تبليغاتX

آرشیو ماهیانه وبلاگ

دانلود کتاب مقدس(تورات+انجیل)

دانلود کتاب تفسیر کاربردی عهد جدید (انجیل)

دانلود فیلم فریادی از ایران (A Cry From Iran) + فیلتر شکن

دانلود 43 موعظه مفید مسیحی

رفع 5 سوتفاهم در مورد مسیحیت

دریافت انجیل+فیلم زندگی مسیح به صورت رایگان

انجیل گویا

دانلود پاسخ به اتهام(نورمن گایسلر)

دانلود کتاب پاسخ به 101 سوال کتاب مقدس

دانلود کتاب راز تثلیث

دانلود کتاب کشف راز

دانلود کتاب چرا خدا چون خدا عمل نمی کند؟

دانلود کتاب هایی برای جوانان

انجیل دروغین برنابا

دانلود کتاب گناهان 12 گانه

نقدی بر فیلم بشارت منجي

کلیسا اینترنتی

†††عیسی نجات دهنده عالم†††

†من‌ قیامت‌ و حیات‌ هستم‌. هر که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آورد، اگر مرده‌ باشد، زنده‌ گردد.†

عزيزان، يك سال و نيم با هم بوديم توي اين وبلاگ با تمامي زيبايي ها و سختي هايش ولي بالاخره فيلتر شدم.

از شما عزيزان مي خواهم براي من در دعا باشيد تا با وبلاگي جديد بتونم به شما خدمت كنم، من هرگز از اين خدمت دست نخواهم كشيد چون مسيح مي خواهد تا من براي او زندگي كنم و دادن پيام خوش نجات مسيح هم بخشي از حيات من است.

مرسي كه در اين مدت تحملم كرديد.

دوستدار و خواهر كوچك شما در مسيح،

استر

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت   توسط استر  | 

*** اگر موقع ورود به وبلاگ موسیقی زمینه به صورت اتوماتیک پخش نمی شود، روی نوار زرد رنگی که بالای صفحه نمایان می شود،راست کلیک کرده و اولین گزینه (Run) را انتخاب کنید.درضمن بهتر هست از اینترنت اکسپلورر وبلاگ را باز کنید.***

خبر ندارند مسیح را در بند کرده اند،

خبر ندارند وقتی از چشمان منتظرشان اشک جاری می شود، دل پدر به درد می آید،

خبر ندارند که جسم اگر چه اسیر، اما روح آزاد است.

منتظرند از زبان ایشان بشوند !!! بشنوند انکار را !!!

اما چه کسی می تواند عشق خود را انکار کند؟؟؟

عاشق همیشه بها می پردازد و امروز بهای عاشقی مسیح در بند بودن است.

خبر ندارند بیماری اگر چه به تن های خسته شان آسیب زد اما طبیب اعظم التیام داد.

خبر ندارند اگر چشمانشان رو به میله های سیاه زندان باز می شود، اما چشم دلشان مسیح را می نگرد.

خبر ندارند اگر انجیل را منع کردند تا خوانده نشود، کلمات زنده خداوند بر قلب هایشان حک شده است،

خبر ندارند اگر هر یکشنبه نمی توانند برای دعا و پرستش به کلیسا روند، این بار آنها هر روز در کلیسا هستند. کلیسایی که سه عضو دارد، مریم ، مرضیه و روح القدس عزیز

خبر ندارند با زندانی کردنشان آنهم به دلیل ایمان، دنیا از بی محبتی شان آگاه شد،

خبر ندارند دعای قدرتمند ایمانداران روزانه برای آزادی آنهاست،

خبر ندارند که روزی برای ریختن یک قطره خون و یک قطره اشک آنها،باید نزد پدر جوابگو باشند چون پاره تنش را آسیب رساندند.

با این ایمان که مسیح چشم از آنها بر نمی دارد و پاره تنش را تنها نمی گذارد و برای آنها اندیشه می کند، با آرامش برای آنها در دعا و روزه خواهیم بود تا خبر خوش آزادی شان را به زودی بشنویم.

وقتی به وضعیت خواهرانمان در زندان نگاهی می کنم به یاد نویسنده معروف مسیحی، ریچارد وورمبراند می افتم که ۱۴سال در زندان های کمونیستی بود.او نویسنده کتاب در زیرزمینی خداوند هست و این کتاب خیلی در من تاثیر گذاشت و خیلی برکت گرفتم. وقتی کمونیست ها در سال ۱۹۴۵ در رومانی روی کار آمدند و مسیحیت را ممنوع اعلام کردند، ریچارد وورمبراند که کشیش کلیسا بود بیدرنگ کلیسایی زیرزمینی را افتتاح نمود. کمونیست ها در سال ۱۹۴۸ او را دستگیر کردند و وورمبراند ۱۴ سال را در زندان بسر برد. در این مدت پیوسته شکنجه می شد، او را از آب و خوراک محروم می کردند، و مدتی نیز در سلول انفرادی محبوس بود. وومبراند با وجود تمام این زحمات، کماکان پیام انجیل را با دیگر زندانیان در میان می گذاشت و برای آینده، موعظه تهیه می کرد.

دوست دارم چند جمله از ایشون بشنوید،از کسی که ۱۴ سال به خاطر نام مسیح در زندان بود و باز از عشق و محبت حرف می زد چون محبت واقعی مسیح را چشیده بود :

من نمی ‌پرسم كه آیا باید عاشقت باشم یا نه. من برای آزادی‌ام از زندان به تو عشق نمی‌ورزم. حتی اگر در بدبختی دائم غوطه‌ ور باشم باز هم عاشق تو باقی خواهم ماند. تو اگر از عرش اعلای خویش به ‌سوی انسان‌ها فرود نیایی، همان رویای دور دست‌ها در مخیلۀ من باقی خواهد ماند. اگر تو از گفتن كلمه‌ا‌ی در پاسخ نیایش‌های من سرباز زنی، من باز هم بدون اینكه آن را بشنوم عاشق تو باقی خواهم ماند. اگر مرا از طوفان نجات نبخشی، باز هم دوستت خواهم داشت. عشق من برای همیشه مقاومت خواهد كرد، حتی اگر تو را از دست داده ‌باشم و یا تو را گمشده‌ای بدانم. اگر تو افسانه و اسطوره‌ای بیش نباشی، من حقیقت را رها خواهم كرد و در رویاهایم با تو زندگی خواهم نمود. اگر آن‌ها عدم وجود تو را ثابت كنند، تو از عشق من زندگی خواهی گرفت.

آنها همه‌ چیز را در زندان‌ از من‌ گرفته‌اند، نام‌، خانواده‌، کلیسا... آنان‌ می‌خواهند من‌ صفر باشم‌. اما در کتاب‌مقدس‌ این‌ عدد وجود ندارد. برادر و خواهر من‌، شاید تو هم‌ فکر می‌کنی‌ صفر هستی‌. اما بدان‌ که‌ با ارزش‌ترین‌ هدیه‌ را برای‌ خداوند در اختیار داری‌، که‌ همان‌ آگاهی‌ از فقر و هیچ‌ بودن‌ است‌. همان‌ را به‌ خدا بده‌. دیگر صفر نیستی‌.

به امید آزادی خواهرانم از زندان در دعا و روزه خواهیم بود.

دانلود فیلم فریادی از ایران (کلیک کنید)

دانلود کتاب شکنجه شده برای مسیح نوشته ریچارد وورمبراند

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آبان1388ساعت   توسط استر  | 

*** اگر موقع ورود به وبلاگ موسیقی زمینه به صورت اتوماتیک پخش نمی شود، روی نوار زرد رنگی که بالای صفحه نمایان می شود،راست کلیک کرده و اولین گزینه (Run) را انتخاب کنید.درضمن بهتر هست از اینترنت اکسپلورر وبلاگ را باز کنید.***

دیروز صبح اتفاقی افتاد که خیلی باعث ناراحتی من شد و این ناراحتی بر می گردد به مشکلی که در زندگی ام دارم و من این مشکل را به دستان مسیح سپردم و مطمئن هستم روزی توسط خداوندم حل خواهد شد و آن موقع می توانم به عنوان شهادتی بزرگ همه جا اعلام کنم که مسیح در زندگی من چه کار عظیمی کرده است ولی دیروز با دلی شکسته به او گفتم : خداوندم پس کی می خواهی من را از این مشکل رهایی بدهی؟ خسته شدم ؟ کی رها می شوم ؟ کی تمام می شود ؟ کمی دعا کردم و بعد به کارهای دیگر مشغول شدم ...

نزدیک به یک ساعت بعد ایمیلی از طرف برادر فیلیپ عزیز دریافت کردم، ایشون لطف می کنند هر روز برکتی از کلام خداوند را برای ما می فرستند، وقتی میل را باز کردم فقط اشک ریختم و گفتم باشه مسیح جان، باشه خداوندم ... بهت وقت می دهم ...

لطفا من را در دعاهای خود داشته باشید تا با قوت بیشتر برای مسیح زندگی کنم.

اول تسالونیکیان باب ۵ آیه ۱۷ -۱۸ : پيوسته دعا كنيد! براي هر پيش آمدي خدا را شكر نماييد، ...

و آن پیام قوت بخش و برکت دیروز من این بود :

« براي خداوند منتظر باش و قوي شو و دلت را تقويت خواهد داد. بلي منتظر خداوند باش » ( مزمور ۲۷ : ۱۴ )

به خداوند وقت بده و با ايماني جسورانه منتظر او باش . در واپسين لحظات هم مي تواند براي تو رهايي پيش بيني شده خدا فرا برسد ، همان گونه كه براي ابراهيم رخ داد وقتي كه دستش براي قرباني نمودن پسر عزيزش بلند شد ، درست در همان لحظه نداي آسماني را شنيد كه قوچي را نشان مي داد كه در شاخ هايش گرفتار شده تا به جاي پسرش قرباني نمايد . ( پيدايش ۲۲ : ۱۰ – ۱۳ )

به خداوند وقت بده  نترس ، آرام باش و نجات او را خواهي ديد همان گونه كه قوم اسرائيل به هنگام فرار از مصر ديدند ، كه در پيش آنها دريا ، و پشت سرشان دشمنان ، وحشت مي آفريدند، اما قدرت خدا درست به موقع نمايان شد . ( خروج ۱۴ : ۱۳ – ۱۵ ) او مي تواند درياي سرخ را براي تو نيز بشكافد .

به خداوند وقت بده مانند پولس رسول بگو: « آن خدايي كه از آن او هستم و خدمت او را مي كنم .» آن گاه حضور معجزه آساي او ظاهر شده و تو را رهايي خواهد داد . ( اعمال رسولان ۲۷ : ۲۳ -۲۴ )

به خداوند وقت بده ، در حالي كه نهري كه تو را سيراب مي نمود خشك مي شود و تو خود را مطرود و فراموش شده احساس مي كني . خداي ايليا هنوز هم زنده است ، او تو را به سوي « صرفه » هدايت خواهد نمود و به فراواني تو را در آنجا خوراك خواهد داد . ( اول پادشاهان ۱۷ : ۸– ۱۶ )

« بر عقل خود تكيه مكن * در همه راههاي خود او را بشناس ، و او طريق هايت را راست خواهد گردانيد. » ( امثال ۳ : ۵ – ۶ )

دوست خوبم! خواهر و برادر عزیزم در مسیح!

همه ما در دنیای سقوط کرده با مشکلاتی رو به رو هستیم، فقط نوع این مشکلات با هم فرق دارد وگرنه من شخص بدون مشکل در این دنیا ندیده ام، اگر تو هم مثل من دلشکسته و خسته شدی و فریاد می زنی خداوندا پس کی این مشکلات تمام می شود، امروز به آغوش مسیح برو، با او حرف بزن و بهش بگو باشه خداوندم به تو وقت می دهم تا در زمان معین مشکلاتم را حل کنی و بهم قوت تحمل آنها را بدی و این را یک بار دیگه به یاد بیاوریم که خداوند، دشمن ما نیست بلکه پدر ماست، پدری که برای انجام اراده اش در زندگی فرزندانش وقت نیاز دارد زیرا وقت های او با وقت های ما تفاوت دارد. آمین؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت   توسط استر  | 

رد پاي گرگ هایی را مي بينم كه به دنبال بره هاي گمشده خداوند مي گردند، تا آنها را بربايند و نگذارند كلام نجات بخش مسيح را بشنوند و نجات را در يابند.

اي كه در لباس ميش مي آيي! بره هاي گمشده خداوند، از آن او هستند و تو فقط رقصي مارپيچ به دور درخت حيات مي زني اما هرگز آسيبي به ميوه آن نتواني زد.

اگر منتظر رفتن شبان و دريدن گله هستی، بايد بگويم كه شبان اعظم،عيسي مسيح، هرگز نخوابيده، نمي خوابد و به خواب نخواهد رفت.

مسيح : بروید اي فرزندان من اینک‌ من‌ شما را چون‌ بره‌ها در میان‌ گرگان‌ می‌فرستم‌.

مي دانم كه ميان گرگ ها هستم، چون وقتي منجي ام عيسي از ميان گرگ ها عبور كرد و در تپه جلجتا به خاطر گناهان بشر مصلوب شد،پس من نيز اينگونه در ميان گرگ ها روزانه براي خداوند مي نويسم،

و من در جاده ايمان، اميد و محبت قدم مي زنم و در اين جاده شاهد تبديل گرگ ها به بره ها نيز بوده ام، گرگ هاي درنده تبديل به بره هاي خداوند گرديدند.

پس، اي كه در لباس ميش مي آيي، ورودت بي ممانعت باشد، به این امید که تبدیل شوی ...

و من، تنها، كارنده تخم محبت مسيح در قلب هاي سنگي گمشدگان هستم تا آن عشق عظيم، سنگ ريزه ها را بردارد و به آنها قلبي گوشتين دهد و آنگاه در آن ساكن گردد.

من،كارنده هستم و مسيح روياننده ...

شاگردي مسيح هم بهايي دارد ... زيرا عشق بها مي پردازد ...

در پس مرگ، قيامي نيز هست... در پس هر تاريكي، روشني رخ مي نمايد...

"ای عیسی مسیح، خداوند زنده، تمام وجود خود را، زشت و زیبا، به تو تقدیم می‌کنم. آن را بگیر و دگرگون ساز و برای خودت به‌کار ببر. هر گونه که دوست داری آن را شکل بده و هر کاری می‌خواهی با آن بکن. وجود من تنها از آن تو است.مي خواهم وقتي بازگشت مي كني، مرا تبديل شده ببيني و چراغدنم پر از روغن باشد. آمین!"

عیسای مسیح به شاگردانش فرمود " هر کس که می خواهد مرا پیروی نماید باید صلیب خود را براشته و به دنبال من بیاید" واقعا تعارف و یا غلو نمی کرد!! او کاملا جدی بود.طوری که یازده نفر از دوازده شاگرد عیسای مسیح که روزی ماهیگیر و باجگیر و راهزن و متعصب مذهبی بودند دقیقا به همان راهی رفتند که استادشان رفت. یعنی همان راهی که ما باید در آن پا بگذاریم و اما حتی خائن او نیز اوج مرید استاد بودن و محبوبیت خود را با مرگ دردبار خود به او ثابت نمود.امروزه دیگر مسیحیان را در کشورهای غیر مسیحی به صلیب نمی کشند بلکه با آلاتی دیگر! اما هستند کشورهایی که مسیحیت در آن به آزادی رشد می کند ،پس صلیب آنها چیست؟ صلیب مسیح ،ایستادگی در رنج ها و درد های ماست ؛صلیب مسیح آموختن از شکست ها ،پیروزی بر ضعف های انسانی ماست. صلیب مسیح ،امروز برای ما استواری در تعالیم و حقیقت کتابمقدس در این دنیای علم زده و پیشرفتۀ بت پرست می باشد.آیا شما آمده اید تا پا در این راه بگذارید یا نه؟ راه صلیب و اطاعت از مسیح از خون می گذرد.راه پاک شدن و قدوس گشتن در او نیز.یعنی همان راهی که خود خداوند فرمود به بهشت ختم می گردد.ما در نبرد روزانۀ خود با ارواح شریر و نیروهای پلید هستیم.ما نيز صليب هايمان را تا به آخر حمل مي كنيم،مانند شاگردان مسیح که آن را تا به آخر و تا به نفس آخر بردند.

يكي از صليب هاي من هم، در رابطه بودن با گرگ هايي ملبس به ميش هست ...

سی‌. اس. لوئیس: الگوی ما عیسی، نه فقط عیسای جلجتا، بلکه عیسای دکان نجاری، جاده‌ها، انبوه جمعیت، فریادها و شکایات و مطمئناً ضدیت‌ها، محرومیت از آرامش و استراحت نیز بود. برای همین الگوی ما یک زندگی الهی است که تحت شرایط انسانی عمل می‌کند.


توجه :عزیزان، با توجه به مزاحمت افراد متعصب برای وبلاگ هایی که برای من نظر می گذارند، از شما خواهش می کنم، نظراتتان را یا بدون درج وبلاگ و ایمیل تان بگذارید، یا اینکه نظر را به صورت خصوصی درج کنید. اگر هم مزاحمت این افراد شما را ناراحت نمی کند، می توانید نظرتان را به صورت نمایش عمومی ثبت کنید. با تشکر  

یوحنا باب ۹: ۳۹- ۴۱ آیه آنگاه‌ عيسي‌ گفت‌: «من‌ در اين‌ جهان‌ بجهت‌ داوري‌ آمدم‌ تا كوران‌ بينا و بينايان‌، كور شوند.»۴۰ بعضي‌ از فريسيان‌ كه‌ با او بودند، چون‌ اين‌ كلام‌ را شنيدند گفتند: «آيا ما نيز كور هستيم‌؟»۴۱عيسي‌ بديشان‌ گفت‌: «اگر كور مي‌بوديد گناهي‌ نمي‌داشتيد و لكن‌ الا´ن‌ مي‌گوييد بينا هستيم‌. پس‌ گناه‌ شما مي‌ماند.

