آنچنان‌ كه‌ هست‌ دريابند.

    کولسیان باب ۱ آیه ۱۵- ۱۸ : و او صورت‌ خداي‌ ناديده‌ است‌، نخست‌زاده‌ تمامي‌ آفريدگان‌. ۱۶ زيرا كه‌ در او همه‌ چيز آفريده‌ شد، آنچه‌ در آسمان‌ و آنچه‌ بر زمين‌ است‌ از چيزهاي‌ ديدني‌ و ناديدني‌ و تختها و سلطنتها و رياسات‌ و قوّات‌؛ همه‌ بوسيله‌ او و براي‌ او آفريده‌ شد.۱۷ و او قبل‌ از همه‌ است‌ و در وي‌ همه‌چيز قيام‌ دارد.۱۸ و او بدن‌ يعني‌ كليسا را سر است‌، زيرا كه‌ او ابتدا است‌ و نخست‌زاده‌ از مردگان‌ تا در همه‌چيز او مقدّم‌ شود. 

     برای آشنایی با مفهوم (کلمه) در انجیل یوحنا کلیک کنید. (وبلاگ کانون مسیحیان جنوب ایران) حتما مطالعه شود .

    + نوشته شده در  دوشنبه 22 تیر1388ساعت   توسط استر  | 

    توجه: عزیزان به دلیل مشکلی که در سرورم پیش اومده تا مدتی نمی تونم در وبلاگ های شما نظر بگذارم پس لطفا جواب ها را در زیر نظرهای وبلاگم دنبال کنید.تعداد پست های صفحه اول وبلاگ را کم کردم تا با سرعت کم هم بتوانید وبلاگ را باز کنید لطفا برای خواندن باقی پست ها به آرشیو وبلاگ سری بزنید.

     آرشیو وبلاگ(کلیک کنید)

    چند روزی بود که آپ نکرده بودم، با شرایطی که پیش اومده مگه آخه وبلاگی باز می شه که بشه آپ کرد ... توی این آشفته بازار و ناراحتی می دونم این مقاله برای تک تک ما می تونه آرامی بیاره،پس لطفا این مقاله را تا آخر بخوانید. دعا برای ایران و ایرانی فراموش نمی شه و اگر امروز هم وطن ما در رنج هست،ما هم در رنج هستیم. اگر امروز آنان می گریند، ما نیز با اشک ها به حضور خداوند می آییم تا او دل شکسته و دردکشیده را با خون خود التیام بخشد. مشکلات این چند روزه برای همه ما آزمایشی بزرگ هست،این همه از ایمان،محبت و اعتماد به خداوندمان عیسی مسیح حرف زدیم، حال زمان عمل است. این مقاله ممکنه طولانی باشه ولی پیشنهاد من این است که مطلب را در کامپیوتر خود ذخیره و مطالعه کنید.

    مزمور ۲۳: خداوند شبان‌ من‌ است‌؛ محتاج‌ به‌ هيچ چيز نخواهم‌ بود. ۲ در مرتع‌هاي‌ سبز مرا مي‌خواباند. نزد آبهاي‌ راحت‌ مرا رهبري‌ مي‌كند.۳ جان‌ مرا برمي‌گرداند و به‌ خاطر نام‌ خود به‌ راههاي‌ عدالت‌ هدايتم‌ مي‌نمايد.۴ چون‌ در وادي‌ ساية‌ موت‌ نيز راه‌ روم‌ از بدي‌ نخواهم‌ ترسيد زيرا تو با من‌ هستي‌؛ عصا و چوب‌دستي‌ تو مرا تسلي‌ خواهد داد. ۵ سفره‌اي‌ براي‌ من‌ به‌ حضور دشمنانم‌ مي‌گستراني‌. سر مرا به‌ روغن‌ تدهين‌ كرده‌اي‌ و كاسه‌ام‌ لبريز شده‌ است‌. ۶هرآينه‌ نيكويي‌ و رحمت‌ تمام‌ ايام‌ عمرم‌ در پي‌ من‌ خواهد بود و در خانة‌  خداوند  ساكن‌ خواهم‌ بود تا ابدالا´باد.

    زندگی مجموعه ای است ازسختی ها و خوشی ها .شکست ها و پیروزی ها.موفقیتها و ناکامی ها.قله ها و ته دره ها.و اگر زندگی این دو جنبه را نداشت شخصیت ما رشد نمیکرد و ما به بلوغ نمیرسیدیم.زندگی سطحی و کسل کننده میشد و خوشی ها تکراری و بی رنگ میشدند.اگر طوفان نباشد آرامش بعد از آن هم معنی ندارد.اگر بیماری نباشد لذت سلامتی حس نمیشد و اگر سختی نباشد آسودگی بی معنا میشد.

    و امروز نگاه میکنیم به راههای خداوند برای ما هنگامی که نه بر قله ها بلکه در دره ها هستیم.

    حتی در تاریکترین روزها و سیاهترین دره ها خداوند همراه ماست.مزمور۲۳: ۴

    در اسرائیل واقعا دره ای وجود دارد بسیار عمیق و باریک که ته آن همیشه تاریک است و فقط در هنگامی که نور خورشید بطور قائم بر آن میتابد تاریکی موقتا جایش را به روشنایی میدهد و بقیه اوقات تاریک است. احتمالا داوود در هنگامی که چوپانی میکرده گوسفندانش را از این دره عبور می داده است و شاید هم در یکی از این مواقع مزمور ۲۳ را از خداوند دریافت و برای ما به یادگار گذاشته است.دره در کتاب مقدس معنی سختی ها و تنگیها را نیز در بر میگیرد.

    ما چگونه با دره های زندگی روبرو شویم؟

    باقی مقاله در ادامه مطلب ...


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه 29 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

    چند روزی هست که شروع کردم به خواندن کتاب آتش قدوسیت خدا (نوشته سرجیو اسکاتاگلینی) و اگر امکان داشته باشد،می خواهم این کتاب را تایپ کنم و برای شما در وبلاگ بگذارم تا بتونید دانلود کنید و بخونید(البته اگر اجازه تایپ و گذاشتنش را در وبلاگ داشته باشم). در دنیایی که تقدس روز به روز رنگ می بازد،فکر می کنم این کتاب نیاز تک تک ما ایمانداران به مسیح باشد. چیزی که نویسنده کتاب بر آن تاکید داره این هست که :((تقدس ۹۸٪ کافی نیست، خداوند می خواهد شما ۱۰۰٪ در تقدس زندگی کنید.)) این موضوع نه به قوت ما بلکه به قوت روح القدس امکان پذیر هست. یک جمله معروفی هست که می گه: کارهای ممکن را ایمانداران انجام می دهند و کارهای غیرممکن را خداوند. پس اگر تقدس ۱۰۰٪ به نظرمان غیرممکن می آید ایمان دارم که با قوت روح القدس در زندگی تک تک ما عملی می شود و نکته مهم این است که اگر می خواهیم روح القدس در زندگی ما ۱۰۰٪ تقدس را عملی سازد باید با او همکاری کنیم: دوم پطرس باب ۳ آیه۱۴ لهذا ای‌ حبیبان‌، چون‌ انتظار این‌ چیزها را می‌کشید، جد و جهد نمایید تا نزد او بی‌داغ‌ وبی‌عیب‌ در سلامتی‌ یافت‌ شوید. در زیر می توانید قسمتی کوتاه از این کتاب را بخوانید:

    لازم نیست گناهانمان را مخفی کنیم. می توانیم آنها را نزد پدر آسمانی اعتراف کنیم زیرا او ((او امین و عادل است تا گناهان ما را بیامرزد و ما را از هر ناراستی پاک سازد.)) اول یوحنا باب ۱ آیه ۹