در آخر از همه شما عزیزانی که در کلیسای اینترنتی شرکت کردید ممنونم،ایمان دارم از طریق این کلیسا به شما عزیزانی که به دلایلی نمی توانید در کلیسا حضور داشته باشید، برکت خواهد رسید، خدا را شکر می کنم برای اینکه آنقدر روم آنلاین کلیسا پر بود که بیشتر از ۵۰ نفر نتوانستند در روم شرکت کنند. شکر برای مشتاقان و جویندگان حقیقت که حق را دریافت خواهند کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت   توسط استر  | 

یوحنا باب ۷ آیات ۳۷- ۳۸ «هر كه‌ تشنه‌ باشد نزد من‌ آيد و بنوشد. ۳۸ كسي‌ كه‌ به‌ من‌ ايمان‌ آورد، چنانكه‌ كتاب‌ مي‌گويد، از بطن‌ او نهرهاي‌ آب‌ زنده‌ جاري‌ خواهد شد.»

اگر امروز به مسیح ایمان دارید، خداوند وعده می دهد که کسی که به او ایمان داشته باشد از بطن او نهرهای آب زنده جاری خواهد شد.

نگاهی بیاندازیم به طبیعت: یک صحرای خشک را در نظر بگیرید و یک مسافر خسته که دنبال آب می گردد!

چه چیزی در آن گرمای خشک صحرا، دل مسافر خسته و تشنه را شاد می کند؟

  • رویارویی با چاهی پر از خالی! و احساس ناامیدی و افسردگی بیشتر ؟
  • يا رویارویی با چشمه آب شیرین و شکفتن هزاران امید تازه؟

امروز این انتخاب با ماست: می توانیم برای دیگران منبع ناامیدی و بی آبی باشیم یا اینکه چشمه و بطن آب زنده و جاری برای ناامیدان و درماندگان !

حال نگاهی بیاندزایم به خصوصیات چشمه و یا نهر آب جاری:

  • چشمه ای که در بیابان خشک و برهوت قرار گرفته است، آب خود را به رایگان به تشنگان هدیه می دهد.رابطه او معامله ای نیست، یعنی اینکه اگر مسافران چیزی پرداختند در عوض آن چيز آب را به آن ها بدهد. رابطه، رابطه ای دهنده هست نه گیرنده!
  • او هرگز بین تشنگان فرق نمی گذارد، حال می خواهد آن شخص یک دزد سر گردنه و راهزن باشد یا یک قدیس !!! در هر صورت آب گوارا و شیرین خود را بر تشنگان محروم نمی سازد.
  • چشمه، این آب را از بطن خود بیرون می دهد و همیشه در حال جوشش هست و با آب راکد فرسنگ ها فاصله دارد.

امروز خداوند می خواهد كه ما این چشمه باشیم نه آن چاه خشک که هیچ برکتی ندارد. امروز آیا از بطن ما نهرهای آب زنده و جاری می جوشد؟ آیا امروز محبت ما فقط برای ایمان داران هست یا اینکه بدون فرق گذاشتن بین انسانها بی دریغ از این محبت و از این آب زنده به آنها می دهیم؟

به انجیل یوحنا باب ۴ نگاهی می اندازیم: مسیح و زن سامری

مسیح تعریفی تازه از آب زنده به زن سامری می دهد: ۶ و در آنجا چاه‌ يعقوب‌ بود. پس‌ عيسي‌ از سفر خسته‌ شده‌، همچنين‌ سر چاه‌ نشسته‌ بود و قريب‌ به‌ ساعت‌ ششم‌ بود۷  كه‌ زني‌ سامري‌ بجهت‌ آب‌ كشيدن‌ آمد. عيسي‌ بدو گفت‌: «جرعه‌اي‌ آب‌ به‌ من‌ بنوشان‌.»۸ زيرا شاگردانش‌ بجهت‌ خريدن‌ خوراك‌ به‌ شهر رفته‌ بودند. ۹ زن‌ سامري‌ بدو گفت‌: «چگونه‌ تو كه‌ يهود هستي‌ از من‌ آب‌ مي‌خواهي‌ و حال‌ آنكه‌ زن‌ سامري‌ مي‌باشم‌؟» زيرا كه‌ يهود با سامريان‌ معاشرت‌ ندارند.۱۰عيسي‌ در جواب‌ او گفت‌: «اگر بخشش‌ خدا را مي‌دانستي‌ و كيست‌ كه‌ به‌ تو مي‌گويد آب‌ به‌ من‌ بده‌، هرآينه‌ تو از او خواهش‌ مي‌كردي‌ و به‌ تو آب‌ زنده‌ عطا مي‌كرد.»۱۱ زن‌ بدو گفت‌: «اي‌ آقا دلو نداري‌ و چاه‌ عميق‌ است‌. پس‌ از كجا آب‌ زنده‌ داري‌؟ ۱۲  آيا تو از پدر ما يعقوب‌ بزرگتر هستي‌ كه‌ چاه‌ را به‌ ما داد و خود و پسران‌ و مواشي‌ او از آن‌ مي‌آشاميدند؟»۱۳ عيسي‌ در جواب‌ او گفت‌: «هر كه‌ از اين‌ آب‌ بنوشد باز تشنه‌ گردد،۱۴ ليكن‌ كسي‌ كه‌ از آبي‌ كه‌ من‌ به‌ او مي‌دهم بنوشد، ابداً تشنه‌ نخواهد شد، بلكه‌ آن‌ آبي‌ كه‌ به‌ او مي‌دهم‌ در او چشمه‌ آبي‌ گردد كه‌ تا حيات‌ جاوداني‌ مي‌جوشد.»۱۵ زن‌ بدو گفت‌: «اي‌ آقا آن‌ آب‌ را به‌ من‌ بده‌ تا ديگر تشنه‌ نگردم‌ و به‌ اينجا بجهت‌ آب‌ كشيدن‌ نيايم‌.»

خداوند می خواهد همه از این آب زنده بنوشند ولی این از روی اجبار نیست بلکه خود انسان ها باید این آب را از مسیح طلب کنند: هرآينه‌ تو از او خواهش‌ مي‌كردي‌ و به‌ تو آب‌ زنده‌ عطا مي‌كرد.

"من نان حیات هستم. کسی که نزد من آید هرگز گرسنه نشود و هر که به من ایمان آرد هرگز تشنه نگردد" (یوحنا ۳۵:۶).

وقتی به مسیح ایمان می‌آوریم و او را در قلب خود جاي می‌دهیم، خدا از طریق او در قلب هاي ما ساکن می‌شود. روح خدا همۀ قسمت‌های خالی وجود ما را پر می‌کند و به ما احساس رضایتی عمیق از زندگی می‌بخشد.

دادن آب زنده و بشارت مژده خوش انجیل به دیگران زوری نیست، تا خود آن شخص احساس تشنگی نکند و درخواست نکند به زور داده نمی شود ولی وظیفه ما به عنوان شاگردان مسیح این هست که چشمه باشیم و دیگران را با آب حیات و زندگانی،عیسی مسیح، آشنا کنیم.

اگر مي خواهيم بدانيم كه چشمه چه كار مي كند پيشنهاد مي كنم يك بار ديگر اين مطلب را بخوانيد.

امروز اگر به هنگام محبت کردن به دیگران فرق قائل می شویم و هنوز تبدیل به چشمه نشده ایم بیاید با هم دعا کنیم تا خداوند تا قبل از بازگشت خود ما را تبدیل کند آمین؟

پدر آسماني! پدر جاوداني!

به حضور تو آمديم و از تو براي نجاتي كه به ما بخشيدي شكرگزاري مي كنيم. اي خداوند تو گفتي شاگردان من را در دنيا از طريق محبت آنها مي شناسند پس به ما محبتي عطا كن كه از ديدگاه تو تعريف مي شود نه از ديدگاه دنيا. دل هاي ما را تبديل به چشمه و بطن نهرهاي آب زنده كن تا بي دريغ محبت كنيم. خداوندا ما را تبديل كن و نگذار كه همرنگ دنيا شويم.

به نام عزيز مسيح،خداوند زنده، آمين

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 شهریور1388ساعت   توسط استر  | 

خواهران ما نزدیک ۵ ماه هست که در زندان به سر می‌‌برند و تنها جرم آنها ایمان به مسیح هست. در تاریخ کلیسا تعداد کسانی‌ که به خاطر انکار نکردن ایمانشان در زندان بودند کم نیست. امروز جملات کسی‌(ریچارد ورمبراند) را در این پست می‌‌نویسم که بیش از ۱۰ سال در زندان سپری کرد و در آنجا نیز به مردم گناه کار بشارت مسیح را داد و با محبت به آنها خدمت کرد و تا به آخر برای مسیح ماند،باشد كه با اين جملات قوتي تازه در مسيح بگيريد. به نام عزيز مسيح براي اين عزيزان در دعا خواهيم بود.

خوشابحال آنان که در سختی و جفا نیز در شادی مسیح ساکن هستند و تنها او را پرستش میکنند.

  • عشق به خدا :من نمی‌پرسم كه آیا باید عاشقت باشم یا نه. من برای آزادی‌ام از زندان به تو عشق نمی‌ورزم. حتی اگر در بدبختی دائم غوطه‌ور باشم باز هم عاشق تو باقی خواهم ماند. تو اگر از عرش اعلای خویش به‌سوی انسان‌ها فرود نیایی، همان رویای دور دست‌ها در مخیلۀ من باقی خواهد ماند. اگر تو از گفتن كلمه‌ا‌ی در پاسخ نیایش‌های من سرباز زنی، من باز هم بدون اینكه آن را بشنوم عاشق تو باقی خواهم ماند. اگر مرا از طوفان نجات نبخشی، باز هم دوستت خواهم داشت.عشق من برای همیشه مقاومت خواهد كرد، حتی اگر تو را از دست داده ‌باشم و یا تو را گمشده‌ای بدانم. اگر تو افسانه و اسطوره‌ای بیش نباشی، من حقیقت را رها خواهم كرد و در رویاهایم با تو زندگی خواهم نمود. اگر آن‌ها عدم وجود تو را ثابت كنند، تو از عشق من زندگی خواهی گرفت.
  • آنها همه‌ چیز را در زندان‌ از من‌ گرفته‌اند، نام‌، خانواده‌، کلیسا... آنان‌ می‌خواهند من‌ صفر باشم‌. اما در کتاب‌مقدس‌ این‌ عدد وجود ندارد. برادر و خواهر من‌، شاید تو هم‌ فکر می‌کنی‌ صفر هستی‌. اما بدان‌ که‌ با ارزش‌ترین‌ هدیه‌ را برای‌ خداوند در اختیار داری‌، که‌ همان‌ آگاهی‌ از فقر و هیچ‌ بودن‌ است‌. همان‌ را به‌ خدا بده‌. دیگر صفر نیستی‌.
  • تمام مکاتب‌، انسان را برای خودشان می‌خواهند تا بزرگتر شوند.عیسی مسیح به دنبال این نیست که فردی را به شمار پیروانش اضافه کند تا بزرگتر شود، بلکه می‌خواهد انسان آزاد باشد و آزاد زندگی کند.
  • آیا به‌یاد دارید که مسیح به شاگرد شکاک خود چه چیزی نشان داد تا او را متقاعد کند؟ بدن زخمی خود را! ما چگونه یکدیگر را متقاعد می‌کنیم‌؟

وقتی از ریچارد می‌پرسیدند چگونه زیرِ آن همه شکنجه‌ تاب آورده، پاسخش این بود:«وقتی شخص آنگونه عاشق مسیح باشد که داماد عاشقِ عروس است، قادر خواهد بود در راه معشوقش هر شکنجه‌ای را تاب آوَرَد.» راهش پر رَهرو باد.

پیام صلیب برای آنانی که در راه هلاکت هستند پوچ و بی معنی است ولی برای ما که در نجات هستیم قدرت خداست." (اول قرنتیان ۱: ۱٨ )          

در تاریخ مسیحیت،ایمانداران زیادی وجود دارند که آنها به اتهام کفر گویی محاکمه شدند و حتی جان های خود را در راه حقیقت از دست دادند از جمله:شهیدانی چون اسقف شهید هایک هوسپیان مهر، کشیش شهید مهدی دیباج، کشیش شهید ارسطو سیاح، کشیش شهید بهرام دهقانی تفتی، کشیش شهید میکائیلیان،کشیش شهید حسین سودمند، شبان شهید روان بخش یوسفی و مبشر شهید قربان تورانی و شهدای گمنام دیگر و بسیاری که در آینده به این قافله خواهند پیوست.

در کتاب مقدس صد ها پیش گویی در باره آمدن عیسی مسیح برای نجات انسان از گناه درج شده و عیسی مسیح مطابق به این پیشگویی ها در یک وقت معین بر روی زمین آمد، برای نجات ما برای روی صلیب جان داد تا ما نجات پیدا کنیم، به این سبب ما عیسی مسیح را نجات دهندۀ خود می دانیم وبه او ایمان داریم. دراین جا هیچ کفر گویی و جود ندارد، این یک حقیقت هویدا و انکار ناپذیر است، که بر اساس کلام تغیر ناپذیر خدا که در کتاب مقدس درج است استوارو پایدار میباشد.

این یک پدیده نو نیست که ایمانداران به مسیح را به کفرگویی متهم می نمایند،از این سلاح زنگ زده که قدرت کاری ندارند در گذشته نیز برضد ایمانداران مسیحی استفاده می شد،وامروز نیز از آن سلاح استفاده می نمایند. آنها ما مسیحیان را به این متهم می نمایند که گویا کافرهستیم،تا بدین وسیله احساسات مردم را علیه مسیحیان تحریک نمایند. در حالیکه ما به خدای حقیقی و واحد ایمان داریم واو را پرستش می نمایم. 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت   توسط استر  | 

آنقدر از بچگی از این و آن حرف هایی در مورد خداوند شنیدیم که بعد از ایمان به مسیح متوجه می شویم که همه آنها تنها برای دور نگاه داشتن ما از خداوند بوده تا اینکه ما را به او نزدیک کند.

 خیلی جمله ها هنوز توی گوشم هست:

  • اگر این کار و بکنی می ری جهنم و آنجا ... (و تشریح جهنم ...انگار که هزاران بار به آنجا سفر کرده اند) وقتی تهدید و ترس در پرستش باشد،آن پرستش به جای عشق با جبر همراه خواهد بود.
  • وقتی اتفاقی می افتد هر کسی بهم می رسید می گفت : خدا بد نده ... و ذهنم به آن سمت می رفت که خدا، خدایی است که همیشه برای انسان بدی،مشکل،بیماری به وجود می آورد ...
  • چوب خدا صدا ندارد ... انگار خداوند با یک چوب بالای سر ما ایستاده تا اگر خطایی از ما صورت بگیرد، سریع اولی ضربه خود را وارد کند.
  • و ...

ولی بعد از ایمان به مسیح تازه متوجه محبت خداوند شدم، فهمیدم مسیح به خاطر گناهان من گنه کار بالای صلیب رفته است تا با ایمان به او بتوانم طعم زیبای نجات را بچشم،تا بتوانم خدایی که را که دیگران با صفت های خشن برایم تعبیر کرده بودند، پدر خطاب کنم. پدر آسمانی، پدری که محبت هست و پرستش او زور نیست، پدری که برای نیازهای فرزندانش تفکر می کند، پدری که همیشه چوب تنبیه در دست ندارد، پدری که اگر ترکش کنی، او باز هم پشت پنجره منتظر بازگشت تو خواهد بود.                       

برای خواندن نامه محبت آمیز پدر آسمانی روی این قسمت کلیک کنید.

باقی در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 24 مرداد1388ساعت   توسط استر  | 

هر جا فيض،بركت،شادي و نجات خداوند هست، شرير دست به سينه و آرام نمي نشيند.اگر به پست پايين توجه كنيد،متوجه خواهيد شد كه شادي ای كه از آن صحبت كردم، شرير خواست از من بگيرد ولي نتوانست زيرا من باز در مسيح شاد هستم.

امروز از طريق آمارگر وبلاگم متوجه وبلاگي شدم كه با اسم وبلاگ من مشابهت دارد و اين توجه من را به سمت خود جذب كرد و به وبلاگ ايشون سر زدم و متوجه شدم كه ايشون قصد خراب كردن من را دارند.(http://honeyjesus6.blogfa.com/)

دوست عزیز! نمي دونم چه كسي هستي ولي قصدت را مي دونم و آن هم خراب كردن وبلاگ، شخصيت من و از همه مهمتر شخصيت مسيح هست زيرا من در مسيح هستم و مسيح در من.خيلي جالب هست، دوست عزيز،عددي كه براي وبلاگت انتخاب كردي عدد نقص هست، باشد كه روزي مسيح را در قلبت بپذيري و عدد زندگي ات در او كامل گردد.

خیلی از افراد من را خارج از نت می شناسند و در مورد زندگی من همه چیز را می دانند پس با این کار زحمت خودت را زیاد کردی در ضمن این موضوع باعث می شود که هر کسی وارد وبلاگ شما شده نام وبلاگ من را ببیند و وارد شود و این برای من خیلی خوب هست چون شما هم دارید به نحوی دیگران را به وبلاگی معرفی می کنید که از مسیح و محبت او می نویسد.چون خداوند من مي گويد كه همه چيز براي خيريت من در كار هست، حتي اگر درست كردن وبلاگ شما براي خرابي من باشد.

رومیان باب ۸ آيه ۲۸ و می‌دانیم‌ که‌ بجهت‌ آنانی‌ که‌ خدا را دوست‌ می‌دارند و بحسب‌ اراده‌ او خوانده‌ شده‌اند، همه‌ چیزها برای‌ خیریت‌ (ایشان‌) با هم‌ در کار می‌باشند.

دوستان عزیزی که الان دارید این مطلب را می خوانید باید به شما یک موضوعی را گوشزد کنم و آن این هست که افرادي كه گاهي اوقات توي وبلاگ من و ديگر عزيزان نظر مي گذارند و توهين مي كنند و یا وبلاگ های این گونه برای خراب کردن دیگران می سازند آيا مي دانيد از ما ايمانداران چه مي خواهند ؟؟؟

اين عزيزان از ته دل دارند فرياد مي زنند كه براي ما دعا كنيد، ما به نجات مسيح نياز داريم تا به جاي توهين و خراب كردن ديگران،می خواهیم راه محبت كردن را ياد بگيريم.

دوست عزيزي كه اين وبلاگ را درست كردي خيلي به دعا احتياج داري و مخصوصا به نجات مسيح، بيشتر از اينكه بخواهم الان عصباني باشم دلم مي خواهد براي اينكه در گمراهي قدم مي زني، اشك بريزم، تو و افرادي مثل تو را در دعاهاي روزانه خود قرار دهم. باشد كه چشمانت بينا شده، گوشهايت كلام خداوند را بشنود و زبانت او را ستايش كند. در نام عزيز مسيح آمين

متی باب ۵ آیه ۴۴ اما من‌ به‌ شما میگویم‌ كه‌ دشمنان‌ خود را محبّت‌ نمایید و برای لعن‌كنندگان‌ خود بركت‌ بطلبید و به‌ آنانی كه‌ از شما نفرت‌ كنند، احسان‌ كنید و به‌ هر كه‌ به‌ شما فحش‌ دهد و جفا رساند، دعای خیر كنید. 

یوحنا باب ۱۳ آیه ۳۴ تا ۳۵ به‌ شما حکمی‌ تازه‌ می‌دهم‌ که‌ یکدیگر را محبت‌ نمایید، چنانکه‌ من‌ شما را محبت‌ نمودم‌ تا شما نیز یکدیگر را محبت‌ نمایید. ۳۵ به‌ همین‌ همه‌ خواهند فهمید که‌ شاگرد من‌ هستید اگر محبت‌ یکدیگر را داشته‌ باشید.”

من روزي كه اين وبلاگ را ساختم، در اصل بگذاريد از قبل از آن بگويم، از روزي كه قلبم را به مسيح دادم، تمامي سختي ها، بدي ها، كوچك شدن ها را به جان و دل خريدم، پس امروز اين موضوع زياد اذيتم نمي كند، تنها چيزي كه اذيتم مي كنه اين هست كه اين عزيز نجات مسيح را دريافت نكرده اند و بايد بگم كه اگر تنها يك نفر، يك نفر روي زمين زندگي مي كرد مسيح باز مي آمد و براي بخشش گناهان او بالاي صليب مي رفت،مي مرد و بعد از سه روز از مردگان قيام مي كرد و به او فرصت بازگشت و دريافت هديه نجات را مي داد و من امروز مي گويم كه اگر حتي يك نفر از مطالب اين وبلاگ بركت مي گيرد و باعث رشد او مي شود، به نوشتن ادامه خواهم داد حتي اگر اين گونه مشكلات باشد. اگر يك روز به نوشتن این وبلاگ ادامه ندادم و مدت طولاني شد بدانيد كه ديگر در اين جهان نيستم.

قرنتیان دوم باب ۱۲ آیه ۱۰ بنابراین‌، از ضعف‌ها و رسواییها و احتیاجات‌ و زحمات‌ و تنگیها بخاطر مسیح‌ شادمانم‌، زیرا که‌ چون‌ ناتوانم‌، آنگاه‌ توانا هستم‌.

از همه شما عزيزاني كه اين وبلاگ را نگاه مي كنيد خواهش مي كنم كه براي اين دوست عزيز دعا كنيد تا حقيقت مسيح را در قلب خود بپذيرد.

 در ضمن باید اعلام کنم که تنها وبلاگ هایی که من در آنها می نویسم ۱- همین وبلاگ هست ۲- وبلاگ کانون مسیحیان جنوب ایران 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مرداد1388ساعت   توسط استر  | 

فیلیپیان باب ۴ آیات ۴- ۷ : در خداوند دائماً شاد باشيد، و باز مي گويم  شاد باشيد! ۵ در هر كاري از  خودگذشتگي نشان بدهيد و ملاحظه ديگران را بكنيد. بخاطر داشته باشيد كه خداوند بزودي باز مي گردد. ۶براي هيچ چيزغصه نخوريد؛ درعوض براي همه چيز دعا كنيد وهرچه لازم داريد به خداوند بگوييد و فراموش نكنيد كه براي جواب دعاها، از او تشكر نماييد. ۷ اگر چنين  كنيـد، از آرامـش خدا بهره منـد خواهيد شد، آرامشـي كه  فكـر انسان قـادر به درك آن نيست. ايـن آرامـش الهـي به فكـر و دل شمـا كه بـه عيسـي مسيـح ايمان آورده ايد، راحتي و آسايش خواهد بخشيد.

توضیحاتی در مورد این آیات: شادي‌، موضوع‌ اصلي‌ اين‌ رساله‌ است‌. رساله‌ به‌ فيليپيان‌، رسالة‌ شادي‌ در مسيح‌ توسط‌ مردي(پولس رسول)‌ نوشته‌ شد كه‌ در زندان‌ بود، و مدت‌ ۳۰ سال‌ تمام‌ را در شكنجه‌هاي‌ متفاوت‌، كتك‌ خوردن‌، سنگسار شدن‌ و ... بسر برده‌ بود ولي‌ از شادي‌ زايدالوصفي‌ برخوردار بود. در واقع‌ اتفاقات‌ مختلف‌ زندگي‌، شادي‌ او را از ميان‌ نمي ‌برد. اينها عمل‌ متحير كننده‌اي‌ است‌ كه‌ مسيح‌ قادر است‌ در زندگي‌ اشخاص‌ بكند. «خداوند نزديك‌ است‌» (۵). او هرگز از نزديك‌ بودن‌ روز خداوند غافل‌ نمي‌شد. در واقع‌ سِرّ شادي‌ با دوام‌ او، همين‌ مورد بود.مورد ديگري‌ كه‌ باعث‌ شادي‌ هميشگي‌ او مي‌شد، دعاهاي‌ بي‌وقفه‌ و شكرگزاريهاي‌ او بود (۶). شكرگزاريهاي‌ ما همواره‌ سبب‌ مي‌شود خدا بركاتي‌ را كه‌ فاقد آنها هستيم‌، در زندگيمان‌ سرازير نمايد.

فیلیپیان باب 4

چند روز پیش با خواهر عزیزم آرزو صحبتی داشتم که با موضوع بالا ارتباط دارد و دوست دارم شما هم از این موضوع برکت بگیرد، شادی مسیح همواره با شما باشد، در نام عزیز خداوندمان عیسی مسیح آمین

Arezoo:استر! يك چيزي را ميخوام برات تعريف كنم گوش كن چند روز پيش يك كليپ ديدم كه خيلي وحشتناك بود
Esther: janam bego
Arezoo: دانشجوهايي بودند كه از پشت بام پرت ميكردن پايين با دستهاي بسته و بعد يكي از اونها چشمهايش هم بسته بود،
 اونها محكم به زمين ميخوردن و دو نفر جسد نيمه جانشان را حمل ميكردند و نفر بعدي را ميانداختند، خيلي حال بدي پيدا كردم، شب رفتم خونه و به همسرم گفتم : من يك مادرم وقتي فكر ميكنم ، چطور من فرزندمون رو تا صبح نگاه ميكنم،هر تكاني كه ميخوره نگاهش ميكنم كه ايا حالش خوبه يا نه
Esther: dorosteh
Arezoo: وقتي تب ميكنه من هم باهاش ناراحتم و ...چطور ميتونم تصور كنم وقتي پسرم ۱۹ سالش شد يك نفر از پشت بام دست بسته پرتش كنه پايين و زدم زير گريه ...
Esther: ey khodavand 
Arezoo: گفتم خداوندا اين تلخي از تو نیست، تو شادي و خوشحالي و آرامش به ما ميدي،اين تلخي رو از روي من بردار، بعد از اين دعا خداوند در قلبم با من صحبت كرد: به من گفت تصوير به دنيا آمدن يك كودك را ببين ، چقدر زيباست، من آن را آفريدم، من خداوند هستم ،از زماني كه آدم و حوا گناه کردند و به روي زمين آمدند، قتل و جنايت و خونريزي بوده و هست،تو نميتوني درد همه اين مادران را به شانه‌ات بكشي و نميتوني تلخي گناه انها را برخود حمل كني
Esther: shokr baraye khodavand 
Arezoo:تو زيبايي هاي مرا ببين و شكر كن،قضاوت و داوري اين خونها بامنه،باورت نميشه استر 
Esther: آمینننننننننن
Arezoo: من در ظرف يك دقيقه شايد هم كمتر در قلبم با خداوند صحبت داشتم و ايمان دارم كه او بود كه صحبت ميكرد و مرا آروم كرد،آخه ميدوني وقتي ما اين صحنه ها را ميبينم،اين صحنه ها روح داره،روح تلخي و غم
Esther: آره
Arezoo: و وقتي ميخوايم بخنديم يا زندگي كنيم،ياد اونها ميافتيم و احساس گناه ميكنيم،كه مثلا دارن فلان جا خون مردم را ميريزن،من بايد عزا دار باشم و نخندم، ولي اين حقه شيطانه
Esther: دقیقا
Arezoo: و خداوند به من گفت تو سهم خودت رو انجام بده ،در هر موقعيتي كه قرار ميگری و در زمان معينش و در بقيه زمان ها مرا شكر كن و پرستش كن به خاطر خوبيها،به خاطر شاديها ،به خاطر تولد فرزندان خدا و من ميگم آمین آمين، او خداي زنده است
Esther: واقعا شکر ، من هم از این موضوع برکت گرفتم
Arezoo: هللوياه. و ْآرامش از اوست
Esther: واقعا شکر گلم که با من در میان گذاشتی، واقعا عالی بود، ممنونم دل من شاد شد، چون کمی غمگین بودم،

Arezoo: آره اين پيغام خداوند براي كليسات
Esther: AMEN
Arezoo: كه نگذاريم روح ترس و مرگ و خشم اين شريران در ما راه پيدا كنه ،از اون روز ميتونم براي اون كساني كه جوانها را به پايين پرتاب ميكردند دعا كنم، قبلش نميتونستم، ولي الان ميگم خدايا قلبهاي سنگي اونها را به قلبهاي گوشتي تبديل كن
Esther: amen
Esther: vaghean shokr baraye imanet
Esther: shokr baraye vojodet 
Arezoo: اگه هركدام از اونها نجات پيدا كنند تو ميپذيرشون و اگه تو اونها را دوست داشته باشي من هم دوستشون دارم ،نگذاريد روح غم بياد روي شما بشينه اين شيطانه كه خوشحال ميشه
Esther: ghorboone to beram man
Arezoo: من هم همينطور خواهر عزيزم

آیا ما نیز امروز می توانیم با تمام سختی های دنیا در مسیح شاد باشیم ؟؟؟

قلبم شــاد است چون با عيسي راه روم؛
بر نامش جلال باد چون با وي همي روم!
قلبم شــاد است چون با عيسي راه روم؛
هر روزه با خداوند راه روم!

هللوياه با خداوند راه روم،
بر نامش جلال باد
چون با وي همي روم!
هللوياه با خداوند راه روم،
هر روزه با خداوند راه روم!

شيطان مغلوب، چـون با عيسي راه روم؛
بر نامش جلال باد چون با وي همي روم!
شيطان مغـلوب چـون با عيسي راه روم؛
هر روزه با خداوند راه روم!
+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت   توسط استر  | 


http://honeyjesus7.persiangig.com/image/000.jpg

برای قرار دادن لوگوی این وبلاگ
در وبسایت/وبلاگتان،
از کد زیر استفاده کنید:

برای قرار دادن این لوگو کد بالا را کپی کنید و به قسمت تنظیمات وبلاگ خود رفته در قسمت (اسکریپتها و کدهای اختصاصی کاربر برای درج در وبلاگ) قرار دهید.

+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت   توسط استر 

یوحنا باب ۱۵ آیه ۱۸ تا ۲۱ اگر جهان‌ شما را دشمن‌ دارد، بدانید که‌ پیشتر از شما مرا دشمن‌ داشته‌ است‌. ۱۹ اگر از جهان‌ می‌بودید، جهان‌ خاصان‌ خود را دوست‌ می‌داشت‌. لکن‌ چونکه‌ از جهان‌ نیستید بلکه‌ من‌ شما را از جهان‌ برگزیده‌ام‌، از این‌ سبب‌ جهان‌ با شما دشمنی‌ می‌کند. ۲۰ به‌خاطر آرید کلامی‌ را که‌ به‌ شما گفتم‌: غلام‌ بزرگتر از آقای‌ خود نیست‌. اگر مرا زحمت‌ دادند، شما را نیز زحمت‌ خواهند داد؛ اگر کلام‌ مرا نگاه‌ داشتند، کلام‌ شما را هم‌ نگاه‌ خواهند داشت‌. ۲۱ لکن‌ بجهت‌ اسم‌ من‌ جمیع‌ این‌ کارها را به‌ شما خواهند کرد زیرا که‌ فرستنده‌ مرا نمی‌شناسند. 

دیروز برای من یکی از روزهای پر از استرس و مشکل بود، کارهایی که باید انجام می شد هیچ کدام نشد و نیازهایی که بایستی برطرف می شد، به بن بست رسید. ساعت هایی رسید که با ناراحتی قدم می زدم و دلم می خواست بزنم زیر گریه ولی خب توی خیابان شلوغ بغض پنهانم را ساکت کردم و دم نزدم. با اون همه مشکل، شریر باز هم سکوت نکرد و وقتی داشتم از خیابان رد می شدم یک نفر با دیدن صلیب گردندم به دوستش گفت: (تمامی مسیحیان شیطان هستند). اوه خداوندم ! چی می تونستم بهش بگم؟ دلم رنجیده شد شاید هم شکست. بعد کمی قدم زدم و به مسیح فکر کردم، به رفتار مردم با او و بعد به خودم گفتم: استر! توی این دنیا توقع نداشته باش کسی باهات خوب رفتار کنه چون با مسیح هم خوب رفتار نشد.

کمی قدم زدم و به یاد آیات کلام خداوند افتادم:

حبقوق باب ۳ آیات ۱۷- ۱۹ اگرچه‌ انجير شكوفه‌ نياوَرَد و ميوه‌ در موْها يافت‌ نشود و حاصل‌ زيتون‌ ضايع‌ گردد و مزرعه‌ها آذوقه‌ ندهد، و گله‌ها از آغل‌ منقطع‌ شود و رمه‌ها در طويله‌ها نباشد،۱۸ ليكن‌ من‌ درخداوند شادمان‌ خواهم‌ شد و در خداي‌ نجات‌ خويش‌ وجد خواهم‌ نمود. ۱۹ يهوه‌ خداوند قوّت‌ من‌ است‌ و پايهايم‌ را مثل‌ پايهاي‌ آهو مي‌گرداند و مرا بر مكان‌هاي‌ بلندم‌ خرامان‌ خواهد ساخت‌.

خداوندم! حتی اگر مشکل پشت مشکل بیاد باز هم می گم تو با من هستی و مرا هرگز ترک نخواهی کرد. مسیح جان، تو وفاداری ات را سالهاست که به من ثابت کردی، چه طور می تونم خوبی های تو را فراموش کنم ؟؟؟

اگر تبدیل به گل پژمرده روزگار نیز گردم ایمان دارم مسیح من، باغبان من است و به من تازگی دوباره می بخشد. توی این دنیا سختی خیلی هست ولی خداوند من کارش و خوب بلده ...

عزیزان برای خدمت و شرایط زندگی من دعا کنید، برای مادرم هم دعا کنید ایشون مریض هستند و احتیاج به دعای ما دارند. ممنونم

« ولي همه چيز بلكه بيشتر از كفايت دارم » ( فيليپيان ۴ : ۱۸ )

 در يكي از كتاب هايم كه درباره طبيعت گياهي نوشته ام ، به گل هايي اشاره  كرده ام كه در تاريكي رشد مي كنند . گل هايي را مد نظر قرار داده ام كه در مكان هايي از باغچه ادامه حيات مي دهند كه آفتاب هرگز به آنجا نمي تابد .

بيان همين تصوير را در چيزهاي ديگري هم در دنيا مي بينم، در اوضاع سخت اقتصادي و نظاير آن كه طي آنها روح انسان وسيع تر و لطيف تر مي گردد . پولس رسول هم ، چنين تجربياتي را از سر گذرانده بو كه گاهي درباره آنها صحبت مي كرد. او اسير بود و در زندان بسر مي برد . به نظر مي آمد كه دعوت و برگزيدگي عالي او از هم گسيخته باشد . درست در همين زمان در آن شرايط تيره و غم انگيز بود كه گل هاي فوق العاده زيبايي شروع به رشد نمودند . يقينا او در مكان هاي آفتابي و آزاد گل هايي را ديده بود ، اما  آنها به شكوه و زيبايي گل هايي كه در آن زندان تاريك شكوفا شده بودند نبود . خزائن وعده هاي خدا در آنجا به شكل غيرقابل تصوري بهتر گشوده شد . گويا فيض عجيب مسيح ، محبت عظيم و بي مانند او ، آرامش و شادي او ، نياز به شرايطي تيره و غم انگيز داشتند تا با زيبايي و شكوه عالي تري نمايان شوند .