    • خدای پدر! من می دانم که به تو احتیاج دارم. من گناه کرده ام و از تو طلب آمرزش دارم.
    • می دانم که عیسی بر روی صلیب جلجتا بهای گناهان مرا پرداخته،پس خداوندا مرا بخاطر تمام گناهانم بیامرز.
    • خداوندا! از تو می خواهم امروز زندگی مرا عوض کنی.
    • از امروز به بعد می خواهم همانگونه سلوک کنم که عیسی سلوک می کرد.
    • می خواهم شبیه عیسی شوم،می خواهم فکر مسیح را داشته باشم.
    • می خواهم در قوت روح القدس راه بروم.
    • ای خدا! بر حسب رحمت بی کران خود بر من رحم فرما، به حسب کثرت رافت خویش گناهانم را محو ساز.
    • مرا از عصیانم بکلی شست و شو ده و از گناهم مرا طاهر کن زیرا که من به معصیت خود اعتراف می کنم و گناهم همیشه در نظر من است.
    • به تو و تنها به تو گناه ورزیده ام و آنچه در نظر تو بد است را انجام داده ام.
    • مطمئنا تو به راستی در قلب راغب هستی ،پس حکمت را در باطن به من بیاموز.
    • مرا با زوفا پاک کن تا طاهر شوم،مرا شست و سو کن تا از برف سفیتر شوم.
    • شادی و خرمی را به من بشنوان،تا استخوانهایی که کوبیده ای به وجد آید.
    • روی خود را از گناهانم بپوشان و همه خطاهای مرا محو کن.
    • ای خدا! دل طاهر در من بیافرین و روح مستقیم در باطنم تازه ساز.
    • مرا از حضور خود مینداز و روح قدوس خود را از من مگیر.
    • شادی نجات خود را به من باز ده و به روح آزاد مرا تایید فرما.

    در نام عزیز مسیح آمین

    حالا به او بگوئید:

    • خداوندا! متشکرم از اینکه اینقدر مرا دوست داری،
    • تو را بخاطر آمرزشت شکر می کنم،آمرزش تو را می پذیرم.
    • به هیچ وجه قادر به پرداخت بهای آمرزش تو نیستم.
    • شکرت می کنم که عیسی بهای آن را پرداخت.
    • اکنون خداوندا، بخشایش تو را می پذیرم.
    • و حالا پاکی عیسی مسیح را به زندگی ام دعوت می کنم.

    حزقیال ۱۸: ۳۱تمامی‌ تقصیرهای‌ خویش‌ را كه‌ مرتكب‌ آنها شده‌اید از خود دور اندازید و دل‌ تازه‌ و روح‌ تازه‌ای‌ برای‌ خود ایجاد كنید.

    اگر می خواهید در مورد تقدس بیشتر بدانید حتما ادامه مطلب را مطالعه فرمایید :


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

     

    ما ایمان داریم که عیسی مسیح پس از تحمل شکنجه و عذاب به خاطر گناهان بشر بالای صلیب مرد و در روز سوم از مردگان، رستاخیز نمود و پس از چهل روز، که در خلال آن خود را به شاگردان آشکار ساخت، به آسمان صعود کرد.
    عیسی به آسمان صعود کرد تا از همین امروز ما با او نزد پدر ساکن شویم. صعود خداوندمان عیسی مسیح واقعه ای نیست که بتوان آن را به تنهایی در نظر گرفت، بلکه خود یکی از جنبه های راز رستاخیز می باشد. بعد از رستاخیز خداوند و پیش از
    عید نزول روح القدس یعنی پنطیکاست، صعود مسیح رخ می دهد: عیسی مسیح در مقابل دیدگان شاگردانش به آسمان صعود می کند و برای همیشه از چشمان مادی آنان ناپدید می گردد. از آن پس عیسی با پیروانش ارتباط نوینی برقرار میکند به این نحو که زندگی ایشان از حضور دائمی مسیح تاثیر می گیرد. عیسای خداوند تا پیش از مرگش، با شاگردانش رو در رو ملاقات می نمود، یعنی در قالب یک برخورد مادی و معمولی انسانها. اما پس از صعود وی، اکنون دیگر پیروانش با هدایت روح القدس در سرزمین ناشناخته ها به ملاقاتش می روند. از حال تا انقضای جهان، عمانوییل: "خدا با ما" می ماند.
    بعد از آخرین ظهورش، ظاهرا عیسی خداوند، جمع شاگردانش را ترک می گوید، اما در واقع از آن به بعد، با قدرت روح القدس، نحوه و اثر حضور نادیدنی او در زندگی هر یک از پیروانش چنان ابعاد عمیق و وسیعی به خود می گیرد که هرگز یک حضور مادی قادر به نهادن چنان اثری نیست. عیسای رستاخیز کرده به شاگردانش آموخت تا در کلام مقدس، در رازها، در هر یک از همنوعان و بخصوص در بشارت به ملکوت، او را ملاقات کنند. با صعود مسیح به آسمان ؛ عیسی مسیح به همانجایی بازگشت که از آن آمده بود و اکنون او در ‏آنجا در حضور خدای پدربه شفاعت وکهانت برای ایماندارانش می پردازد .« نشسته بر دست ‏راست خدا» استفاده از زبانی استعاره ای است که جایگاه جلال و حرمتی را که عیسی به دلیل ‏رابطهً منحصر به فردش با خدای پدر دارا می باشد را بیان می کند .‏
    بنابراین نیازی نیست که به آسمان خیره بمانیم، بلکه شاهدان خداوند رستاخیز کرده مان در میان انسانها باشیم و با او به جهت اشاعه ملکوتش همکاری کنیم.عیسای رستاخیز کرده با نزول روح القدس اکنون درهر یک از ماست.

    God is Love

    شما می توانید با کلیک کردن روی ادامه مطلب، مقاله (چرا مسیح هنوز برنگشته است؟) برگفته از سایت کلمه را مطالعه فرمایید:


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت   توسط استر  | 

    نقاشی پسر گمشده اثر رامبراند

    کشیش هنری نیوئن (نویسنده کتاب بازگشت پسر گمشده) در موزه هرمیتاژ سن پطرزبورگ واقع در روسیه، نشست و ساعت ها به تامل درباره تابلوی مشهور رامبراند به نام بازگشت پسر گمشده پرداخت. در همان حال که چشم به تابلو دوخته بود،مثل پسر گمشده (انجیل لوقا باب ۱۵) را از زاویه جدیدی دید و آن اینکه عیسی به خاطر ما، چیزی شبیه به پسر گمشده شد. او خانه پدر آسمانی اش را واگذاشت،به کشوری بیگانه آمد،همه چیزش را از کف داد و از راه صلیب به خانه پدرش بازگشت. او تمام این ها را نه همچون پسری سرکش و متمرد،بلکه چون پسری مطیع و فرمانبردار انجام داد که فرستاده شده بود تا تمامی فرزندان گمشده خدا را به خانه بازآورد. عیسی پسر گمشده پدر گمشده شد،تمام آنچه را که از پدر یافته بود، واگذاشت تا امروز من و شما بتوانیم همچون او شویم و با او به خانه پدر بازگردیم.(برگفته از کتاب عیسی ای که نمی شناختم - فیلیپ یانسی)

    پاسکال می گوید: تجسم خدای پدر در مسیح، برای نشان دادن عمق فلاکت انسان،عظمت نجاتی را که نیاز داشت، به او می نمایاند.

    یوحنا باب ۱ آیه ۱- ۴  در ابتدا کلمه‌ بود و کلمه‌ نزد خدا بود و کلمه‌ خدا بود.  ۲ همان‌ در ابتدا نزد خدا بود.  ۳ همه‌ چیز به‌ واسطه‌ او آفریده‌ شد و به‌ غیر از او چیزی‌ از موجودات‌ وجود نیافت‌.  ۴ در او حیات‌ بود و حیات‌ نور انسان‌ بود. /// یوحنا باب ۱ آیه ۱۴ و کلمه‌ جسم‌ گردید و میان‌ ما ساکن‌ شد، پر از فیض‌ و راستی‌؛ و جلال‌ او را دیدیم‌، جلالی‌ شایسته‌ پسر یگانه‌ پدر.