به اين ترتيب اين مكان تيره و تار براي او تبديل به محيطي براي مكاشفه هاي تازه گرديد و اوتوانست فراواني و جلال ميراث خويش را با شفافيتي كه پيش از آن تجربه نكرده بود ببيند .همه ما افرادي را مي شناسيم كه در مواقع غم و اندوه و از دست دادن عزيزي ، نيرو و اميدي تازه يافته اند. اين گونه افراد هر جا هم زنداني شوند ، گنج شان غير قابل دستبرد خواهد بود . شايد حتي بتوان دنياي مادي آنها را به بياباني تبديل نمود اما آن بيابان با گل ها و سبزه هاي شادي پر خواهد گشت ، زيرا باغبان بزرگ با آنهاست.

+ نوشته شده در  جمعه 9 مرداد1388ساعت   توسط استر  | 

پیدایش باب ۷ آیات ۱۳- ۱۶ : همان‌ روز نوح‌ و پسرانش‌، سام‌ و حام‌ و یافث‌، و زوجة‌ نوح‌ و سه‌ زوجة‌ پسرانش‌، با ایشان‌ داخل‌ كشتی‌ شدند. ۱۴ ایشان‌ و همة‌ حیوانات‌ به‌ اجناس‌ آنها، و همة‌ بهایم‌ به‌ اجناس‌ آنها، و همة‌ حشراتی‌ كه‌ بر زمین‌ می‌خزند به‌ اجناس‌ آنها، و همة‌ پرندگان‌ به‌اجناس‌ آنها، همة‌ مرغان‌ و همة‌ بالداران‌. ۱۵ دودو از هر ذی‌ جسدی‌ كه‌ روح‌ حیات‌ دارد، نزد نوح‌ به‌ كشتی‌ در آمدند. ۱۶ و آنهایی‌ كه‌ آمدند نر و ماده‌ از هر ذی‌جسد آمدند، چنانكه‌ خدا وی‌ را امر فرموده‌ بود. و خداوند در را از عقب‌ او بست‌.

در پست زیر اشاره به دوران های زندگی بشر شد (برای خواندن مقاله 4 دوران کلیک کنید)، در حال حاضر ما در دوران فیض به سر می بریم فیضی که توسط مسیح برای انسان گنه کار فراهم گردید و پایان دوره فیض مشخص نیست زیرا تاریخ بازگشت دوباره مسیح معلوم نیست ولی ما می دانیم که روزی که فیض به اتمام رسد، دوران داوری خداوند شروع خواهد شد، دورانی که خداوند در را از عقب بشر خواهد بست. در این دوران فیض در آسمانی خداوند، برای نجات بشر باز هست و هر که به مسیح ایمان آورد نجات یابد. جمله آخر در آیه ۱۶ باب ۷ پیدایش، از جمله آیات تکان دهنده کتاب مقدس می باشد که احتیاج به تفکر بسیار دارد. 

و خداوند در را از عقب او بست. نوح می توانست موقعی که همگی وارد کشتی شدند خودش در را ببندد ولی خداوند این کار را می کند چون در آن زمان برای ورود دیگران فرصتی باقی نمانده بود.مسیح خود را تنها راه نجات معرفی می کند و تنها دری که در حقیقی است برای ورود به آسمان و با ایمان به او ما نجات او را دریافت خواهیم کرد و هنگام داوری خداوند در کشتی امن او خواهیم بود.

دوست دارم از کسانی که هنوز قلبشان را به مسیح نداده اند سوالی بکنم: اگر روزی در از عقب شما بسته شود و شما متوجه این موضوع شوید که مسیح حقیقت داشته و تنها راه نجات بوده و بدانید که برای ایمان آوردن به او دیر شده است، آیا از دست دادن حیات جاودان شما را محزون نخواهد ساخت؟؟؟

دوست خوبم! می دونم که بعضی از شما قبل از اینکه بخواهید به سوال من جواب دهید از خود من سوال خواهید کرد که استر! اگه روزی متوجه شوی که تمامی ایمانت به مسیح اشتباه بوده و مسیح حقیقت نداشته آن موقع تو وارد جهنم خواهی شد و تو هم، چیز بزرگی را از دست خواهی داد و آن موقع تو چه احساسی خواهی داشت ؟

جواب من به شما دوست عزیز این هست که: اگر روزی متوجه بشم که مسیح حقیقت نداشته و همه راه را اشتباه رفته ام، باید به عرض شما برسانم که با مسیح بودن را به حقیقت ترجیح خواهم داد، اگر به خاطر ایمانم به مسیح، محبت به دشمن، آزار نرساندن دیگران، فروتن شدن، خدمت کردن قرار است به جهنم بروم می دانم که آنجا نیز با مسیح خواهم بود زیرا او وعده داده است هرگز مرا ترک نخواهد کرد. خدای من، مسیح زنده من، هرگز به خاطر اینکه به او ایمان بیاورم، من را تهدید به جهنم وعذاب نکرد، من با محبت و عشق و اراده آزاد به او ایمان آوردم نه از روی ترس. اگر قرار است در بهشت با حوریان بهشتی و میوه های زیبا پذیرایی شوم، من گرمای جهنم را ترجیح می دهم در صورتی که دستان مسیح در دستانم باشد. با مسیح بودن و روزانه با مسیح قدم برداشتن، بهشت حقیقی و میوه جاودانگی است.بگذار بگویند عذاب آن دنیا مال من خواهد بود زیرا برای من عذابی بزرگتر از بدون مسیح بودن تعریف نشده است. بگذار کافر و مرتد بخوانندم، مهم این هست که خداوند مرا فرزند می خواند. بگذار عذابم دهند و جسمم را بکشند ولی به روحم متعلق به خداوندم است هیچ آسیبی نمی توانند برسانند. بگذار ...

  1. ((نان حیات هستم)) یوحنا۶: ۳۵ عیسی‌ بدیشان‌ گفت‌: من‌ نان‌ حیات‌ هستم‌. کسی‌ که‌ نزد من‌ آید، هرگز گرسنه‌ نشود و هر که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آرد، هرگز تشنه‌ نگردد.
  2. ((نور جهان هستم)) یوحنا۸: ۱۲ «پس‌ عیسی‌ باز بدیشان‌ خطاب‌ کرده‌، گفت‌: من‌ نور عالم‌ هستم‌. کسی‌ که‌ مرا متابعت‌ کند، در ظلمت‌ سالک‌ نشود بلکه‌ نور حیات‌ را یابد. » یوحنا۹: ۵ «مادامی‌ که‌ در جهان‌ هستم‌، نور جهانم‌.!»
  3. ((پیش از آنکه ابراهیم متولد شود،من هستم)) یوحنا۸: ۵۸«عیسی‌ بدیشان‌ گفت‌: آمین‌ آمین‌ به‌ شما می‌گویم‌ که‌ پیش‌ از آنکه‌ ابراهیم‌ پیدا شود من‌ هستم‌.»
  4. ((شبان نیکو هستم)) یوحنا۱۰: ۱۱ «من‌ شبان‌ نیکو هستم‌. شبان‌ نیکو جان‌ خود را در راه‌ گوسفندان‌ می‌نهد.»
  5. ((قیامت و حیات هستم)) یوحنا۱۱: ۲۵ «عیسی‌بدو گفت‌:من‌ قیامت‌ و حیات‌ هستم‌. هر که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آورد، اگر مرده‌ باشد، زنده‌ گردد.»
  6. ((راه و راستی و حیات هستم)) یوحنا۱۴: ۶« عیسی‌ بدو گفت‌: “من‌ راه‌ و راستی‌ و حیات‌ هستم‌. هیچ‌کس‌ نزد پدر جز به‌وسیله‌ من‌ نمی‌آید.»
  7. ((تاک حقیقی هستم)) یوحنا۱۵: ۱ «من‌ تاک‌ حقیقی‌ هستم‌ و پدر من‌ باغبان است‌.»

در انجیل یوحنا (۷) ادعای بزرگ از عیسی مسیح می بینیم که یک انسان معمولی و یا یک پیامبر جراعت بیان هیچ یک از اینها را ندارد،درطول تاریخ همیشه پیامبران و انبیا مردم را به سوی خدایی واحد هدایت کردند ولی مسیح با تمامی آنها تفاوت داشت زیرا او خود را خداوند معرفی کرد.چه کسی به جز خداوند می تواند ادعا کند که صاحب قیامت و حیات هست؟ مسیح این را در یوحنا۱۱: ۲۵ بیان کرد.

در کتاب خروج۳: ۱۴ خدا به موسی می گوید که نام او ((من هستم)) می باشد. خدا به‌ موسی‌ گفت‌:«هستم‌ آنكه‌ هستم‌.» و گفت‌: «به‌ بنی‌اسرائیل‌ چنین‌ بگو: اهْیه‌ (هستم‌) مرا نزد شما فرستاد.»
 
به مسیح اعتماد کن،بدان که تنها اوست که می تواند به تو حیات جاودان دهد.
فراموش نکن دوست من شاید امشب آخرین شب زندگی تو باشد و شاید امشب شبی باشد که خدا در را از عقب بشر ببندد و دیگر فرصتی برای نجات تو نباشد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت   توسط استر  | 

توجه: عزیزان به دلیل مشکلی که در سرورم پیش اومده تا مدتی نمی تونم در وبلاگ های شما نظر بگذارم پس لطفا جواب ها را در زیر نظرهای وبلاگم دنبال کنید.

دیروز داشتم توی وبلاگ های مختلف می گشتم که به مطلبی برخوردم که برایم خیلی جالب بود. یک عزیزی برای یکی از این وبلاگ نویس ها مطلبی در مورد مسیح نوشته بود و بعد لطف کرده بودند آدرس وبلاگ من را گذاشته بودند تا اگر ایشون مشتاق هستند در مورد مسیحیت بدانند،وبلاگ من را مطالعه کنند. داشتم نظر های دیگران را مطالعه می کردم و یک نظر توجهم را جلب کرد.

آن عزیز، برای شخص وبلاگ نویس نوشته بود: بچه نشی بری مسیحی بشیا، جدیدا مسیحی شدن مُد شده، هرکسی را می بینی می گه من مسیحی شدم.

برام خیلی جالب بود. درسته که من به مسیح ایمان آوردم ولی این کار از روی مُد نبود و می دونم که نمی شه از روی مد عاشق شد و روزانه عشق ورزید. عشق مسیح من را در خودش حل کرد و نمی تونم هیچ وقت با مُد روز مقایسه اش کنم، یا اینکه چون دیگران رفتن مسیحی شدن من هم برم مسیحی بشم،برای باز شدن هرچه بیشتر موضوع مسیحی شدن ترجیح می دم قسمت هایی از متن دفاعیه شهید کشیش مهدی دیباج را بنویسم،چون ایشون بسیار زیبا توضیح داده اند که چرا مسیحی شده اند و چرا دیگران را به مسیح بشارت می دهند و این نامه امروز اعترافات من و تمام کسانی است که به مسیح ایمان آورده ایم:

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 13 تیر1388ساعت   توسط استر  | 

توجه: عزیزان به دلیل مشکلی که در سرورم پیش اومده تا مدتی نمی تونم در وبلاگ های شما نظر بگذارم پس لطفا جواب ها را در زیر نظرهای وبلاگم دنبال کنید.

یکی از اسلحه های پر کابرد یک ایماندار در سختی ها، شکرگزاری هست. تا حالا شده در شرایط سختی قرار گرفته باشید و به جای غر زدن و ناشکری کردن، شروع به شکرگذاری از خداوند کرده باشید؟

شکرگزاری در یک زندگی ثابت و بدون مشکل فکر می کنم کار خیلی راحتی باشه و شکرگزاری در شرایط سخت و اطمینان به کار خداوند برکت های بسیاری به همراه دارد. تا بحال در شرایط سخت پدر و مادرتون را در آغوش گرفتید و به آنها گفتید که مهم نیست که در شرایط سختی زندگی می کنیم،مهم این هست که ما همدیگر را دوست داریم؟ چه قدر خانواده ما خوشحال می شوند که ما در سختی ها هم از آنها تشکر می کنیم و با آنها هستیم!

شاید تا به امروز در شرایط سخت خیلی غرغر کردیم،بعضی مواقع هم خداوند را تهدید کردیم(که دیگه پرستشت نمی کنم،دیگه کلیسا نمی رم،دیگه دعا نمی کنم،...)بعضی مواقع تقصیر به گردن دیگران انداختیم،تمامی این مسائل برای این هست که بعضی مواقع فراموش می کنیم که این دنیا،دنیا سقوط کرده هست و مکان اصلی برای زندگی ما،جای دیگریست و همینطور فراموش کرده ایم که خدا، دشمن ما نیست،او پدر آسمانی همیشه مهربان و وفادار هست.بیایید در این شرایط سخت، شکرگزاری کنیم،من ایمان دارم، با شکرگزاری درهای غم و غصه و افسردگی که شریر در زندگی ما باز کرده،به نام عزیز مسیح بسته خواهد شد و برکت خداوند در زندگی ما بیش از پیش جاری می شود:

برای مطالع ادامه این موضوع روی ادامه مطلب کلیک کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 تیر1388ساعت   توسط استر  | 

شعر زیبا از وبلاگ مسیح شده(برای ورود کلیک کنید)

توجه: عزیزان به دلیل مشکلی که در سرورم پیش اومده تا مدتی نمی تونم در وبلاگ های شما نظر بگذارم پس لطفا جواب ها را در زیر نظرهای وبلاگم دنبال کنید.

 دعا برای ایران

وقتی مادرم را در آغوش می گیرم، از شدت گریه آنقدر می لرزد که دستان کوچکم توان نگاه داشتنش را ندارد و آن موقع که زیر صلیب مسیح برای ایران و ایرانی دعا می کند صدای لرزانش دل هر بی رحمی را به لرزه در می آورد،

کاش همه انسان ها، یکدیگر را برادر و خواهر خود می دانستند و دیگر هیچ تیری قلب کوچک خواهرم را پاره نمی کرد و یکدیگر را ناموس خود می دانستند و دیگر هیچ تجاوزی رخ نمی داد. کاش قدرت، این همه قدرت نداشت و صدای شکسته شدن استخوان های پوکیده پیرزن دیگر به گوش نمی رسید.

برای لحظاتی فراموش کردم که این مکان، نامش دنیا است و در دنیا،ای کاش ها فایده ای ندارد زیرا دنیا، دنیای شریر،تاریکی و سقوط کرده هست.

ای دنیا! ای دنیای سقوط کرده! و ای مردمانی که در دره هایش خفته اید، بیدار شوید! تا قبل از آمدن خداوندم عیسی، بیدار شوید و گرنه بیدار کردنتان بهایی سنگین دارد و آن بها، دوری همیشگی شما از خداوند و تاریکی محض خواهد بود.

کلام مسیح می گوید: هر که محبت نمی کند، خدا را نمی شناسد زیرا خدا محبت است. کاش خدا را می شناختید ...

تو امروز با چه ایمانی جانی را می گیری ؟ وای به حال ایمانی که بگوید هم وطن ات را بکش! می خواهم حس ات را بدانم موقعی که ماشه را می کشی؟ چه سوال بیهوده ای! فراموش کردم که قبل از این قاتل وجدانت بوده ای ... دیگر فریاد وجدانت به گوش های بسته ات نمی رسد ...

اگر امروز صدای ضجه مادران و سکوت پر از حرف پدران به جایی نمی رسد، من ایمان دارم گوش های خداوند مثل گوش های دنیا کر نیست، او می شنود،می بینید و عمل می کند.

و امروز قطرات اشک و قطرات خون خواهر و برادرانم میهمان وبلاگ و دلتنگی هایم شدند.

در حال حاضر،به غیر از کلام خداوند و وعده های او هیچ چیزی نمی تواند آرامم کند:

ارمیا باب ۴۹ آیات ۳۴- ۳۸  كلام‌  خداوند درباره‌ عيلام كه‌ بر ارميا نبي‌ در ابتداي‌ سلطنت‌ صدقيّا پادشاه‌ يهودا نازل‌ شده‌، گفت‌:۳۵ «يهوه‌ صبايوت‌ چنين‌ مي‌گويد: اينك‌ من‌ كمان‌ عيلام‌ و مايه‌ قوّت‌ ايشان‌ را خواهم‌ شكست‌. ۳۶ و چهار باد را از چهار سمت‌ آسمان‌ بر عيلام‌ خواهم‌ وزانيد و ايشان‌ را بسوي‌ همه‌ اين‌ بادها پراكنده‌ خواهم‌ ساخت‌ به‌ حدي‌ كه‌ هيچ‌ امّتي‌ نباشد كه‌ پراكندگان‌ عيلام‌ نزد آنها نيايند. ۳۷  و اهل‌ عيلام‌ را به‌ حضور دشمنان‌ ايشان‌ و به‌ حضور آناني‌ كه‌ قصد جان‌ ايشان‌ دارند مشوّش‌ خواهم‌ ساخت‌. و  خداوند مي‌گويد كه‌ بر ايشان‌ بلا يعني‌ حدّت‌ خشم‌ خويش‌ را وارد خواهم‌ آورد و شمشير را در عقب‌ ايشان‌ خواهم‌ فرستاد تا ايشان‌ را بالكلّ هلاك‌ سازم‌. ۳۸ و خداوند مي‌گويد: من‌ كرسي‌ خود را در عيلام‌ برپا خواهم‌ نمود و پادشاه‌ و سروران‌ را از آنجا نابود خواهم‌ ساخت‌.۳۹ ليكن‌  خداوند  مي‌گويد: در ايّام‌ آخر اسيران‌ عيلام‌ را باز خواهم‌ آورد.»