    فیلیپیان باب ۲ آیه ۶- ۷ که‌ چون‌ در صورت‌ خدا بود، با خدا برابر بودن‌ را غنیمت‌ نشمرد، ۷ لیکن‌ خود را خالی کرده‌، صورت‌ غلام‌ را پذیرفت‌ و در شباهت‌ مردمان‌ شد. 

    در ادامه مطلب می توانید موعظه چرا خدا انسان شد؟ (دکتر مهرداد فاتحی) را دانلود کنید و یا به صورت متن بخوانید:


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت   توسط استر  | 

    به سـی پـاره بفــروخت روزی یهــودا مسیــح

    بـه ‌چند پاره‌اش می‌فروشی مسیحـی، مسیــــح؟

    تــــو ارزان فــروشـی و از خــائنش کمتــری

    گـــر از آنِ دنیـــا شـــوی نــی زآن مسیــــح

    چــو او گفت تو همشکل دنیـا مشـو در حیات

    تو را شکر کردن به‌کردارست و نی زبانی فصیح (شعر از کشیش سپهر)

    یهودا، مسیح را به سی پاره فروخت،امروز ما مسیح را به چیزهایی می فروشیم؟

    به لذت دنیا؟به گناه؟به مادیات؟به فخر و غرور؟به شهوت؟به چی ...؟

    هفته قبل از مرگ مسیح را به یاد آورید: بعضی از کسانی که فریاد هوشیعانا ( واژه عبری است به معنای خداوندا الآن ما را نجات بده) سر می دادند هفته بعد فریاد مصلوبش کن سر دادند ! چه اتفاقی افتاد که مسیح را فروختند؟ واقعا نگاهی در زندگی مان بیاندازیم و ببینیم آیا همه چیز را برای مسیح می فروشیم یا اینکه مسیح را به همه چیز می فروشیم؟ آیا ما هم یک هفته فریاد خداوندم عیسی سر می دهیم و هفته دیگر با اعمالمان او را می فروشیم؟

    باقی در ادامه مطلب ...


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت   توسط استر  | 

    از همه شما عزیزان تشکر می کنم که در دعا و روزه سه روزه با من در اتحاد بودید،ایمان دارم از دستان مسیح برکت گرفته اید.خدا را شکر برای دعا و روزه در سه روز گذشته، برکت های خداوند هنگام دعا کاملا لمس می شه،قوت و قدرتی که می ده در هیچ کجایی پیدا نمی شه، واقعا تا فرصت هست باید در حضور خداوند ماندن را غنیمت شمرد، شکر برای مسیحی که بخاطر گناهان ما مرد و بعد از سه روز از مردگان برخیزانیده شد تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودان یابد.

    دو تا برکت دیروز گرفتم که دوست دارم با شما هم به مشارکت بگذارم:

    • رهبری جلسه کلیسایی دیروز با من بود، تصمیم گرفتم آیاتی را روی کاغذهای صلیب مانند بنویسم و به تک تک اعضای کلیسا هدیه بدم که همگی،آیاتی از کلام خداوند را به عنوان برکت در روز رستاخیز مسیح دریافت کنند. کاغذها را در ظرفی ریختم و همه اعضا یکی از آنها را برداشتند،کاغذی که من برداشتم فیلیپیان باب ۲آیه ۵ بود: پس‌ همین‌ فکر در شما باشد که‌ در مسیح‌ عیسی نیز بود، شکر برای این آیه و زیباتر از همه تصدیق و تاکید خداوند بود. دیشب،از یکی از ایمانداران نامه ای دریافت کردم وقتی به آخرین جملات نامه رسیدم چشمانم از تعجب گرد شده بود:پس‌ همین‌ فکر در شما باشد که‌ در مسیح‌ عیسی نیز بود. شکر برای اینکه خداوند وقتی برای ما پیغامی داره تاییده آن هم به ما می دهد و پس از آرامش روح القدس بر ما قرار می گیره.
    • همیشه می خواهیم از ما تعریف شود، ما را بهترین جای مجلس بنشانند و همیشه می خواهیم بزرگتر باشیم، کارهای بزرگ انجام دهیم، از بچگی تعاریفی را در ذهن ما جای داده اند که با تعاریف ایمان مسیحی فرسنگ ها دور است. مادرم دیروز بعد از جلسه کلیسایی یکی از عزیزانی را که با هم اختلاف داشتند در آغوش گرفت،از او معذرت خواست و خواست تا پای او را بشوید. مادرم با اینکه از نظر سنی بزرگتر بود جلو رفته و پیشقدم شده معذرت خواست و فروتن شد.این برای من برکت فراوانی داشت. بعد از جلسه مادرم به من گفت که می خواهد پای من را هم بشوید، او این الزام را از روح القدس گرفته بود که پای سه نفر از اعضای کلیسا را بشوید.به عنوان فرزند خجل شدم و برای وجود مادرم که در مسیح روز به روز رشد می کند خداوند را شکر می گویم. یک بار دیگر یاد گرفتم که بزرگی که مد نظر مسیح هست در کوچک شدن و فروتن شدن هست.(یوحنا۱۳: ۴- ۸ عیسی از شام‌ برخاست‌ و جامه‌ خود را بیرون‌ کرد و دستمالی‌ گرفته‌، به‌ کمر بست‌.  ۵ پس‌ آب‌ در لگن‌ ریخته‌، شروع‌ کرد به‌ شستن‌ پایهای‌ شاگردان‌ و خشکانیدن‌ آنها با دستمالی‌ که‌ بر کمر داشت‌.  ۶ پس‌ چون‌ به‌ شمعون‌ پطرس‌ رسید، او به‌ وی‌ گفت‌: “ای‌ آقا تو پایهای‌ مرا می‌شویی‌؟”  ۷ عیسی‌در جواب‌ وی‌ گفت‌: “آنچه‌ من‌ می‌کنم‌ الان‌ تو نمی‌دانی‌، لکن‌ بعد خواهی‌ فهمید.”  ۸ پطرس‌ به‌ او گفت‌: “پایهای‌ مرا هرگز نخواهی‌ شست‌.” عیسی‌ او را جواب‌ داد: “اگر تو را نشویم‌ تو را با من‌ نصیبی‌ نیست‌.” ********یوحنا۱۳: ۱۴- ۱۵  پس‌ اگر من‌ که‌ آقا و معلم‌ هستم‌، پایهای‌ شما را شستم‌، بر شما نیز واجب‌ است‌ که‌ پایهای‌ یکدیگر را بشویید.  ۱۵ زیرا به‌ شما نمونه‌ای‌ دادم‌ تا چنانکه‌ من‌ با شما کردم‌، شما نیز بکنید.)

    مسیح پای‌های شاگردان خود را نشست تا نشان دهد که خداست، بلکه او چون خدا بود پای‌های آنان را شست. چنین خدمت فروتنانه‌ای جزو ذات الهی او بود. ما نیز اگر می‌خواهیم حضور مسیح به‌واسطۀ روح‌القدس در ما تداوم یابد، باید چنین روحیه خدمتی داشته باشیم. اینگونه است که می‌توان از روح خدا برخوردار شد و حضور مسیح را در خود تجربه کرد.نقطه ورود به جهانی که عیسی آن را به تصویر می‌کشد، خدمت است -‏‏‏‏‏‏ خدمت فروتنانه‌ای که در قالب شستن پاهای شاگردان در فصل ۱۳ انجیل یوحنا متجلی است.به آیات زیر از انجیل یوحنا توجه کنید.

    • ۱۳:‏۴پاهای شما را شستم، شما هم پاهای یکدیگر را بشویید.
    • ۱۳:‏۳۴ و ۱۵:‏۱۲دوستتان دارم، شما هم همدیگر را دوست داشته باشید.
    • ۱۴:‏۱۲کار مرا دیدید، کار مرا و حتی بزرگ‌تر از آن را انجام خواهید داد.
    • ۱۴:‏۱۶-‏‏‏‏‏‏‏۱۷با شما بودم، روح‌القدس با شما خواهد بود.
    • ۱۴:‏۱۹چون زنده‌ام، شما هم خواهید زیست.
    • ۱۴:‏۲۰شما در من، من در شما.
    • ۱۴:‏۲۵-‏‏‏‏‏‏‏۲۶به شما تعلیم دادم، روح به شما تعلیم خواهد داد.
    • ۱۵:‏۴در من بمانید، من در شما می‌مانم.
    • ۱۵:‏۱۸-‏‏‏‏‏‏‏‏۲۵از من متنفر بودند، از شما نیز متنفر خواهند بود.
    • ۱۵:‏۲۶-‏‏‏‏‏‏‏۲۷شهادت روح دربارۀ من، شهادت شما درباره من.
    • ۱۶:‏۱۲-‏‏‏‏‏‏‏۱۵هنوز صحبت‌هایم تمام نشده، روح به شما خواهد گفت.
    • ۱۷:‏۱۱در جهان نیستم، آنها (شاگردان) هستند.
    • ۱۷:‏۲۲-‏‏‏‏‏‏‏۲۳من و پدر یک هستیم، آنها نیز یک باشند.
    • ۱۷:‏۱۶به جهان تعلق ندارم، آنها نیز تعلق ندارند.
    • ۱۷:‏۱۸مرا به جهان فرستادی، آنها را به جهان می‌فرستم.
    • ۱۷:‏۱۹تو در من و من در تو، باشد که آنها نیز در ما باشند.
    • ۱۷:‏۲۳ و ۲۶مرا دوست داری، آنها را نیز دوست داری.

     باید فروتنانه همچون یک غلام کمر به شستن پای‌های یکدیگر ببندیم. باید بدون هیچ ‌ادعا و توقع، بدون آنکه گوش‌مان برای شنیدن استقبال ملوکانه مردم از ما تیز باشد، مظاهری تمام‌نما باشیم از مسیح برای این جهان. و نیز باید با دعا در انتظار روح خدا باشیم. این است سهم ما در واقعه قیام، سهمی که یوحنا چه زیبا آن را شرح داده. باشد که کلیسای امروز همانطور که عیسی برای شاگردانش دعا کرد، تداوم‌بخش حضور و عمل عیسی در جهان باشد.(نوشته افشین لطیف زاده- سایت کلمه)

    + نوشته شده در  دوشنبه 24 فروردین1388ساعت   توسط استر  | 

    مـژده بادا کـه نو شـد سراسر جهان‌! ، گشتـه بیـدار گیتی ز خـواب گـران‌!

    بین چگونه شود رنگ رنگ آسمـان‌! ، گـه کنـد گریه گـه خنده بر بوستان‌.

    بر طبیعت نگر مـرده بُـد زنده شـد! ، در جهــان پـرتـو مهـر تابنـده شـد.

    آن مسیحی کـه از بهـر مـا بنده شد ، مرد و برخاست و ما را رهاننده شد.

    مـژده آمـد کـه اینک قیامش ببیـن ، بــاز شـد تـا ابـد آسمـان از زمیـن‌!

    موت دیگر نبُد قدرتش بیش از این ، از که ترسم دگر از چه باشم حزین‌؟

    سـر بـرآر از افـق مهـر تـابـان مـا ، بین چه‌سان تـازه گشته تن و جان ما!

    قبـر خالـی نگـر! کـار یـزدان مـا! ، زنـده عیسی ببیـن اصـل ایمـان مـا.

    در انتظار، کنار قبری بسته (برگرفته از سایت کلمه)

    آیا تا به حال در زندگی خود کنار قبری بسته به‌ انتظار ناممکن‌ها ایستاده‌اید؟ در کتاب‌مقدس به عده‌ای از زنان برمی‌خوریم که در انتظار قبری بسته به فکر چاره‌جویی برای مشکل خود بودند. آنها به این می‌اندیشیدند که چگونه سنگ را به کناری بغلطانند و بدن استاد خویش را تدهین کنند. ناگهان مافوق انتظار خود، قبر را گشوده دیدند و هنگامی که با حیرت به درون آن نگریستند، آن را خالی یافتند. به‌راستی چه کسی توانست سنگ قبر را به کناری زند؟

    هنگامی که عیسی مسیح بر روی صلیب جان سپرد، شخصی به‌نام یوسف رامه‌ای نزد پیلاطوس آمده و از او درخواست نمود تا جسد عیسی را تحویل بگیرد و در قبری که هیچ‌کس تا آن زمان در آن دفن نشده بود، مدفون سازد. هنگامی که او برای تدفین بدن مسیح به‌سوی قبر در حرکت بود،عده‌ای از زنان هم به دنبال او راه افتادند تا محل قبر را یاد بگیرند. هدف آنان این بود که پس از گذشت روز سبت بدن او را با عطریات و حنوطی که خریده بودند برای تدفین آماده سازند.  باقی در ادامه مطلب

    خدا روی ما دخترانش حساب زیادی می‌کند، پس با ایمان به اینکه او زنده است، می‌بیند، می‌شنود و عمل می‌کند به‌پیش رویم. به یاد داشته باشیم که عیسی مسیح با زندگی و مرگ خود مقام زن را که زمانی در قید فرهنگ و سنت‌های خشک، اسیر و محدود گشته بود ارزش و احترام والایی بخشید.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت   توسط استر  | 

    خداوند من،امروز مصلوبت کردند و تو همچون بره ای آرام دم نزدی،

    به سوی قربانگاه رفتی و بر روی تپه جلجتا با افتخار ایستادی،

    بدن خونینت را هرگز فراموش نخواهم کرد،ضربه هایی که بی رحمانه بر بدنت وارد می شد و تو با تمامی این درد بر روی صلیب برایشان شفاعت کردی: پدر اینان را ببخش زیرا نمی دانند چه می کنند. این محبت عظیم تو یهوادی خائن را تا به دار زدن خود شرمگین ساخت.

    تو میخ ها را برگزیدی تا امروز دستانم را در دست سوراخت بگیرم و آرام باشم،

    دنیا می گوید ترکت کنم، آیا می شود خودم را،وجودم را،همه هستی ام را ترک کنم؟

    روز ترک تو،روز شکست و مرگ من خواهد بود،حاشا!حاشا!ای خداوندم تو را ترک نخواهم کرد.

    دنیا! رهایم کن، فرض کن دیوانه ای بیش نیستم! تو که عادت کرده ای دیوانگان را به حال خود رها کنی! پس این بار اصرار تو بر چیست؟ بگذار در عشق معبود خود ذوب شوم و از صفحه روزگار با عشق مسیح محو گردم.

    خداوندم عیسی!ای معبود من! تو را می ستایم و امروز بر تپه جلجتا نقشه زیبای نجات بشر را نگاه می کنم و با زانوانی خسته زیر صلیبت می نشینم تا نوازش دستان زخمی ات را بر صورتم احساس کنم،

    خداوندم عیسی! آمدم تا گناهانم را به صلیب بکشم و در گناهانم بمیرم،می خواهم سه روز آینده از نو در محبت تو دوباره متولد شوم.