به امید آن روز که عیلام (ایران) آزاد گردد و هر ایرانی نام مسیح را ستایش کند و هر زانویی در برابر نام خداوندمان عیسی مسیح خم شود. در نام عیسی مسیح می طلبم آمین

رومیان باب ۱۵ آیه ۱۳ الان‌ خدای‌ امید، شما را از کمال‌ خوشی‌ و سلامتی‌ در ایمان‌ پر سازد تا به‌ قوت‌ روح‌القدس‌ در امید افزوده‌ گردید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت   توسط استر  | 

توجه: عزیزان به دلیل مشکلی که در سرورم پیش اومده تا مدتی نمی تونم در وبلاگ های شما نظر بگذارم پس لطفا جواب ها را در زیر نظرهای وبلاگم دنبال کنید،امروز هم خداوند کمک کرد تا تونستم این پست را آپ کنم. از برادر عزیزم هم ممنونم که در این مورد کمکم کرد.

 شهادت و چگونگی ایمان من به مسیح(کلیک کنید)

چهار سال گذشت. ۱۸ خرداد ۱۳۸۴

روزی که مادرم عاشقانه برای ایمان آوردن من زیر صلیب مسیح، خسته از دختر عاصی خود، اشک می ریخت و دعا می کرد: ای عیسی! خودت را به فرزندم نشان بده ،نشان بده که حقیقت هستی، او را از گناهانش رهایی بده و آرامش خودت را بر او بریز. مادر، بی خبر از همه جا فکر نمی کرد که خداوند مهربان و زنده همان شب به خواب دختر گناهکارش خواهد رفت و خودش را بر او آشکار خواهد کرد و زندگی اش را اینگونه تبدیل می کند.

باقی در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

دیشب دلم خیلی گرفته بود، حس عجیبی داشتم، به مادرم گفتم که می خوام برم و توی اطاقم دعا کنم، وقتی وارد اطاقم شدم اول از همه کمی پرستش کردم و بعد از آن نشستم و مثل یک بچه کوچک در آغوش پدر گریه کردم. چه قدر در حضور پدر آسمانی اعتراف کردم.چند وقتی می شد که اینگونه در حضور خداوند اشک نریخته و خالی نشده بودم.حقیقتا از موقعی که کتاب آتش قدوسیت خدا(۲پست زیر) را می خونم یک جورایی ملزم شدم تا برای تقدس بیشتر تلاش کنم و چیز هایی که مانع از تقدس در زندگیم می شود بیرون کنم.این کتاب چنان زیبا و به موقع برای من تهیه شد که وقتی فکرش را می کنم می فهمم که خداوند می خواست که من با خوندن این کتاب توجه بیشتری به مسئله تقدس کنم. من یک جوان هستم و مثل جوانان دیگر روزانه با هزاران هزار وسوسه دست و پنجه نرم می کنم، ممکنه در قسمت هایی از زندگیم ضعف داشته باشم ولی یک چیز با ارزش دارم و آن وجود روح القدس در زندگیم هست. روح القدس بهم کمک می کنه تا با وسوسه ها بجنگم،گاهی شکست می خورم ولی باز بلند می شم و از خداوند می خواهم من را روز به روز تبدیل کنه ولی دور نیاندازد.خم شوم،له شوم و زیر چکش خداوند قرار بگیرم ولی تا قبل از آمدن خداوند،عیسی، تبدیل شده باشم و چراغدانم از روغن پر باشد.مشکلات در زندگی من کم نیست ولی همیشه لبخندی روی لبام هست و دلیلش تنها وجود مسیح هست که در زندگی من سلطنت می کنه و من را هرگز در سختی ها تنها نمی گذاره و نخواهی گذاشت.او که حافظ من است هرگز نخواهد خوابید.

اینها همه مقدمه ای بود برای حرف اصلی من و آن این هست که هنگام دعا ما باید منتظر شنیدن صدای خدا باشیم. رابطه یک فرزند و پدر آسمانی مانند رابطه فرزند و پدر زمینی می مونه البته پدر آسمانی و پدر زمینی اختلاقات زیادی با هم دارند. وقتی یک فرزند نزد پدر زمینی خود می رود و با او صحبت می کند،او حرف دلش را می زند و یا تقاضاهاش را به پدر می گوید و یک دفعه بدون اینکه منتظر یک کلمه از پدر باشه بلند می شود و خانه را ترک می کند. عجیبه نه؟ گاهی ما در دعا اینگونه هستیم،با پدر آسمانی حرف می زنیم ولی رابطه یک طرفه می شه چون نوبت به خداوند که می رسه او را ترک می کنیم. شاید فکر کنید مگه خداوند هم حرف می زند؟ بله یکی از راه هایی که می تونیم از خداوند بشنویم خواندن کلام (کتاب مقدس) هست. این همه ما حرف می زنیم،پس اجازه بدیم ببینیم خداوند چه حرفی برای ما دارد. گاهی اوقات در دعاهای دست جمعی از زبان دیگر ایمانداران کلام خداوند را می شنویم و خیلی راه های دیگر ...

باقی در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

چند روزی هست که شروع کردم به خواندن کتاب آتش قدوسیت خدا (نوشته سرجیو اسکاتاگلینی) و اگر امکان داشته باشد،می خواهم این کتاب را تایپ کنم و برای شما در وبلاگ بگذارم تا بتونید دانلود کنید و بخونید(البته اگر اجازه تایپ و گذاشتنش را در وبلاگ داشته باشم). در دنیایی که تقدس روز به روز رنگ می بازد،فکر می کنم این کتاب نیاز تک تک ما ایمانداران به مسیح باشد. چیزی که نویسنده کتاب بر آن تاکید داره این هست که :((تقدس ۹۸٪ کافی نیست، خداوند می خواهد شما ۱۰۰٪ در تقدس زندگی کنید.)) این موضوع نه به قوت ما بلکه به قوت روح القدس امکان پذیر هست. یک جمله معروفی هست که می گه: کارهای ممکن را ایمانداران انجام می دهند و کارهای غیرممکن را خداوند. پس اگر تقدس ۱۰۰٪ به نظرمان غیرممکن می آید ایمان دارم که با قوت روح القدس در زندگی تک تک ما عملی می شود و نکته مهم این است که اگر می خواهیم روح القدس در زندگی ما ۱۰۰٪ تقدس را عملی سازد باید با او همکاری کنیم: دوم پطرس باب ۳ آیه۱۴ لهذا ای‌ حبیبان‌، چون‌ انتظار این‌ چیزها را می‌کشید، جد و جهد نمایید تا نزد او بی‌داغ‌ وبی‌عیب‌ در سلامتی‌ یافت‌ شوید. در زیر می توانید قسمتی کوتاه از این کتاب را بخوانید:

لازم نیست گناهانمان را مخفی کنیم. می توانیم آنها را نزد پدر آسمانی اعتراف کنیم زیرا او ((او امین و عادل است تا گناهان ما را بیامرزد و ما را از هر ناراستی پاک سازد.)) اول یوحنا باب ۱ آیه ۹

  • خدای پدر! من می دانم که به تو احتیاج دارم. من گناه کرده ام و از تو طلب آمرزش دارم.
  • می دانم که عیسی بر روی صلیب جلجتا بهای گناهان مرا پرداخته،پس خداوندا مرا بخاطر تمام گناهانم بیامرز.
  • خداوندا! از تو می خواهم امروز زندگی مرا عوض کنی.
  • از امروز به بعد می خواهم همانگونه سلوک کنم که عیسی سلوک می کرد.
  • می خواهم شبیه عیسی شوم،می خواهم فکر مسیح را داشته باشم.
  • می خواهم در قوت روح القدس راه بروم.
  • ای خدا! بر حسب رحمت بی کران خود بر من رحم فرما، به حسب کثرت رافت خویش گناهانم را محو ساز.
  • مرا از عصیانم بکلی شست و شو ده و از گناهم مرا طاهر کن زیرا که من به معصیت خود اعتراف می کنم و گناهم همیشه در نظر من است.
  • به تو و تنها به تو گناه ورزیده ام و آنچه در نظر تو بد است را انجام داده ام.
  • مطمئنا تو به راستی در قلب راغب هستی ،پس حکمت را در باطن به من بیاموز.
  • مرا با زوفا پاک کن تا طاهر شوم،مرا شست و سو کن تا از برف سفیتر شوم.
  • شادی و خرمی را به من بشنوان،تا استخوانهایی که کوبیده ای به وجد آید.
  • روی خود را از گناهانم بپوشان و همه خطاهای مرا محو کن.
  • ای خدا! دل طاهر در من بیافرین و روح مستقیم در باطنم تازه ساز.
  • مرا از حضور خود مینداز و روح قدوس خود را از من مگیر.
  • شادی نجات خود را به من باز ده و به روح آزاد مرا تایید فرما.

در نام عزیز مسیح آمین

حالا به او بگوئید:

  • خداوندا! متشکرم از اینکه اینقدر مرا دوست داری،
  • تو را بخاطر آمرزشت شکر می کنم،آمرزش تو را می پذیرم.
  • به هیچ وجه قادر به پرداخت بهای آمرزش تو نیستم.
  • شکرت می کنم که عیسی بهای آن را پرداخت.
  • اکنون خداوندا، بخشایش تو را می پذیرم.
  • و حالا پاکی عیسی مسیح را به زندگی ام دعوت می کنم.

حزقیال ۱۸: ۳۱تمامی‌ تقصیرهای‌ خویش‌ را كه‌ مرتكب‌ آنها شده‌اید از خود دور اندازید و دل‌ تازه‌ و روح‌ تازه‌ای‌ برای‌ خود ایجاد كنید.

اگر می خواهید در مورد تقدس بیشتر بدانید حتما ادامه مطلب را مطالعه فرمایید :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

صبح قبل از اینکه از خونه بیام بیرون توی اطاقم نشسته بودم و مثل بچه های دل شکسته کمی با پدر آسمانی حرف می زدم. دلم گرفته بود. می دونید ما گاهی منتظر شنیدن صدای خداوند هستیم و چشمانمان را بستیم و فقط گوشمان را متمرکز کردیم تا بشنویم، دریغ از اینکه خداوند می خواهد چیزی را به ما نشان دهد و یا برعکس گاهی منتظر دیدن عمل دست خداوند هستیم ولی خداوند می خواهد با ما حرف بزند و گوش های ما بسته هست. امروز صبح که منتظر شنیدن کلمه ای از طرف خداوند بودم میخ بزرگی که در اصطلاح میخ طویله می گوییم در گوشه دیوار اطاقم توجهم را جلب کرد و یاد داستانی افتادم که چند وقت پیش در وبلاگ نوشته بودم: (داستان پدری که هروقت پسرش گناهی می کرد میخی به در خانه می زد و پسر وقتی نزد پدر رفت،پدر در پر از میخ را به او نشان داد که نشان از گناهان او بود و کثرت آنها نمایان بود. پسر تصمیم به توبه گرفت و پدر یکی یکی میخ ها را از در در می آورد. میخ ها کنده می شدند ولی جای آنها روی در ماند.)

میخ گوشه دیوار،میخ کوچکی نبود.در اصطلاح میخ طویله بود. بیرون کشیدن چنین میخی به دیوار آسیب می زند و سوراخ بزرگی ایجاد می کند. پر کردن جای سوراخ که در دیوار ایجاد شده کار سختی هست. مخصوصا اگر برای امتحان کردن میخ جای جای مختلف دیوار را سوراخ کنیم.

برخی گناهان در زندگی ما هستند که درست مثل این میخ عمل می کنند. موقعی که از ما برداشته می شوند جای عمیقی می گذارند که سالها برای پر کردن آن جای خالی باید تلاش کرد. گاهی اثرات گناهان گذشته را در زندگی امروزمان می بینیم.

خدا را شکر برای خون مسیح که گناهان ما را برداشت و گفت هرکه به من ایمان آورد حیات جاودان می یابد و گناهان او پاک می شود. اگر مسیح نبود امروز چه کسی جای این میخ ها را پر می کرد؟؟؟

پدر آسمانی ! پدر پرجلال ! پدر پر از محبت !

به حضور تو آمدیم، تا بگیم چه قدر تو مهربان و پر از محبت هستی،اومدیم تا خودمان را در آغوش تو بیندازیم تا اشک هایمان را در مشک خود بگذاری! اشک هایی که وعده دادی روزی از چشمانمان پاک خواهی کرد، ما منتظر آن روز خواهیم ماند زیرا به وعده تو اطمینان داریم:(مزامیر باب ۲۵آیه ۳ بلی‌، هر كه‌ انتظار تو می‌كشد خجل‌ نخواهد شد.) تو وعده دادی:(اشعیا باب ۴۲آیه ۳ نی‌ خرد شده‌ را نخواهد شكست‌ و فتیله‌ ضعیف‌ را خاموش‌ نخواهد ساخت‌ تا عدالت‌ را به‌ راستی‌ صادر گرداند.) تو هرگز ما را خرد نخواهی کرد. خداوندا اعتراف می کنیم اگر قوت روح القدس نباشد یک لحظه هم بر پای خود نتوانیم ایستاد. یاری بده پای خسته مان و کمر شکسته مان را. قطره های فیض تو می بارد ، ما رگبارش را می خواهیم ای خداوند. بگذار زیر باران فیض تو خیس شویم. ای خداوند جای زخم ها و گناهان گذشته ما را با محبت خودت پر کن.

به نام عزیز مسیح طلبیدیم آمین

عزیزان لطفا برای من در نام مسیح دعا کنید، چون در زندگی تصمیم های مهمی باید بگیرم و احتیاج به هدایت خداوند دارم.ممنوم

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

تا حالا شده در شرایطی قرار بگیرید که مثلا ضربه روحی خورده باشید؟ فکر می کنم همه ما حداقل یک بار این تجربه را کرده باشیم. وقتی دیگران به سمت ما می آیند و سعی می کنند با کلمات به ما دلداری بدهند اکثرا در دل خود اینگونه جواب می دهیم که : در شرایط من نیست که بفهمه چی می کشم! این اتفاق برای اون نیافتاده که !همش الکی می خواد دلداری بده ...

ولی اگر از گذشته آن عزیزان آگاه باشیم و بدونیم که مشکلی مشابه مشکل ما، برای او نیز اتفاق افتاده خودمون را در آغوش او می اندازیم و می گوییم: فقط تو می تونی من و درک کنی. تو می دونی من چی می کشم...

ما به عنوان ایمان داران، اگر توانستیم شنوندگان خوبی باشیم آن موقع هست که در خدمت مان به دیگران موفق خواهیم شد. مردم دنیا بیشتر از آنچه که بخواهیم نصیحتشان کنیم احتیاج دارند حرف دل شان را بشنویم و تسلی شان دهیم.انسان ها در پی کسی هستند که گوشی شنوا داشته باشد. آنان چنین شخصی را در میان کسانی که فقط حرف می زنند نخواهند یافت زیرا آنها هنگامی که باید گوش کنند، سخن می‌گویند. کسی که به سخن دیگران خود گوش نمی‌سپارد، به سخن خدا نیز گوش نخواهد سپرد. کسی که نمی‌تواند با صبر و تحمل مدتی طولانی به سخن کسی گوش فرادهد، یقیناً سخنش ارتباطی به نیاز شخص مقابل نخواهد داشت‌.

آقای شریعتی یک شعر معروف دارند با این مضمون (خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌...) ایشون در این شعر تاکیید می کنند که تنها موقعی می شه تبدیل به تسلی دهنده حقیقی شد که به شباهت کسی شوی که احتیاج به تسلی داره. مردم درمانده دنیا که در گناه بودند از خدا فاصله داشتند و خدای تسلی دهنده را نمی دیدند که دردشان را بفهمد ولی شکر برای خدا که لباس جسم پوشید و در میان ما حاضر شد. مسیح، صورت نادیده خدای پدر،طعم درد و شکنجه را کشید،مورد وسوسه قرار گرفت،مفهوم توهین و طرد شدگی را لمس کرد ولی او در تمامی مشکلات با ما یک فرق داشت و آن این بود که گناه نکرد.(و در متی باب۱۱ آیه ۲۸ می گوید: بیایید نزد من‌ ای‌ تمام‌ زحمتكشان‌ و گرانباران‌ و من‌ شما را آرامی‌ خواهم‌ بخشید.) مسیح آماده آرامی بخشیدن و تسلی دادن ماست. در جای دیگری از این شعر می بینیم که شریعتی فریاد می زند:( خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است) بله خداوند عیسی مسیح می دانست : ( یوحنا باب ۲ آیه ۲۵ و از آنجا که‌ احتیاج‌ نداشت‌ که‌ کسی‌ درباره‌ انسان‌ شهادت‌ دهد، زیرا خود، آنچه‌ در انسان‌ بود می‌دانست‌.) و باز قسمتی از شعر فریاد او را می بینیم که می گوید: (خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی) : (یوحنا باب ۱ آیات ۱- ۴ در ابتدا کلمه‌ بود و کلمه‌ نزد خدا بود و کلمه‌ خدا بود.  ۲ همان‌ در ابتدا نزد خدا بود.  ۳ همه‌ چیز به‌ واسطه‌ او آفریده‌ شد و به‌ غیر از او چیزی‌ از موجودات‌ وجود نیافت‌.  ۴ در او حیات‌ بود و حیات‌ نور انسان‌ بود./// یوحنا باب ۱ آیه ۱۴ و کلمه‌ جسم‌ گردید و میان‌ ما ساکن‌ شد، پر از فیض‌ و راستی‌؛ و جلال‌ او را دیدیم‌، جلالی‌ شایسته‌ پسر یگانه‌ پدر.) مسیح همین کار را کرد.(قرنتیان دوم باب یک آیه چهار که‌ ما را در هر تنگی ما تسلی می دهد تا ما بتوانیم‌ دیگران‌ را در هر مصیبتی که‌ باشد تسلی نماییم‌، به‌ آن‌ تسلی که‌ خود از خدا یافته‌ایم‌.)