    مرا بپذیر ای معبود من،یک چیز می خواهم از تو و آن این است که تا آخر عمر در حضور تو ساکن گردم.آمین

    تا که عیسی برفراز دار گشت ، دار عیسی مظهر اسرار گشت

    شعله ای شد در میان جان ما ، آفتاب روزگار تار گشت

    داستان مرگ را از هم درید ، زندگی را سرور و سالار گشت

    دهر را تنها همو آمد طبیب ، ایخوش آنکه بهر او بیمار گشت

    بر دل آمد تا نسیم مژده اش ، دیده دل تا ابد بیدار گشت

    آمده عیسی برای یاوری ، هر که هستی با تو آمد یار گشت

    می نشیند در کنارت روز و شب ، جان تو گر مایل دیدار گشت

    گر چه دشمن بر سرش خاری نهاد ، گُل شد عیسی دشمن او خار گشت

    معجزات دار عیسی را ببین ، خالق صدها هزاران کار گشت

     

    جواب سوتفاهم: مصلوب و کشته شدن مسیح شایسته مقام او نیست!؟


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه 21 فروردین1388ساعت   توسط استر  | 

    مکاشفه ۳: ۱۹هر که‌ را من‌ دوست‌ می‌دارم‌، توبیـخ‌ و تادیب‌ می‌نمایم‌. پس‌ غیور شو و توبه‌ نما.

    اشعیا ۵۵: ۶- ۷ خداوند را مادامی‌ كه‌ یافت‌ می‌شود بطلبید و مادامی‌ كه‌ نزدیك‌ است‌ او را بخوانید. ۷ شریر راه‌ خود را و گناه‌كار افكار خویش‌ را ترك‌ نماید و بسوی‌ خداوند بازگشت‌ كند و بر وی‌ رحمت‌ خواهد نمود و بسوی‌ خدای‌ ما كه‌ مغفرت‌ عظیم‌ خواهد كرد.

    این هفته،هفته بزرگی هست،هفته ای که نجات انسان تقریبا ۲۰۰۰ سال پیش رقم خورد،هفته مصلوب شدن مسیح و برخیزانیده شدن او بعد از سه روز از مردگان،اساس ایمان ما.

    فرصت خوبی برای توبه،دعا و روزه

    همه ما انسان ها خطاکار هستیم و گاهی مرتکب گناه می شویم،صبح توی راه داشتم به چیزی فکر می کردم که من را به نوشتن این مطلب راهنمایی کرد،من می خواهم این سه روز را یعنی روز جمعه ۱۰ آپریل (روز مصلوب شدن عیسی مسیح)،شنبه و یکشنبه ۱۲ آپریل (روز رستاخیز مسیح از مردگان) را در دعا و روزه باشم، دوست دارم شما هم در این دعا و روزه با من در مشارکت باشید، مهم این نیست که کجای این دنیا زندگی می کنیم،مهم این هست که روح القدس در ماست و وجه مشترک و افتخار ماست.

    خداوند همیشه به فرزندانش فرصت بازگشت می ده،فرصت دوباره در آغوش گرفتن پدر آسمانی،فرصت دریافت نجات جاودان،فرصت چشیدن محبت عظیمش.من فکر می کنم این هفته هم فرصت خوبی باشه برای تک تک ما.

    پیشنهاد من این هست که لیستی از خطاهایی که هنوز در زندگی هایمان انجام می دهیم را تهیه کنیم،لیستی از گناهانی که تنها خود ما از آنها آگاه هستیم.روز جمعه تمامی این لیست را به حضور خداوندمان عیسی مسیح بیاوریم و همگی را به صلیب بکشیم و در گناه و خطاهایمان بمیریم.

    روز شنبه را به دعا و روزه و خواندن کلام اختصاص دهیم و روز یکشنبه با مسیح دوباره از مردگان برخیزیم،در بدی و گناه بمیریم و با مسیح با شادی برخیزیم و آنگاه معنی قوت و قدرت در مسیح را کاملا احساس خواهیم کرد.شکست شریر و صدای فریاد او را خواهیم شنید و آرامش روح القدس را دریافت خواهیم کرد.

    من ایمان دارم با این کار تک تک ما برکاتی دریافت خواهیم کرد که با در میان گذاشتن آنها بنا خواهیم شد. در این میان در دعاهایمان هر کسی را که به ذهنمان می آید برای قوت و تسلط بر گناه این شخص نیز نزد خداوند دعای شفاعتی داشته باشیم اینگونه ما،اعضای بدن خداوند یکدیگر را یاری می رسانیم.

    مسیح در باغ جتسیمانی به شاگردان گفت: متی باب ۲۶ آیه ۴۱ بیدار باشید و دعا کنید تا در معرض‌ آزمایش‌ نیفتید! روح‌ راغب‌ است‌، لیکن‌ جسم‌ ناتوان‌.

    بیایید جسم ناتوان و خسته خودمان را در این سه روز با دعا و روزه و بیداری قوت ببخشیم.

    من خودم باید یک اعترافی بکنم و اون این هست که همیشه دل دیگران را به دست آوردم ولی دل خداوند را شکستم.یک روز شبانم حرف قشنگی زد و من از امروز می خواهم به کمک روح القدس در زندگی ام عملی اش کنم: ما همیشه برای اینکه دل دیگران شکسته نشود و یا اینکه دوستی هایمان بهم نخورد،حاضریم بخاطر دیگران گناه کنیم و از کلام خداوند سرپیچی کنیم ولی به این فکر نمی کنیم که ممکن است با این کار دل خداوند را بشکنیم.پس دل خداوند چی؟ افسسیان ۴: ۳۰ و روح‌ قدوس‌ خدا را که‌ به‌ او تا روز رستگاری مختوم‌ شده‌اید، محزون‌ مسازید. این آیه به ما نشان می دهد که ما با اعمالمان می توانیم دل خداوند را محزون کنیم و بشکنیم و یا او را شاد بسازیم و خشنودی او را ببینیم. مزامیر ۵۱: ۱۷ قربانی‌های‌ خدا روح‌ شكسته‌ است‌. خدایا دل‌ شكسته‌ و كوبیده‌ را خوار نخواهی‌ شمرد.

    در دعا و روزه با من در اتحاد خواهید بود؟ آمین؟؟؟

    در ادامه مطلب می توانید نحوه روزه مسیحی را مطالعه کنید:


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت   توسط استر  | 

    مکاشفه باب۲ آیه ۵ «پس به‌خاطر آر که از کجا افتاده‌ای و توبه کن و اعمال نخست را بعمل آورد والا بزودی نزد تو می‌آیم و چراغدان ترا از مکانش نقل می‌کنم اگر توبه نکنی»‌

    یک روز پدری تصمیم می گیرد که وقتی فرزندش گناهی را انجام می دهد،روی یکی از در های خانه چاقویی فرو کند،سال ها از این موضوع می گذرد و تمامی در پر از چاقو می شود، پسر نزد پدر رفته توبه می کند و از او می خواهد تا دیگر گناهانش را به یاد نیاورد،پدر قبول می کند و شروع می کند به در آوردن چاقو ها از در،چاقو ها از در کاملا بیرون آورده می شوند،اما جا و نقش چاقو بر روی در باقی می ماند.

    این داستان من را به یاد محبت پدر آسمانی می اندازد که چه قدر با محبت گناهان ما را توسط عیسی مسیح برداشت و نشان داد که پر از گناه هستیم و تنها توسط خون عیسی مسیح پاک شمرده خواهیم شد،به غیر از محبت پدر که لمسش در زندگی من بسیار آشکار بوده، به یاد جاهای گناهان نیز می افتم.رد پاهایی که هنوز در زندگی های ما به جای مانده.

    بعضی از ما می خواهیم که اون چاقو روی در قلبمان باقی بمونه و نمی گذاریم که با اعتراف و توبه،مسیح آنها را بردارد،بعضی مواقع جای زخم های کهنه و گناهان کهنه خودمون را دستکاری می کنیم،اگر توجه کنیم وقتی قسمتی از بدن ما زخم می شه،اگر با آن زخم بازی کنیم، دیر تر خوب میشود و یا جای بیشتری روی بدن ما به جای می گذارد،ما هم نباید با زخم های کهنه خود بازی کنیم.

    بعضی از ما هنوز نمی دانیم که بدن ما چه ارزشی دارد؟ کلام خداوند در اول قرنتیان باب ۶ آیات۱۹ و ۲۰ می گوید: آيا نمي‌دانيد كه‌ بدن‌ شما هيكل‌ روح‌القدس‌ است‌ كه‌ در شما است‌ كه‌ از خدا يافته‌ايد و از آن‌ خود نيستيد؟ ۲۰زيرا كه‌ به‌ قيمتي‌ خريده‌ شديد، پس‌ خدا را به‌ بدن‌ خود تمجيد نماييد.

    بدن ما هیکل روح القدس هست،آیا جایی که مکان خداوند است هر روز باید چاقو بخورد؟

    وقتی گناهی انجام می دهیم در واقع داریم به خداوند ضربه می زنیم،به هیکل روح القدس آسیب می زنیم، افسسیان ۴: ۳۰ و روح‌ قدوس‌ خدا را که‌ به‌ او تا روز رستگاری مختوم‌ شده‌اید، محزون‌ مسازید.

    ۱۰آپریل روز مصلوب شدن مسیح و ۱۲ آپریل روز قیام مسیح از مردگان است،کمتر از یک هفته وقت داریم تا ما نیز در گناهانمان بمیریم و در خداوند عیسی مسیح دوباره زنده شویم،پس لطفا این دروغ شریر را دور بیاندازید که (می گوید چون تو گناه کردی دیگر تنها شدی و مسیح دیگر تو را نمی پذیرد و دیگر بخشیده نخواهی شد)،فراموش نکن خداوند به قلب پشیمان تو نگاه می کند،اگر خجالت می کشی دعا کنی،به نزدش برو،در حضورش ساکت بنشین و اجازه بده او با تو حرف بزند و تو را از نو تقویت سازد.فراموش نکن خداوند در اول پطرس باب ۲ آیه ۹ می گوید:لکن‌ شما قبیله‌ برگزیده‌ و کهانت‌ ملوکانه‌ و امت‌ مقدس‌ و قومی‌ که‌ ملک‌ خاص خدا باشد هستید. آمین؟؟؟


    روح‌القدس و الزام به گناه کشیش ادوارد هوسپیان : یکی از عملکردهای ‏ روح‌القدس الزام شخص به گناه است. این بخش از عملکرد روح‌القدس به سهم ما در رابطه با خدا تاکید دارد و به همین دلیل کمتر مورد توجه مسیحیانی است که به دنبال برکت و تایید روح خدا هستند. اما مراحل مختلف این الزام چه چیزهای هستند؟ علایم و نشانه‌های آن چیستند؟

    Download

    + نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت   توسط استر  | 

    دانلود آلبوم نوای آسمانی از کشیش یوسف نازنین

    خواهر و برادر های خوب من، تمامی این ۱۵ سرود از برادرمان یوسف نازنین هست که  سالهاست در خداوند خوابیده و چشم از این جهان بسته است.من شخصا از گوش دادن تک تک این سرودها لذت می برم و دلم نیامد که شما هم گوش نکنید.باشد که به تک تک جملاتش توجه کرده،دل و جان بسپارید به خداوند زنده ای که اینگونه ما را تبدیل می کند.(برای دانلود می توانید روی شماره ها کلیک راست کنید و در کامپیوتر خود ذخیزه کنید.)

    1 2 3
    4 5 6
    7 8 9
    10 11 12
    13 14 15

    † مسیح برای من جان خود را فدا کرد،من برای او زندگی می کنم.†

    فیلیپیان ۱: ۲۱- ۲۴ زيرا كه‌ مرا زيستن‌ مسيح‌ است‌ و مردن‌ نفع‌. ۲۲ و ليكن‌ اگر زيستن‌ در جسم‌، همان‌ ثمر كار من‌ است‌، پس‌ نمي‌دانم‌ كدام‌ را اختيار كنم‌. ۲۳زيرا در ميان‌ اين‌ دو سخت‌ گرفتار هستم‌، چونكه‌ خواهش‌ دارم‌ كه‌ رحلت‌ كنم‌ و با مسيح‌ باشم‌، زيرا اين‌ بسيار بهتر است‌.۲۴ليكن‌ در جسم‌ ماندن‌ براي‌ شما لازم‌تر است‌.

    در این آیات آرزوي‌ پولس‌ براي‌ مردن‌ را مشاهده می کنیم،او هنوز زخمها و دردهاي‌ حاصل‌ از سنگسار شدن‌ و كتك‌ خوردن‌ را با خود حمل‌ مي‌نمود. او پير و سالخورده‌ شده‌ بود. و اگرچه‌ مي‌دانست‌ كه‌ كليساها به‌ او احتياج‌ دارند، ولي‌ آرزو مي‌كند كه‌ به‌ وطن‌ سماوي‌ خود برود. در واقع‌ براي‌ او فرق‌ نمي‌كرد كه‌ در زندان‌ باشد يا در آسمان‌. چرا كه‌ مسيح‌ زندگي‌ و شادي‌ او بود. او مي‌دانست‌ در هر حالتي‌ كه‌ باشد، چه‌ بميرد و چه‌ زنده‌ بماند، تحت‌ كنترل‌ روح‌ خداست‌.

    امروز ممکن است خیلی از ما فکر مردن و راحت شدن از این زندگی را داشته باشیم،شاید دوست داریم زودتر مسیح را در آغوش بگیریم این کار ممکن است،بهتر باشد ولی لازم تر کمک به مردم و به آنها خدمت کردن است.

    در آیات فوق از دو کلمه بهتر و لازم تر استفاده شده.بیایید بیاندیشیم و در زندگی با مسیح آنچه را که لازم تر است انجام دهیم نه آنچه را که بهتر.شاید امروز شاید بهتر آن است که از کلام خداوند با کسی سخن نگوییم مبادا به زندان بیافتیم،مبادا ترکمان کنند،مبادا ناسزا گویند،اما لازم تر کدام است؟

    پس امروز بیایید آنچه را که لازم تر است انجام دهیم آنگاه ،بهتر، در زندگی آسمانی مان پدیدار خواهد گشت.اگر امروز بر سر دوراهی ایستادی،در نام عیسی مسیح دعا کن و آن را انتخاب کنم که لازم تر است.آمین؟

    در ادامه مطلب گفتگویی با پولس رسول هست که شخصا پیشنهاد می کنم بخونید:


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه 22 بهمن1387ساعت   توسط استر  | 

    غلاطیان۶: ۷-۹ خود را فريب‌ مدهيد، خدا را استهزاء نمي‌توان‌ كرد. زيرا كه‌ آنچه‌ آدمي‌ بكارد، همان‌ را درو خواهد كرد.۸  زيرا هر كه‌ براي‌ جسم‌ خود كارد، از جسم‌ فساد را درو كند و هركه‌ براي‌ روح‌ كارد از روح‌ حيات‌ جاوداني‌ خواهد درويد. ۹ليكن‌ از نيكوكاري‌ خسته‌ نشويم‌ زيرا كه‌ در موسم‌ آن‌ درو خواهيم‌ كرد اگر ملول‌ نشويم‌.

    1. هرچه بکاری همان را درو می کنی،
    2. هرچه قدر بکاری به همان اندازه درو می کنی،
    3. بین کاشتن و درو کردن فاصله زمانی است.(فصلی برای کاشت،فصلی برای درو،فصلی برای انتظار).انتظار نتیجه آنی نداشته باشید.
    4. در کاشتن با خدا همکار هستیم.
    5. کاشتن،خستگی دارد،اما دلسرد نشو،نتیجه را خواهی گرفت،نگران نباش.

    يكي‌ از «قوانين‌ روحاني‌ دنياي‌ طبيعي‌» اين‌ است‌: انسان‌ «هر آنچه‌ را كه‌ بكارد درو خواهد نمود.» (6 : 7)، و اين‌ امر اجتناب‌ناپذير است‌ چنانچه‌ گندم‌ بكاري‌، گندم‌ درو خواهي‌ نمود و اگر كركاس‌ بكاري‌، كركاس‌ را درو خواهي‌ نمود.