برای تسلی دادن دیگران باید درد آنها را متحمل شد (اول قرنتیان باب ۱۳ آیه ۷ محبت هر چیز را متحمل می باشد.) پس می بینیم که درد کشیده را التیام دادن آسان بود.

تسلی دهید . قوم مرا تسلی دهید . خدای شما این را می گوید  ( اشعیا باب ۴۰  : ۱ )

پیغام اشعیا نبی این بود ، تسلی ذخیره کنید. دنیا مملو از دل های تسلی ناپذیر است و شما قبل از شروع به این خدمت بزرگ یعنی تسلی دادن به آنها، نیاز دارید که تسلی ذخیره کنید . کسب این آمادگی ممکن است برایتان گران تمام شود . شما نیز باید شخصا از تمامی آن مشقت هایی که دل های بسیاری را خون کرده است گذر کرده باشید ، تا بتوانید با آنها همدردی نمائید و به بهترین شکل مفید واقع شوید . به این ترتیب وجود شما مانند بیمارستانی خواهد بود که در آنجا دل های مجروح و شکسته بی شماری درمان خواهند شد چرا که دل شما نیز به همان صورت تسلی الهی را یافته است . همان گونه که طبیب بزرگ ، زخمهای شما را درمان کرده است شما نیز باید بیاموزید تا به همان شکل قلب های شکسته را درمان نمائید . پس تعجب نکن از اینکه خداوند تو را همین الان از مصیبت ها می گذراند . ده سال بعد بسیاری را خواهی دید که درست مثل اکنون تو در رنج و زحمت بسر می برند.در آن هنگام برای آنها شرح خواهی داد که خود نیز چگونه با تحمل مصیبت ها تسلی یافته ای . چگونه خداوند بر زخم های تو مرحم گذارده وآنها را بسته است ، همچنین خواهی دید که چگونه تابش پرتوهای امید ، ابرهای یاس و تسلی ناپذیری را پراکنده خواهد ساخت ، و خواهی فهمید که چرا خداوند اجازه داده است که تو هم از این چنین مصیبت ها عبور نمایی تا تربیت شوی و آمادگی پیدا کنی تا دل های تسلی نیافته و دردمند بسیاری را درمان نمایی . 

خداوند ما را بخاطر تسلی یافتن، تسلی نمی دهد بلکه تا ما را نیز تسلی دهنده بسازد . ( دکتر جووت ) 

+ نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت   توسط استر  | 

در هول و هراسی که قایقت کوچکت است؟ یا دریای طوفانی پریشانت کرده؟

صدای قایق کهنه ات گوشت را از شنیدن صدای خداوند بازداشته و ظلمت دریای اطرافت نگاهت را از افق زیبای نجات برداشته، آب به درون قایقت آمده و هر آن هراس تو را بر غرق شدنت می افزاید!

دوستانت هم نمی توانند در این طوفان به تو کمک کنند و احساس تنهایی شدیدی در طوفان های زندگی است می کنی و فکر می کنی خداوند برای همیشه به خواب رفته و هرگز صدای تو را نمی شنود؟

نترس!اگر مسیح را در قلب خود داری بدان که خداوندت عیسی در قایق پوسیده تو خفته است! او باید چشمانش را روی هم می گذاشت تا ببیند چه قدر به او اعتماد داری؟

صدای او از میان صدای وزش باد شناخته می شود که می گوید: (من‌ در خواب‌ هستم‌ امّا دلم‌ بیدار است‌.) دل او بیدار هست،قلب او برای تو می تپد،فراموش نکن او دشمن تو نیست،بلکه نجات دهنده توست،حال می خواهد در دریای طوفانی باشی، یا در زندان تنهایی خود، یا در چاه عمیق بی کسی، یا در وحشت بلعیده شدن توسط شیران،... فراموش نکن او در همه جا و همه شرایط نجات دهنده توست. نجات دهنده ای که خون خود را بالای صلیب ریخت هنگامی که دشمنش بودی و دردت را به جان خرید،حال چگونه امروز که پاره جانش هستی تو را فراموش خواهد کرد ؟؟؟

فراموش نکن او برای همیشه نجات دهنده توست.پس اگر در قایق تو خفته است به او اعتماد کن،فکر نکن که تو  فراموش و یا ترک کرده است. اجازه بده تو را از میان طوفان ها بگذارند تا روز به روز تبدیل به طلای ناب و خالص شوی که مد نظر اوست. ایمان داشته باش او قادر است بر طوفان های زندگی ات نهیب زند تا خاموش شوند ولی گاهی این طوفان ها برای تبدیل شدن لازم است.آمین؟

متی باب ۸ آیات ۲۳- ۲۷ چون‌ به‌ كشتی‌ سوار شد، شاگردانش‌ از عقب‌ او آمدند.  ۲۴ ناگاه‌ اضطراب‌ عظیمی‌ در دریا پدید آمد، بحدی كه‌ امواج‌، كشتی‌ را فرو می‌گرفت‌؛ و او در خواب‌ بود.  ۲۵ پس‌ شاگردان‌ پیش‌ آمده‌، او را بیدار كرده‌، گفتند: «خداوندا، ما را دریاب‌ كه‌ هلاک می‌شویم‌!»  ۲۶ بدیشان‌ گفت‌: « ای‌ كم‌ ایمانان‌، چرا ترسان‌ هستید؟» آنگاه‌ برخاسته‌، بادها و دریا را نهیب‌ كرد كه‌ آرامی‌ كامل‌ پدید آمد.  ۲۷ اما آن‌ اشخاص‌ تعجّب‌ نموده‌، گفتند: «این‌ چگونه‌ مردی‌ است‌ كه‌ بادها و دریا نیز او را اطاعت‌ می‌كنند! .»

موعظه قایق طوفان‌زده کشیش ادوارد هوسپیان

بررسی واقعۀ حضور مسیح با شاگردانش در قایق طوفانزده و عکس‌العمل عیسی و شاگردان حاوی درسهای مهمی است. برای کسانی که قصد دارند در طوفانهای زندگیِ فردی یا کلیسایی خود عکس‌العملی مسیح‌گونه داشته باشند، این روایت بس پندآموز است.

Downloadدانلود کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت   توسط استر  | 

عیسی بشنید فریاد من     از دوشم برداشت بار من

پدر آسمانی ! شکرت می کنم برای اینکه تو پدری هستی که برای ما اندیشه می کند، پدری هستی که دست محبتت همیشه بر شانه های ماست، پدری که وعده دادی: فرزندم تو را هرگز فراموش نخواهم کرد. در هرجایی که باشی،در تاریکی،در طوفان،در سختی، ایمان داشته باش من با تو هستم. با هر لرزش قایق کوچک زندگی ات من با تو هستم. موقعی که به هنگام دویدن می افتی و زانوهای خسته ات زخمی می شود تنها من درمان تو هستم.شکرت می کنم مسیح که من را با محبت پدر آشنا کردی.

 در تمامی این چند سال که به مسیح ایمان آوردم با تمامی سختی هایی که در زندگیم داشتم،تنها یک چیز امید من بود و هست و خواهد بود:( پدرم در آسمان برای من اندیشه می کند). خداوند همیشه در زندگی من گل دقیقه نود را زده. اجازه داده تا نود دقیقه در زمین بدوم، جایم را در زمین عوض کنم، گاهی افتادم، از روی عصبانیت محکم به همه چیز لگد زدم، با دوستانم دعوا کردم و شاید آنها را در به هدف نرسیدنم مقصر دانستم ، با داور زندگی به خاطر اینکه بهم کارت قرمز نشان داده دعوا کردم و با عصبانیت زمین را ترک کردم، در این میدان از کارت های زردی که مرا از بازی های دیگر محروم کرده ناراحت شده و اشک ریختم، دلم از تمامی تماشاگرانی که فقط تماشاگر افتادن هایم بودند رنجید و هزاران اتفاق دیگر ولی خداوند اجازه داد تا همه اینها اتفاق بیافتد و او در زندگی من گل دقیق نود را زده،می زند و خواهد زد.(رومیان ۸: ۳۸- ۳۹ زیرا یقین‌ می‌دانم‌ که‌ نه‌ موت‌ و نه‌ حیات‌ و نه‌ فرشتگان‌ و نه‌ روسا و نه‌ قدرتها و نه‌ چیزهای‌ حال‌ و نه‌چیزهای‌ آینده‌ و نه‌ بلندی‌ و نه‌ پستی‌ و نه‌ هیچ‌ مخلوق‌ دیگر قدرت‌ خواهد داشت‌ که‌ ما را از محبت‌ خدا که‌ در خداوند ما مسیح‌ عیسی‌ است‌ جدا سازد.)

مدتی بود که برای پرداخت هزینه ای خاص دچار مشکل شده بودم و مبلغی را باید پرداخت می کردم که اصلا برایم کار آسانی نبود.شاید از نظر دیگران مبلغ کمی به نظر می رسید ولی با شرایط مالی و خرجی که داشتم پرداختش برایم سخت بود...

باقی در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت   توسط استر  | 

  عیسایی كه نمی‏شناختم

تقریبا مدتی هست که شروع کردم به خواندن کتاب ((عیسایی که نمی شناختم- اثر فیلیپ یانسی))، واقعا کتاب عالی هست،نویسنده این کتاب کسی است که از بچگی با مفهوم مسیح و مسیحیت در کانون شادی کلیسا آشنا می شود و بعد ها به شناخت حقیقت و درک قلبی مسیح می رسد. چیزی که همه ما در پی رسیدن به آن هستیم و این شناخت طبیعتا یک شبه به دست نمی آید و تا به آخر زندگی ایمانی مان همراه ماست و همین هست که تازگی می بخشد و از عادت و انجام مراسم مذهبی به دور است و زیبایی اش در اینجاست. اواسط کتاب به جمله ای برخوردم که برایم آرامشی خاص در بر داشت و من را واداشت که به اثر های نویسندگانی چون داستایوفسکی سری بزنم،در زیر قسمتی از این کتاب(صفحه ۱۷۳ -۱۷۴) را برای شما به نگارش درآوردم که امیدوارم برکت بگیرید:

در اوایل زندگی داستایوفسکی اتفاقی برای او افتاد که بی شباهت به بازآمدن به زندگی نبود. او را به جرم معاشرت با گروهی که به چشم تزار نیکلاس اول، خائن بودند دستگیر کردند.تزار برای اینکه به تندرویان جوان،سنگینی خطای شان را حالی کند،آنان را محکوم به مرگ کرد و اعدامی کاذب ترتیب داد. توطئه گران را که کفن پوشانیده بودند،به یکی از میدان های شهر انتقال دادند که جوخه اعدام در آنجا منتظر اجرای دستور بود. محکومین به اعدام را در حالی که چشم بند به چشم و کفن به تن داشتند و دستهای شان را محکم به پشت بسته بودند، در مقابل چشمان جماعتی ساده لوح به تیرک های اعدام بستند. در واپسین لحظه، همان دم که فرمان هدف گیری صادر شد و تفنگ های آماده شلیک هدف را نشانه گرفتند، اسب سواری که چهارنعل می تاخت از راه رسید و فرمان از پیش تعیین شده تزار را ابلاغ کرد و آن اینکه تزار از سر شفقت،مجازات مرگ محکومنت را به کار سخت تقلیل داده است.داستایوسفکی هیچ گاه نتوانست،خود را از بند این خاطره تلخ کاملا برهاند. او دهان گشوده مرگ را از نزدیک دیده بود و از آن دم به بعد زندگی برای او ارزشی تخمین ناپذیر یافته بود. او اظهار داست:(اکنون زندگی من تغییر خواهد یافت.من باید زندگی جدیدی را آغاز کنم)، هنگامی که وی سوار قطار محکومین شد که عازم سیبری بود،زنی مومن یک جلد عهد جدید(انجیل) به دستش داد.آن تنها کتابی بود که اجازه خواندنش را در زندان می دادند. او اعتقاد داشت که خدا فرصتی دوباره به او داده است تا به دعوت او لبیک گوید، عهد جدید (انجیل) را با ولع تمام در دوران محکومتیش خواند. ده سال بعد، با عقاید مسیحی تزلزل ناپذیری بازگشت که در یکی از گفته های معروفش چنین انعکاس یافت است: «اگر کسی می‌خواست به من ثابت کند که مسیح خارج از حقیقت است، و این واقعیت داشت که حقیقت، خارج از مسیح وجود دارد، آنگاه من باید بین حقیقت و مسیح، مسیح را انتخاب می‌کردم.» مسیح و رنج‌های او تم اصلی بسیاری از نوشته‌های داستایوفسکی به ویژه در «اندیشه‌های زیرزمینی»، «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف» است...

فیلیپ یانسی نویسنده مشهور مسیحی (فیض را در رمان های داستایوفسکی ملاقات کرد).بد نیست ما هم نگاهی به رمان های این نویسنده بزرگ روسی بیاندازیم.

+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت   توسط استر  | 

از همه شما عزیزان تشکر می کنم که در دعا و روزه سه روزه با من در اتحاد بودید،ایمان دارم از دستان مسیح برکت گرفته اید.خدا را شکر برای دعا و روزه در سه روز گذشته، برکت های خداوند هنگام دعا کاملا لمس می شه،قوت و قدرتی که می ده در هیچ کجایی پیدا نمی شه، واقعا تا فرصت هست باید در حضور خداوند ماندن را غنیمت شمرد، شکر برای مسیحی که بخاطر گناهان ما مرد و بعد از سه روز از مردگان برخیزانیده شد تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودان یابد.

دو تا برکت دیروز گرفتم که دوست دارم با شما هم به مشارکت بگذارم:

  • رهبری جلسه کلیسایی دیروز با من بود، تصمیم گرفتم آیاتی را روی کاغذهای صلیب مانند بنویسم و به تک تک اعضای کلیسا هدیه بدم که همگی،آیاتی از کلام خداوند را به عنوان برکت در روز رستاخیز مسیح دریافت کنند. کاغذها را در ظرفی ریختم و همه اعضا یکی از آنها را برداشتند،کاغذی که من برداشتم فیلیپیان باب ۲آیه ۵ بود: پس‌ همین‌ فکر در شما باشد که‌ در مسیح‌ عیسی نیز بود، شکر برای این آیه و زیباتر از همه تصدیق و تاکید خداوند بود. دیشب،از یکی از ایمانداران نامه ای دریافت کردم وقتی به آخرین جملات نامه رسیدم چشمانم از تعجب گرد شده بود:پس‌ همین‌ فکر در شما باشد که‌ در مسیح‌ عیسی نیز بود. شکر برای اینکه خداوند وقتی برای ما پیغامی داره تاییده آن هم به ما می دهد و پس از آرامش روح القدس بر ما قرار می گیره.
  • همیشه می خواهیم از ما تعریف شود، ما را بهترین جای مجلس بنشانند و همیشه می خواهیم بزرگتر باشیم، کارهای بزرگ انجام دهیم، از بچگی تعاریفی را در ذهن ما جای داده اند که با تعاریف ایمان مسیحی فرسنگ ها دور است. مادرم دیروز بعد از جلسه کلیسایی یکی از عزیزانی را که با هم اختلاف داشتند در آغوش گرفت،از او معذرت خواست و خواست تا پای او را بشوید. مادرم با اینکه از نظر سنی بزرگتر بود جلو رفته و پیشقدم شده معذرت خواست و فروتن شد.این برای من برکت فراوانی داشت. بعد از جلسه مادرم به من گفت که می خواهد پای من را هم بشوید، او این الزام را از روح القدس گرفته بود که پای سه نفر از اعضای کلیسا را بشوید.به عنوان فرزند خجل شدم و برای وجود مادرم که در مسیح روز به روز رشد می کند خداوند را شکر می گویم. یک بار دیگر یاد گرفتم که بزرگی که مد نظر مسیح هست در کوچک شدن و فروتن شدن هست.(یوحنا۱۳: ۴- ۸ عیسی از شام‌ برخاست‌ و جامه‌ خود را بیرون‌ کرد و دستمالی‌ گرفته‌، به‌ کمر بست‌.  ۵ پس‌ آب‌ در لگن‌ ریخته‌، شروع‌ کرد به‌ شستن‌ پایهای‌ شاگردان‌ و خشکانیدن‌ آنها با دستمالی‌ که‌ بر کمر داشت‌.  ۶ پس‌ چون‌ به‌ شمعون‌ پطرس‌ رسید، او به‌ وی‌ گفت‌: “ای‌ آقا تو پایهای‌ مرا می‌شویی‌؟”  ۷ عیسی‌در جواب‌ وی‌ گفت‌: “آنچه‌ من‌ می‌کنم‌ الان‌ تو نمی‌دانی‌، لکن‌ بعد خواهی‌ فهمید.”  ۸ پطرس‌ به‌ او گفت‌: “پایهای‌ مرا هرگز نخواهی‌ شست‌.” عیسی‌ او را جواب‌ داد: “اگر تو را نشویم‌ تو را با من‌ نصیبی‌ نیست‌.” ********یوحنا۱۳: ۱۴- ۱۵  پس‌ اگر من‌ که‌ آقا و معلم‌ هستم‌، پایهای‌ شما را شستم‌، بر شما نیز واجب‌ است‌ که‌ پایهای‌ یکدیگر را بشویید.  ۱۵ زیرا به‌ شما نمونه‌ای‌ دادم‌ تا چنانکه‌ من‌ با شما کردم‌، شما نیز بکنید.)