    امروز توقع برکت از خداوند داریم ولی آیا برای دیگری برکت می طلبیم؟توقع بخشش داریم،آیا دیگران را عفو می کنیم؟ امروز همه چیز از خداوند توقع داریم،دریغ از اینکه خود کارنده باشیم.

    بیایید امروز نگاهی به زندگی مان بیاندازیم ببینیم مشغول کاشتن چه دانه هایی هستیم؟

    متی۷: ۱۲ له'ذا آنچه‌ خواهيد كه‌ مردم‌ به‌ شما كنند، شما نيز بديشان‌ همچنان‌ كنيد.

    کيست خداوند ما؟               عيسي مسيح.
    کيست پـادشاه ما؟               عيسي مسيح.
    رهاننده ما؟                      عيسي مسيح.
    صخره نجات ما؟                 عيسي مسيح.
    کيست نور اين عالم؟           عيسي مسيح.
    کيست کاهن اعظم؟             عيسي مسيح.
    خورشيد عـدالت؟                عيسي مسيح.
    نهايت و غايت؟                   عيسي مسيح.

    {عيسي مسيح، اکنون ميان ماست؛
    خداوند و سلطان و شـاه ماست.
    عيسي مسيح، اکنون ميان ماست؛
    او سرور و رهبر و شاه ماست.}

    کيست در دلهاي ما؟             عيسي مسيح.
    کيست آرامي ما؟                 عيسي مسيح.
    ساکن در قلب ما؟                عيسي مسيح.
    راه او، راه ما؟                   عيسي مسيح.
    کيست او که باز آيد؟             عيسي مسيح.
    بر ابرها مي آيد؟                  عيسي مسيح.
    ما را با خود برد؟                 عيسي مسيح.
    به آغوش پدر!                    عيسي مسيح.

    مقاله ای در مورد تناسخ، كارما و زندگي پس از مرگ در ادامه مطلب ...


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  چهارشنبه 18 دی1387ساعت   توسط استر  | 

     

    ادامه مطلب ...(با کلیک کردن بر روی هر عکس می توانید مقاله مورد نظر را در سایت www.christforiran.com/  مطالعه فرمایید.)


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه 16 دی1387ساعت   توسط استر 

    به کجا چنین شتابان؟

    به این زودی می خواهی دنیا را ترک گفته و به آغوش مسیح بروی؟

    تا زمانی که جان های تشنه،مشتاق دریافت حقیقت نجات مسیح هستند،باید بگویم آرزوی مرگ ممنوع!

    تا زمانی که مسیح های تشنه،گرسنه،مریض،بی خانمان،... در اطراف مان موج می زنند،باید بگویم آرزوی مرگ ممنوع!

    به قول شاعر! حیفه پرنده باشی و بال و پر تو باز نشه،این هم تو،این همه من حیفه بمیره ما نشه! بال هایت را باز کن پرنده زیبا که روح القدس بال شکسته ات را التیام می بخشد.حیف است که نام مسیحی بر ما باشد اما مانند مسیح رفتار نکنیم.

    ای صیاد جان! مگر کار تو صید جان،برای خداوند زنده نیست؟؟؟؟ دیگر درنگ جایز نیست،روز خداوند نزدیک است و خواب بر فرزندان خداوند حرام. روز خداوند نزدیک است و دیگر با دو پا راه رفتن بی فایده پس دو پای دیگر قرض بگیر که اگر دیر شود هیچ کسی حاضر به قرض دادن نیست.

    اگر مسیح را در قلبت پذیرفتی،این را شعار را به اولین جوی آبی که از آن می گذری بیانداز!«خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو»! به جای همرنگ شدن با دیگران،همرنگ مسیح شو.برای نجات جان ها رسوا شو!بگذار بگویند مردم هر آنچه می خواهند،بگذار آبرویت اگر قرار است ریخته شود برای گذاشتن دستی در دست مسیح ریخته شود نه برای گناه! بگذار همچون مسیح دوست گنه کاران شناخته بشی،بگذار مصلوبت کنند.

    بگذار به خاطر اینکه به شاه شاهان،خداوند زنده،عیسی مسیح ایمان آوردی،ترکت کنند،بگذار به تو بگویند نجس هستی و بگویند با یک کافر سر میز شام نخواهند نشست،بگذار مرتد صدایت کنند،بگذار بگویند هر آنچه دل تنگشان می خواهد.بگذار صدای خواندن باب هایی از اشعیا جان خسته زندانیان را در زندان غم،شاد کند بگذار بفهمند، کسی هست که آن ها را دوست دارد،کسی هست که می خواهد پدر آسمانی شان باشد،کسی هست که با تمامی گناهانشان را می پذیرد و او کسی نیز جز مسیح.عیسی مسیح خداوند زنده!

    به دنبال حقیقت باشید،زیرا حقیقت شما را آزاد کرده و اما تعصب،بال های پروازتان را کنده و شما را در قفس محبوس می کند.

    ای پدر آسمانی!

    به حضور تو می آییم تا ما را برای رفتن و خدمت کردن در هر کجا که تو می خواهی آماده سازی!پدر صید امروز ما را تو فراهم نما.

    در نام عیسی مسیح آمین

    لبيک، اي خداوند، مرا هم بفرست،
    تـــا آوارگان را هــدايت کنـم.
    آب حيـات بـه تشنـگان رسـانم،
    در تـاريکي ها نيز درخشان باشم.

    بندگردان
    صدايت را مي شنوم، مرا خواني که بروم.
    فرمــان برم، مــرا بفرست!
    اي خداوند، مرا، مرا! اي منجي عزيز من!

    لبيک، اي خداوند، مرا هـم بفرست،
    بهر حصاد پيش از غروب آفتـاب.
    يک روز رود خورشيد زنـدگي ام،
    سويت پـرواز کنـم، رويت ببينم.

    لبيک، اي خداوند، مرا هم بفرست،
    تـا نيروي ظلمت در هم بشکنـم.
    مـرا با زره ات يکسـر بپــوشان؛
    چشمـه کلامت از دلم جـوشان.

    مقاله مرگ روحانی در ادامه مطلب ...


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت   توسط استر  | 

    به که پناه برم، چون غمها در رسند؟
    به که پنـاه برم، چـون قلبـم بشکند؟
    از بهر اين حال زارم،اکنون پناهي  مي جويم!
    در پي شادي مي گردم،اما اندوه آيد سويم!
    بندگردان
    عيسي بخشد نجات، با خون پربها؛
    شفا و آزادي ز هر درد و جفا!
    نزدش رو با ايمان دور ز شک وعصيان؛
    او تو را پذيرد؛ بخشد روح و توان.

    بـه که پنـاه برم چـون در گنــاه افتم؟
    به که پناه برم چون زجر کشد روحم؟
    عدل  و بخشش  از که  جويم،پاکي  و نور در وجودم؟
    درپي شادي مي گردم،اما اندوه آيد سويم.
     
     
     خداوندا،هزاران بار از تو تشکر می کنم،برای اینکه تو خداوند زنده هستی،تو خداوند عمل کننده هستی،تو هرگز فرزندانت را ترک نکردی، نمی کنی و نخواهی کرد،تو هرگز به خواب نرفته ای و نخواهی رفت،تو تمامی درد بشر را بر روی صلیب بر دوش گرفتی،درد،بیماری،بی وفایی،ضرر وآسیب،... هیچ یک نمی تواند مرا از محبت تو جدا کند زیرا تو گفتی در وادی تاریک مرگ نیز با تو هستم.عیسی! دوستت دارم.

    گفته های زیر برگفته از وبلاگ خواهر گلم آرزو وبلاگ مسح شده می باشد:

    به نام خداوند هستي بخش،به نام سرور سلامتي

    كارهاي زيباي خداوند را بايد بيان كنيم و شهادت دهيم . امروز خبر خوبي به من دادن. خواهر خوبم الهه كه بيماري سرطان خون دارند و شيمي درماني جواب نداده بود و براي ايشان در دعا بوديم. امروز به من خبر دادن كه اوضاع پلاكت‌هاي خون ايشان بهتر شده و دكتر خيلي خوشحال بوده و گفته خدا را شكر اوضاع اين دختر رو به بهبود رفته البته ايشان بايد كمي بهتر كه شدند پيوند مغز استخوان دريافت كنند كه ما در دعا هستيم كه احتياجي به اين پيوند نباشه و قبل از پيوند شفاي كامل مسيح را با ايمان دريافت كنند. خداي ما خداي زنده است. همان خداوندي است كه بعد از چند روز به ايلعاذر گفت از مردگان برخيزد و او برخاست . همان مسيحي است كه آن زن بعد از چندين سال خونريزي دست به رداي او زد و شفايش را همان لحظه دريافت كرد. شايد كسي كه بيمار است ايمان دريافت شفا را نداشته باشد ولي ما ايمانداران در دعا ميمانيم و از پدر ميخواهيم كه طبق ايمان ما شفا را جاري كند. هللوياه بر مسيح. جلال بر پدر آسماني ما و پسر او عيسي مسيح. خداوند نجات دهنده . سرور سلامتي. شكر بر عيسي مسيح و دست شفا بخش او كه هنوز معجزاتش را جاري ميكند. از همه ايمانداران ميخواهم كه براي شفاي كامل خواهر عزيزمان در نام عيسي مسيح دعا كنند و در دعا بمانند. شكر براي اتحاد ايمانداران.

    در ادامه مطلب می توانید مقاله شفای واقعی را مطالعه فرمایید:

    • چرا مریض می شویم؟
    • آیا خدا شفا می دهد و آیا همه را شفا می دهد؟
    • خدای شفا دهنده
    • آیا خدا همۀ بیماری ها را شفا می دهد؟
    • ارادۀ خدا و جلال دادن نام او؟

    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت   توسط استر  | 

     
    در آزمايشها و تنگي،
    خارهـاي تيــز زنـدگي،
    تنها بُوَد اين فکر قوي
    کـه بــه  يـادم هستــي!
    تو به  يادم هستي، تو به  يادم هستي!
    از چه ترسم، اي خداوند؟
    تو به  يادم هستي!
    انديشه هاي  اين جهان
    در روح مـن  کنند طغيان؛
    چيره شوم بر هر غمي،
    چــون بـه  يـادم هستي!
    تو به  يادم هستي، تو به  يادم هستي!
    از چه ترسم، اي خداوند؟
    تو به  يادم هستي!
    ابرهاي تار آيند، روند؛
    تـاريکيها حمـله کننــد؛
    نوميد نگردم  در سختي،
    چـون  بــه يـادم هستي!
    تو به  يادم هستي، تو به  يادم هستي!
    از چه ترسم، اي خداوند؟
    تو به  يادم هستي!
     

    امروز می خواهیم به مطالعه مقاله ای بپردازیم که در خصوص مزمور ۲۳ می باشد و عنوان آن(ما و عبور از دره های تاریک زندگی)است.امیدوارم باقی مقاله را در ادامه مطلب دنبال کرده و برکتی عظیم از دستان خداوند بگیرید. در نام عیسی مسیح،خداوند زنده،آمین

    اگر توجه کنیم همه ما به نوعی در سختی ها و مشکلات هستیم،برای عبور از این مشکلات بایستی چه کرد؟

    مزمور ۲۳

    خداوند  شبان‌ من‌ است‌؛ محتاج‌ به‌ هيچ چيز نخواهم‌ بود.۲ در مرتع‌هاي‌ سبز مرا مي‌خواباند. نزد آبهاي‌ راحت‌ مرا رهبري‌ مي‌كند.۳ جان‌ مرا برمي‌گرداند و به‌ خاطر نام‌ خود به‌ راههاي‌ عدالت‌ هدايتم‌ مي‌نمايد.۴ چون‌ در وادي‌ ساية‌ موت‌ نيز راه‌ روم‌ از بدي‌ نخواهم‌ ترسيد زيرا تو با من‌ هستي‌؛ عصا و چوب‌دستي‌ تو مرا تسلي‌ خواهد داد. ۵  سفره‌اي‌ براي‌ من‌ به‌ حضور دشمنانم‌ مي‌گستراني‌. سر مرا به‌ روغن‌ تدهين‌ كرده‌اي‌ و كاسه‌ام‌ لبريز شده‌ است‌. ۶ هرآينه‌ نيكويي‌ و رحمت‌ تمام‌ ايام‌ عمرم‌ در پي‌ من‌ خواهد بود و در خانة‌  خداوند  ساكن‌ خواهم‌ بود تا ابدالا´باد.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه 20 آبان1387ساعت   توسط استر  | 

    †اگر عیسی هزاران بار دیگر، به‌دنیا زندگانی گیرد از سر،

    کند روشن ز نو دنیای ما را، شفا بخشد همه مرضای ما را،

    به‌خود خواند همه زحمتکشان را، ببخشد زندگانی مردگان را،

    نمایاند به انسان راه چاره‌، شود مصلوب و برخیزد دوباره‌،

    ولی در قلب ما وارد نگردد، سراسر جمله کارش هیچ ارزد†

    †(ح‌. ب‌. دهقانی تفتی‌)†

    ۱- چرا خدا انسان شد؟ دکتر مهرداد فاتحی

    یوحنا۱: ۱- ۵   در ابتدا كلمه‌ بود و كلمه‌ نزد خدا بود و كلمه‌ خدا بود.۲ همان‌ در ابتدا نزد خدا بود.۳همه‌ چيز به‌ واسطه‌ او آفريده‌ شد و به‌ غير از او چيزي‌ از موجودات‌ وجود نيافت‌. ۴ در او حيات‌ بود و حيات‌ نور انسان‌ بود. ۵ و نور در تاريكي‌ مي‌درخشد و تاريكي‌ آن‌ را درنيافت‌.

    یوحنا۱: ۱۴و كلمه‌ جسم‌ گرديد و ميان‌ ما ساكن‌ شد، پُر از فيض‌ و راستي‌؛ و جلال‌ او را ديديم‌، جلالي‌ شايسته‌ پسر يگانه‌ پدر. 

    آموزۀ تجسم یا انسان شدن خدا در مسیح بی‌گمان یکی از مهم‌ترین ارکان ایمان مسیحی است. مسیحیت از همان بدو تولد بر دو حقیقت بنیادی بشریت و الوهیت مسیح پای فشرده و در برابر حملات گوناگون به دفاع از آن‌ها برخاسته است. کلیسا طی قرون متمادی با صدای رسا و به بهای گران اعلام داشته که چون به دقت و از نزدیک، زندگی این مرد ناصری را مورد تعمق و مطالعۀ جدی و همه‌جانبه قرار داده، خود را ناگزیر از آن دیده که این دو حقیقت را دربارۀ او نه تنها تصدیق بدارد، بلکه جشن بگیرد.  باقی مقاله در ادامه مطلب ...


    ۲- چرا مسیح انسان شد؟  مالکوم استیِر

    این سؤال پیش می‌آید که آیا واقعاً لازم بود که پسر خدا جلال آسمان را ترک کند، لباس بشری بپوشد و به‌صورت یک انسان ظاهر شود؟  کل مقاله در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.


    ۳- تولدِ خدا نوشته‌ی دکتر ویلیام لِین کِرِیْگ وبلاگ پژوهش های مسیحی(شاهپور برنابا جوینده عزیز)

    و کلام خدا بود. یوحنا 1 (وبلاگ پژوهش های مسیحی)


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت   توسط استر  | 

    آیا وسوسه شدن گناه هست؟

    متی ۴: ۱- ۱۱

    باقی در ادامه مطلب...


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت   توسط استر  |