مسیح پای‌های شاگردان خود را نشست تا نشان دهد که خداست، بلکه او چون خدا بود پای‌های آنان را شست. چنین خدمت فروتنانه‌ای جزو ذات الهی او بود. ما نیز اگر می‌خواهیم حضور مسیح به‌واسطۀ روح‌القدس در ما تداوم یابد، باید چنین روحیه خدمتی داشته باشیم. اینگونه است که می‌توان از روح خدا برخوردار شد و حضور مسیح را در خود تجربه کرد.نقطه ورود به جهانی که عیسی آن را به تصویر می‌کشد، خدمت است -‏‏‏‏‏‏ خدمت فروتنانه‌ای که در قالب شستن پاهای شاگردان در فصل ۱۳ انجیل یوحنا متجلی است.به آیات زیر از انجیل یوحنا توجه کنید.

  • ۱۳:‏۴پاهای شما را شستم، شما هم پاهای یکدیگر را بشویید.
  • ۱۳:‏۳۴ و ۱۵:‏۱۲دوستتان دارم، شما هم همدیگر را دوست داشته باشید.
  • ۱۴:‏۱۲کار مرا دیدید، کار مرا و حتی بزرگ‌تر از آن را انجام خواهید داد.
  • ۱۴:‏۱۶-‏‏‏‏‏‏‏۱۷با شما بودم، روح‌القدس با شما خواهد بود.
  • ۱۴:‏۱۹چون زنده‌ام، شما هم خواهید زیست.
  • ۱۴:‏۲۰شما در من، من در شما.
  • ۱۴:‏۲۵-‏‏‏‏‏‏‏۲۶به شما تعلیم دادم، روح به شما تعلیم خواهد داد.
  • ۱۵:‏۴در من بمانید، من در شما می‌مانم.
  • ۱۵:‏۱۸-‏‏‏‏‏‏‏‏۲۵از من متنفر بودند، از شما نیز متنفر خواهند بود.
  • ۱۵:‏۲۶-‏‏‏‏‏‏‏۲۷شهادت روح دربارۀ من، شهادت شما درباره من.
  • ۱۶:‏۱۲-‏‏‏‏‏‏‏۱۵هنوز صحبت‌هایم تمام نشده، روح به شما خواهد گفت.
  • ۱۷:‏۱۱در جهان نیستم، آنها (شاگردان) هستند.
  • ۱۷:‏۲۲-‏‏‏‏‏‏‏۲۳من و پدر یک هستیم، آنها نیز یک باشند.
  • ۱۷:‏۱۶به جهان تعلق ندارم، آنها نیز تعلق ندارند.
  • ۱۷:‏۱۸مرا به جهان فرستادی، آنها را به جهان می‌فرستم.
  • ۱۷:‏۱۹تو در من و من در تو، باشد که آنها نیز در ما باشند.
  • ۱۷:‏۲۳ و ۲۶مرا دوست داری، آنها را نیز دوست داری.

 باید فروتنانه همچون یک غلام کمر به شستن پای‌های یکدیگر ببندیم. باید بدون هیچ ‌ادعا و توقع، بدون آنکه گوش‌مان برای شنیدن استقبال ملوکانه مردم از ما تیز باشد، مظاهری تمام‌نما باشیم از مسیح برای این جهان. و نیز باید با دعا در انتظار روح خدا باشیم. این است سهم ما در واقعه قیام، سهمی که یوحنا چه زیبا آن را شرح داده. باشد که کلیسای امروز همانطور که عیسی برای شاگردانش دعا کرد، تداوم‌بخش حضور و عمل عیسی در جهان باشد.(نوشته افشین لطیف زاده- سایت کلمه)

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 فروردین1388ساعت   توسط استر  | 

یک سال از زمانی که تصمیم به ساخت یک وبلاگ برای جلال نام خداوند عیسی مسیح گرفتم،می گذرد و این یک سال برای من خدمتی تازه در زندگی ایمانی ام بوده که باعث رشد روحانی خودم هم شده است، یک سال پر از فراز و نشیب گذشت،هرگاه برکتی از طرف مسیح می اومد شیطان بی کار نمی نشست و حمله های خودش را شروع می کرد ولی شکر برای همه چیز زیرا سر شیطان زیر پاهای مسیح له شده است و پیروزی از آن فرزندان خداوند است.(بارِ غمی که خاطر ما خسته کرده بود/عیسی دمی بفرستاد و برگرفت)

از طریق همین وبلاگ با عزیزانی آشنا شدم که همه تاج فخر من هستند،برای وجود تک تک آنها خداوند را شکر می گویم،برای همکاری هایی که با من داشتند،برای تمامی تشویق ها،انتقاد ها،...

عزیزانی که از طریق این وبلاگ با مسیح و مسیحیت حقیقی آشنا شدند و قلبشان را به مسیح دادند و کسانی که دچار سقوط در ایمانشان شده بودند و دوباره زانوان خسته شان جان گرفته و اکنون راه می روند و گاهی می دوند،همه این ها نقشه خداوند بود و می تونم با قدرت بگم که من هیچ کاره بودم،خداوند از من تنها به عنوان ابزاری در دستان توانگرش استفاده کرد تا از کلام او بنویسم،جلال بر نام خداوند عیسی مسیح که هرچه کرد،او کرد نه من.

برای سالی که در پیش داریم لطفا برای من دعا کنید که با مطالبی بهتر در خدمت شما باشم و برای مسیح میوه آورم.

در آخر دوست دارم نظرات شما را در مورد وبلاگ بدونم،تا در سال جدید از پیشنهادات شما هم استفاده کنم.

گزارش آماری از کار وبلاگ عیسی نجات دهنده عالم در طول یک سال

آیا عیسی را به عنوان تنها نجات دهنده خود پذیرفته اید؟

  1. بله ۱۴۳رای  ۵۳.۷ ٪
  2. خیر ۹۷رای   ۳۶.۴ ٪
  3. هنوز به مرحله یقین نرسیدم ۱۰رای ۳.۷ ٪
  4. تحقیق می کنم ۱۶رای ۶ ٪

نظر شما در باره این سایت؟

  1. عالی ۱۲۷رای ۷۲.۵ ٪
  2. خوب ۲۰رای ۱۱.۴ ٪
  3. متوسط ۴رای ۲.۲٪
  4. بد ۲۴رای ۱۳.۷ ٪

از چه طریقی با عیسی مسیح آشنا شدید و قلب خود را به او سپردید؟

  1. خواب و رویا ۲۶رای ۱۶.۹ ٪
  2. دوستان مسیحی ۳۱رای ۲۰.۲ ٪
  3. کلیسا ۱۰رای ۶.۵ ٪
  4. کتاب مقدس و مطالعه شخصی ۲۷رای ۱۷.۶ ٪
  5. هیچکدام ۱۸رای ۱۱.۷ ٪
  6. کانال های تلویزیونی و رادیو ۲۸رای ۱۸.۳ ٪
  7. اینترنت و سایت های مسیحی ۱۳رای ۸.۴ ٪

اعضای خبرنامه وبلاگ(کلام زنده) ۵۸ نفر

بازدید کل تقریبی ۲۰،۰۰۰

مصاحبه من با مدیر سایت کتابخانه مسیح در ادامه مطلب (یا روی عکس زیر کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 فروردین1388ساعت   توسط استر  | 

مــرده بــدم زنده شدم گريه بدم خنده شــــدم/ دولــت عشــق آمد و من دولت پاينده شدم

یوحنا باب ۹ آیه ۳۹- ۴۱ آنگاه‌ عیسی‌ گفت‌: “من‌ در این‌ جهان‌ بجهت‌ داوری‌ آمدم‌ تا کوران‌ بینا و بینایان‌، کور شوند.” ۴۰ بعضی‌ از فریسیان‌ که‌ با او بودند، چون‌ این‌ کلام‌ را شنیدند گفتند: “آیا ما نیز کور هستیم‌؟”  ۴۱ عیسی‌ بدیشان‌ گفت‌: “اگر کور می‌بودید گناهی‌ نمی‌داشتید و لکن‌ الان‌ می‌گویید بینا هستیم‌. پس‌ گناه‌ شما می‌ماند.

کاش به کوری خود اعتراف کنیم تا بینایی حقیقی را بیابیم،همین ادعای بینایی،سال های سال مرا از دانستن انجیل محروم کرد،سال های سال با ادعای دانایی از پذیرفتن مسیح در قلبم امتناع کردم،با تعصبی که به خرج می دادم از این بینایی دور و دورتر می شدم.

امروز تنها یک خواهش دوستانه از تمامی عزیزان دارم و آن این هست که برای زمانی ادعای بینایی خود را کنار بگذارید و به خداوند اعتراف کنید که کور هستید و می خواهید با دستان شفا بخش او بینا شوید.از خداوند بخواهید که آنچنان که هست خود را بر شما ظاهر سازد و با این ملاقات تازه هست که هر زانویی در برابر نام قدوس خداوند خم خواهد شد و هر زبانی حمد او را خواهد گفت. تعصب خود را کنار بگذارید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 فروردین1388ساعت   توسط استر  | 

خدا را شکر برای فرصتی که خداوند،عیسی مسیح،به من عطا کرد تا در سال جدید هم بتونم در خدمت شما باشم و باز هم دستانم توان نوشتن داشته باشد،این پست،اولین پست در سال جدید هست،با این امید که در سال جدید بتونم بیشتر و بیشتر در خدمت شما باشم:

چیزی که خیلی تو دلم هست که راجع به آن بنویسم مسئله کلام هست.هر کلمه ای که از دهان ما خارج می شود،قدرت داد.برای همین عیسی مسیح در جای جای کلام می گوید:لعن نکنید،لعن نکنید و برکت بطلبید(رومیان باب ۱۲ آیه ۱۴ برکت‌ بطلبید بر آنانی‌ که‌ بر شما جفا کنند؛ برکت‌ بطلبید و لعن‌ مکنید.)( یعقوب باب ۳ آیه ۹ خدا و پدر را به‌ آن‌ متبارک‌ می‌خوانیم‌ و به‌ همان‌ مردمان‌ را که‌ به‌ صورت‌ خدا آفریده‌ شده‌اند، لعن‌ می‌گوییم‌.)

(متی باب ۱۲ آیه۳۴ زبان‌ از زیادتی‌ دل‌ سخن‌ می‌گوید)

ما،به عنوان ایمان داران به مسیح، باید خیلی مواظب زبانمان باشیم،زبانی که یعقوب از آن به عنوان آتشی یاد می کند که توانایی این را دارد که جنگلی بزرگ را به آتش بکشاند.اگر توجه داشته باشد زخمی که زبان می زند یا خیلی دیر خوب می شود یا اینکه کهنه شده تبدیل به کینه می گردد.

کلام ما می تواند یا بنا کننده باشد یا تخریب کننده، به نظر من اگر نمی توانیم کسی را بنا کنیم پس او را تخریب نکنیم و از حق رایگان سکوت استفاده کنیم (یعقوب باب ۱ آیه ۱۹ بنابراین‌، ای‌ برادران عزیز من‌، هرکس‌ در شنیدن‌ تند و در گفتن‌ آهسته‌ و در خشم‌ سست‌ باشد) ما حتی بعد از دعاهایمان سکوت نمی کنیم تا صدای خداوند را بشنویم و همیشه در حال حرف زدن هستیم.

رام کردن زبان

باقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1 فروردین1388ساعت   توسط استر  | 

صبا به تهنیت پیرِ مِی فروش آمد/که موسَم طَرَب وعیش و ناز و نوش آمد

هوا،مسیح نَفَس گشت وباد نافه گُشای/ درخت سبز شدو مرغ درخُروش آمد(حافظ)

خداوندم عیسی!

در زیر این آسمان،بوی عید نمی آید،

ماهی ای برای اسیری در تنگ خودخواهی ام پیدا نمی شود،

امسال هیچ سین ای در سفره خانه مان نیست،جز تو که سرور سلامتی هستی و این مرا کافی است،

صلیبم را در سفره زندگی ام گذاشته ام و چهارمین بهار زندگی دوباره ام را با تو جشن می گیرم،

به من می خندند و می گوید ص صلیب که سین سفره عید نمی شود،اما تو برای من غیر ممکن را ممکن کردی پس به نیش خند های دیگران توجهی نمی کنم و چشم به صلیب نجات خود می دوزم که برای من همه چیز است،

دیگر از پدربزرگ هم اسکناس نو نمی خواهم بلکه از تو ای خداوند ، عطیه های آسمانی برای عیدی ام می طلبم ، سیری من دریافت عطایای تو است،

این بار قول می دهم تا به آینه سر سفره بیشتر خیره شوم تا خار چشمم را ببینم و دیگر،کاه درون چشم دیگران را تبدیل به کوهی نکنم،قول می دهم.

خداوندم،عیسی! لیستی تهیه کردم تا در سال جدید از سفره دل من برداری:

  • غرور روحانی
  • تفکرات بد
  • قضاوت های غلط درباره دیگران
  • حکم کردن
  • ناسپاسی و ناشکری
  • زبان بد
  • بی حکمتی
  • تعصب و مذهبی بودن
  • و تمامی چیز هایی که باعث آزردگی روح القدس می شود ( افسسیان باب ۴ آیه ۳۰ و روح‌ قدوس‌ خدا را که‌ به‌ او تا روز رستگاری مختوم‌ شده‌اید، محزون‌ مسازید.) و من از آنها خبر ندارم،گناهانی که فکر می کنم گناه نیستند،خطایایی که در لغت نامه ذهنم معنی خود را از دست داده اند و تمامی اعمال جسم که در کلامت بیان کردی: غلاطیان باب ۵ آیه ۱۹- ۲۱ و اعمال‌ جسم‌ آشکار است‌، یعنی زنا و فسق‌ و ناپاکی و فجور،  ۲۰ و بت‌پرستی و جادوگری و دشمنی و نزاع‌ و کینه‌ و خشم‌ و تعصب‌ و شقاق‌ و بدعتها،  ۲۱ و حسد و قتل‌ و مستی و لهو و لعب‌ و امثال‌ اینها که‌ شما را خبر می دهم‌ چنانکه‌ قبل‌ از این‌ دادم‌، که‌ کنندگان‌ چنین‌ کارها وارث‌ ملکوت‌ خدا نمی شوند.

و ای خداوند لیستی از چیز هایی که می طلبم تا در زندگی ام ایجاد کنی:

  • محبت
  • محبت
  • محبت( اول قرنتیان باب ۱۳ آیه ۱۳و الحال‌ این‌ سه‌ چیز باقی است‌: یعنی ایمان‌ و امید و محبت‌. اما بزرگتر از اینها محبت‌ است‌. )
  • محبتی که تمامی نیکویی را در بر می گیرد، زیرا می خواهم با محبت تو از ایمان به ایمان قدم بردارم و خدمت کنم، تو در کلامت اعلام کردی که بالاتر از محبت چیزی نیست،من محبتی را می خواهم که در لغت نامه تو تعریف دارد نه در لغت نامه دنیا. و در کل ثمرات روح القدس: غلاطیان باب ۵ آیات ۲۲- ۲۵  لیکن‌ ثمره‌ روح‌، محبت‌ و خوشی و سلامتی و حلم‌ و مهربانی و نیکویی و ایمان‌ و تواضع‌ و پرهیزکاری است‌،  ۲۳ که‌ هیچ‌ شریعت‌ مانع‌ چنین‌ کارها نیست‌.  ۲۴ و آنانی که‌ از آن مسیح‌ می باشند، جسم‌ را با هوسها و شهواتش‌ مصلوب‌ ساخته‌اند.  ۲۵ اگر به‌ روح‌ زیست‌ کنیم‌، به‌ روح‌ هم‌رفتار بکنیم‌.

مزامیر باب ۱۳۹ آیه ۲۳ ای‌ خدا مرا تفتیش‌ كن‌ و دل‌ مرا بشناس‌. مرا بیازما و فكرهای‌ مرا بدان‌،  ۲۴ و ببین‌ كه‌ آیا در من‌ راه‌ فساد است‌! و مرا به‌ طریق‌ جاودانی‌ هدایت‌ فرما. در نام عیسی مسیح،خداوند زنده،طلبیدم آمین 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1387ساعت   توسط استر  | 

حزقیال باب ۱۱ آیه ۱۹ و ایشان‌ را یكدل‌ خواهم‌ داد و در اندرون‌ ایشان‌ روح‌ تازه‌ خواهم‌ نهاد و دل‌ سنگی‌ را از جسد ایشان‌ دور كرده‌، دل‌ گوشتی‌ به‌ ایشان‌ خواهم‌ بخشید.

سنگ ها جنس سخت و محکمی دارند،آیا شکل آنها قابل تغییر هست؟ تا به حال به سنگ های کنار ساحل و سنگ های وسط دریا توجه کرده اید؟

سنگ های کنار ساحل ، سنگ های ثابتی هستند که حرکتی ندارند و چیزی آنها را به حرکت در نمی آورد و اکثرا پراکنده هستند.

اما سنگ های وسط دریا و درون آب ،همیشه توسط موج های دریا به هم برخورد می کنند و این برخورد ها باعث صافی و گردی آنها می شود.لبه های تیز آنها با برخورد به یکدیگر نرم می شود.آنهایی که در جریان موج های طوفانی قرار گرفته اند با صاف شدن،زیبا و زیباتر می شوند و از بالای آب برق می زنند.

ما انسان ها نیز درست مثل این سنگ ها هستیم.بعضی از ما تارک دنیا کرده و به دور از همه زندگی می کنیم بعضی از ما در کنار هم می ایستیم.این کنار هم ایستادن درد داره،بعضی موقع ها به هم برخورد می کنیم ولی در پی این برخورد ها نتیجه ای هست و آن صاف تر شدن قلب های سنگی ماست،رفع شدن تیزی های قلب ما،شفاف تر شدن ما.

این جمله را چندین بار به کار بردم و لازم هست دوباره بگویم که تبدیل شدن درد داره!

سنگ هایی که در طوفان ها با موج های سهمگین برخورد داشتند،امروز در هوای آفتابی برق می زنند و خودنمایی می کنند.ما نیز درست مثل این سنگ ها در طوفان های مشکلات و سختی ها،تبدیل شده،در روز آفتابی خداوند خواهیم درخشید.قلب،احساسات،روش زندگی ما عوض خواهد شد،کافی است کناره گیری نکرده و بایستیم،مطمئن باشیم که در پس هوای طوفانی،آفتابی زیبا انتظار ما را می کشد.

سولس طرسوسی(پولس رسول) سنگدلی که مسیحیان را آزار می داد،توسط خداوند لمس شد و مبشر خداوند عیسی مسیح گردید.او کلیسا ها را تخریب می کرد و مسیحیان را شکنجه می داد،اما وقتی خداوند با او ملاقات کرد قلب سنگی او تبدیل شد. نگاهی به دوم قرنتیان باب ۱۱ آیات ۲۳تا ۳۳ بیاندازیم و ببینیم که پولس رسول بعد از آن تبدیل بزرگ،برای خدمت به مسیح چه بلاها که بر سرش نیامد و در جواب چه گفت:

 ۲۳در محنت‌ها افزونتر، در تازيانه‌ها زيادتر، در زندانها بيشتر، درمرگها مكرّر. ۲۴از يهوديان‌ پنج‌ مرتبه‌ از چهل‌ يك‌ كم‌ تازيانه‌ خوردم‌. ۲۵ سه‌ مرتبه‌ مرا چوب‌ زدند؛ يك‌ دفعه‌ سنگسار شدم‌؛ سه‌ كرّت‌ شكسته‌ كشتي‌ شدم‌؛ شبانه‌ روزي‌ در دريا بسر بردم‌؛۲۶ در سفرها بارها؛ در خطرهاي‌ نهرها؛ در خطرهاي‌ دزدان‌؛ در خطرها از قوم‌ خود و در خطرها از امّت‌ها؛ در خطرها در شهر؛ در خطرها دربيابان‌؛ در خطرها در دريا؛ در خطرها در ميان‌ برادرانِ كَذَبَه‌؛۲۷ در محنت‌ و مشقّت‌، در بي‌خوابيها بارها؛ در گرسنگي‌ و تشنگي‌، در روزه‌ها بارها؛ در سرما و عرياني‌.۲۸ بدون‌ آنچه‌ علاوه‌ بر اينها است‌، آن‌ باري‌ كه‌ هر روزه‌ بر من‌ است‌، يعني‌ انديشه‌ براي‌ همه‌ كليساها.۲۹كيست‌ ضعيف‌ كه‌ من‌ ضعيف‌ نمي‌شوم‌؟ كِه‌ لغزش‌ مي‌خورد كه‌ من‌ نمي‌سوزم‌؟۳۰ اگر فخر مي‌بايد كرد از آنچه‌ به‌ ضعف‌ من‌ تعلّق‌ دارد، فخر مي‌كنم‌.۳۱ خدا و پدر عيسي‌ مسيح‌ خداوند كه‌ تا به‌ ابد متبارك‌ است‌، مي‌داند كه‌ دروغ‌ نمي‌گويم‌. ۳۲ در دمشق‌، واليِ حارث‌ پادشاه‌، شهر دمشقيان‌ را براي‌ گرفتن‌ من‌ محافظت‌ مي‌نمود.۳۳ و مرا از دريچه‌اي‌ در زنبيلي‌ از باره‌ قلعه‌ پايين‌ كردند و از دستهاي‌ وي‌ رستم‌.

پولس رسول با این همه رنجی که کشید به تمامی این رنجها افتخار کرد چون هدف نهایی اش را می دانست و در آخر او این جمله را در فیلیپیان ۱: ۲۱ به زبان می آورد که:

زيرا كه‌ مرا زيستن‌ مسيح‌ است‌ و مردن‌ نفع‌.

پدر آسمانی!

می دانیم که تبدیل شدن درد داره،اما تو به این درد ها نگاه نکن،ما را با تمامی این درد ها به فرزندی نیکو که تو انتظار داری تبدیل نما،خداوندا دل گوشتی به ما عطا کن،قلبی که برای محبت کردن می تپد.به نام عیسی مسیح طلبیدم آمین

اگر می خوهید با پولس رسول بیشتر آشنایی پیدا کنید لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید(گفتگویی با پولس)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 اسفند1387ساعت   توسط استر  | 

حبقوق باب ۳ آیات ۱۷- ۱۹ اگرچه‌ انجیر شكوفه‌ نیاوَرَد و میوه‌ در موْها یافت‌ نشود و حاصل‌ زیتون‌ ضایع‌ گردد و مزرعه‌ها آذوقه‌ ندهد، و گله‌ها از آغل‌ منقطع‌ شود و رمه‌ها در طویله‌ها نباشد، ۱۸ لیكن‌ من‌ در خداوند شادمان‌ خواهم‌ شد و در خدای‌ نجات‌ خویش‌ وجد خواهم‌ نمود.  ۱۹ یهوه‌ خداوند قوّت‌ من‌ است‌ و پایهایم‌ را مثل‌ پایهای‌ آهو می‌گرداند و مرا بر مكان‌های‌ بلندم‌ خرامان‌ خواهد ساخت‌.

دعاي‌ حبقوق‌ در برگيرندة‌ استغاثه‌اي‌ است‌ كه‌ از خداوند مي‌طلبد تا عجايب‌ خود را همچنان‌ كه‌ در پيش‌ ظاهر نمود، اكنون‌ نيز بعمل‌ آورد؛ همچنين‌ بيانگر توكل‌ و اطمينان‌ زيبايي‌ است‌ به‌ اينكه‌ قوم‌ خدا از امنيت‌ ابدي‌ برخوردار خواهند بود (آيات‌ ۱۶ الي‌ ۱۹). نصيحت‌ عبرت‌ آميز اين‌ كتاب‌ گوياي‌ اين‌ مطلب‌ است‌ كه‌ انسان عادل‌ به‌ ايمان‌ خود زيست‌ خواهد نمود (حبقوق ۲ : ۴). ايمان‌ عبارت‌ است‌ از توانايي‌ برخورداري‌ از يقين‌ كامل‌ نسبت‌ به‌ خداوند، بطوريكه‌ تيرگي‌ و ناملايمات‌ موجود در برابر آن‌ هيچ‌ انگاشته‌ شده‌ و نسبت‌ به‌ نتيجة‌ حاصله‌ هيچگونه‌ شك‌ و ترديدي‌ وجود ندارد.آيندة‌ پرجلالي‌ در انتظار قوم‌ خدا است‌. هر چند امكان‌ دارد در دور دست‌ باشد، اما قطعي‌ و مسلم‌ است‌. از اين‌ رو حبقوق‌ در ميان‌ نااميدي‌ و مصيبتي‌ كه‌ حكمفرماست‌، به‌ شكوه‌ و عظمتي‌ عالي‌، خوش‌ بين‌ مي‌باشد. خدا هرگز از ما انتظار ندارد هر چیز را بفهمیم، کافی است به او اعتماد کنیم؛ همان گونه که ما انتظار داریم بچه ما به محبت ما اعتماد داشته باشد.هنگامی وجود ما از آرامش برخوردار می‌شود که درک کنیم از پیچیدگی‌ها و اراده خدا فقط قادریم چند تار نخ را ببینیم نه تمام آن را. آن موقعی به راحتی نفس می‌کشیم و با خوشحالی سر تأیید فرود می‌آوریم که «به جهت آنانی که خدا را دوست دارند و به حسب اراده او خوانده شده‌اند همه چیز برای خیریت ایشان با هم در کار می‌باشند» (رومیان ۸: ۲۸). در هنگام زحمت گاهی اتفاق می‌افتد که عکس‌العمل‌ها (نه خود زحمات) باعث می‌شود برکت بیابیم و یا نیابیم. همان آفتابی که کره را آب می‌کند باعث سفت شدن گل هم می‌شود. هرگاه با فیض خدا بتوانیم صحنه کامل زندگی را از راه عدسی‌های ایمان به خدا مشاهده کنیم آن‌گاه با حبقوق نبی هم صدا می شویم.

گر چه انجير شکوفه نياورد، هللوه هللوياه
ميوه در موها يافت نشود، هللوه هللوياه
هللوياه، هللوياه، هللوياه، هللوه هللوياه
گر حاصل زيتون ضايع گردد، هللوه هللوياه.
مزرعه ها آذوقه ندهند، هللوه هللوياه.
هللوياه، هللوياه، هللوياه، هللوه هللوياه
گله ها از آغل منقطع شود، هللوه هللوياه.
رمه ها در طويله ها نباشد، هللوه هللوياه.
هللوياه، هللوياه، هللوياه، هللوه هللوياه
ليکن در خداوند شادمان خواهم شد، هللوه هللوياه.
در خدای خويش وجد خواهم نمود، هللوه هللوياه.
هللوياه، هللوياه، هللوياه، هللوه هللوياه
 
زندگی تک تک ما پر از مشکل هست،ممکن است از بیماری رنج می بریم،یا عزیزانمان را از دست داده ایم،یا در فقر و گرسنگی به سر می بریم،یا اتفاقات بد در زندگی مان پشت سر هم اتفاق افتاده است.دنیا،دنیای مشکل،درد،بیماری،دردسر،... هست ولی مسیح می گوید بیایید نزد من ای همه گرانباران و زحمتکشان که من به شما آرامی می دهم.مسیح،امید زنده ای که به ما عشق زندگی کردن و محبت کردن را می دهد.با تمامی سختی هایمان می دانیم که دستی با ماست که هیچ وقت رهایمان نخواهد کرد.کسانی که در سختی ها خداوند را شکرگذار هستند،همان مردان و زنان عادلی هستند که به ایمان زیست می کنند و می گوید مسیح جان فیض تو مرا کافیست.
 
پدر آسمانی!
برای تمامی زندگی مان شکر،برای همه سختی ها،غم ها،درد ها،شکر می کنیم چون در تمامی این مشکلات تو با ما هستی و ما را هرگز ترک نخواهی کرد.ما را در این سختی ها بساز اما دور نیانداز و به ما قوت ایستادگی بده.به نام عیسی مسیح آمین
 
شریر،اکنون منتظر است تا ناشکری های ما را بشنود ولی لازم است که اکنون آرزوهایش را برایش حرام کنیم.
+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت   توسط استر  | 

اشعیا باب ۴۲ آیه ۳ نی‌ خرد شده‌ را نخواهد شكست‌ و فتیله‌ ضعیف‌ را خاموش‌ نخواهد ساخت‌ تا عدالت‌ را به‌ راستی‌ صادر گرداند.(دوست من اگر نی خرد شده هستی،اگر همه تو را بشکنند،این را فراموش نکن که خداوند،عیسی مسیح هرگز تو را نمی شکند و نور کم سوی تو را خاموش نخواهد کرد.)

یوحنا باب ۸ آیات ۱ تا ۱۱

عيسي به كـوه «زيتون » بازگشت .۲ ولي  روز بعد، صبح  زود، باز به خانه خدا رفت . مردم  نيز دور او جمع شدند. عيسي نشست و مشغول تعليم ايشان شد.۳ درهمين وقت ، سران  قوم  و فريسيان  زني  را كه  درحال زنا گرفته بودند، كشان كشان به مقابل جمعيت  آوردند ۴و به عيسي گفتند: «استاد، ما اين  زن  را به  هنگام  عمل  زنا گرفته ايم . ۵ او مطابق  قانون  موسي  بايد كشته  شود. ولي  نظر شما چيست ؟»۶آنان مي خواستند عيسي چيزي  بگويد تا او را به  دام  بيندازند و محكوم  كنند. ولي عيسي سر را پايين انداخت و با انگشت بر روي زمين چيزهايي مي نوشت .۷ سران  قوم  با اصرار مي خواستند كه او جواب دهد. پس  عيسي سر خود را بلند كرد و به  ايشان  فرمود:«اگر مي خواهيد او را سنگسار كنيد، بايد سنگ اول را كسي  به او بزند كه خود تابحال  گناهي  نكرده  است .»۸ سپس ، دوباره سر را پايين  انداخت و به نوشتن  بر روي زمين ادامه داد. ۹سران قوم ، از پير گرفته  تا جوان ، يك يك  بيرون  رفتند تا اينكه  درمقابل  جمعيت  فقط  عيسي  ماند و آن  زن . ۱۰ آنگاه عيسي  بار ديگر سر را بلند كرد و به  زن گفت : «آناني كه تو را گرفته  بودند كجا رفتند؟ حتي يك نفرهم نماند كه تو را محكوم  كند؟» ۱۱زن  گفت : «نه آقا!» عيسي فرمود: «من  نيز تو را محكوم  نمي كنم . برو و ديگر گناه  نكن .»

بیایید خودمان را برای لحظاتی به جای فریسیان و کاتبان بگذاریم،امروزه ما با شخص گنه کار چگونه برخورد می کنیم؟ما هم اگر جای آنان بودیم سنگ برمی داشتیم و آن زن را محکوم می کردیم،چون محبت مسیح را درک نکرده بودیم،امروز اگر به زندگی های خودمان نگاهی بیاندازیم،می بینیم که روزانه در حال محکوم کردن دیگران هستیم.انگشت اشاره ما به جای اینکه به سوی خودمان باشد به طرف دیگران است.آیا ما انقدر پاک هستیم؟ما دچار اشتباه و گناه نمی شویم؟انقدر پاک هستیم که محکوم کنیم؟مسیح خداوند بود ولی اون زن را بخشید و محکوم نکرد.از آیات بالا متوجه فرق عظیم مذهب(شریعت) و فیض می شویم.این دو مقابل هم قرار گرفتند.

پدر ما خدا،
ای خداوند، ما را ببخش وقتی به دروغهای شیطان گوش می دهیم زمانیکه می گوید ما گناه کار هستیم و دیگر شایستۀ محبّت تو نیسیم. ما را ببخش هرجا که اجازه می دهیم هوشیاری گناه بر هوشیاری فیض غلبه یابد. ما از طرزفکر داوری داشتن توبه می کنیم؛ از طرزفکرهای خود عدالتی و اینکه من از تو مقدّس ترم. ما را ببخش پدر بخاطر اینکه شبیه فریسی ها، ریاکار و خود عادل هستیم و سعی می کنیم که خس را از چشم دیگری بیرون کنیم درحالیکه تمام مدّت چوب در چشمان خودمان است. بخاطر محبتت، فیضت و رحمتت سپاسگذارم. به ما تعلیم بده که بیشتر شبیه تو شویم و همان محبّت، فیض و رحمت را به دیگران نشان دهیم. همۀ این چیزها را در اسم دوست داشتنی، پراز فیض و رحمان عیسی طلبیدیم. آمین.

باقی در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت   توسط استر  | 

چند روز پیش داشتم با یک عزیزی صحبت می کردم،فکر کردم که نسبت به من تفکر بدی داره و شروع کردم به دفاع کردن از خودم،وقتی داشتم سعی می کردم خودم را به او ثابت کنم انگار یک چیزی مثل پتک خورد توی سرم. یاد مسیح افتادم،وقتی به او تهمت زدند،چه کار کرد؟خودش را توجیه کرد؟نه هرگز مسیح سکوت کرد.به او بدترین تهمت ها را زدند،او را آزار رساندند،ولی هیچ نگفت،نگاه کردم به خودم گفتم:استر!چرا می خواهی خودت را ثابت کنی،پدر تو در آسمان می دونه که تو کی هستی،قصد تو چی هست،بذار حقت ضایع بشه،بذار بار یک نفر دیگه بیاد روی دوش تو چی می شه؟این همه تو عمرت از خودت دفاع کردی پس کی پدر آسمانی از تو دفاع کنه؟ما در دعاهامون از خداوند می خواهیم که ما را فروتن کند،حقیقت این هست که فروتن شدن درد داره! آیا من حاضرم درد تهمت،ناسزا،بدی،... را بکشم تا کمی به فروتنی نزدیک بشم؟ قبل از اینکه به مسیح ایمان بیارم،دنیا به من یاد داده بود،که حقت را بگیر،نذار حقت پایمال بشه،ولی بعد از ایمان به خداوندم عیسی،باید یاد بگیرم که حق را بدم تا اینکه سعی کنم بگیرم. مسیح،آن بره بی عیب به سوی قربانگاه می رفت و سکوت کرد.

عیسی گناهان ما را بر دوش گرفت و به خاطر آنها متحمل زحمت گردید.آیا من نباید به خاطر دیگران همان کار را بکنم؟

دختری قبل از ازدواج حامله شد و برای مصون نگاه داشتن معشوق خود از غضب پدر،به وی گفت:((شبان کلیسا این کار را کرده است.)) پدر کینه را علیه شبان در دل می پروراند.هنگامی که نوزاد متولد شد،وی صبح روز یکشنبه نوزاد را به کلیسا برد و در مقابل جماعت حاضر،آن را به آغوش شبان افکند و فریاد زد:((بفرمایید،این ثمره هرزگی شما با دخترم!)) پدر در حالی که فحاشی می کرد و ناسزا می گفت،کلیسا را ترک کرد.جماعت متحیر،انتظار توضیحی از جانب شبان را داشتند،اما او فقط نوزاد را نوازش کرده گفت:((پس تو مال منی؟مطمئنا عزیز من خواهی بود!)) لازم به گفتن نیست که او تمام پیروانش را از دست داد و در حالی که مورد تحقیر مردم واقع شد،کودک را در تنگدستی زیاد بزرگ کرد.بعد از چند سال،دختر دچار عذاب وجدان شد و حقیقت را به پدرش اعتراف کرد.پدر که از این خبر گیج شده بود،با عجله نزد شبان رفت و طلب بخشایش کرد و سپس حقیقت را به تمام کلیسا گفت.بار دیگر جماعت انتظار کشید تا شاید اکنون شبان سابق رفتار عجیبش را توضیح دهد.اما شبان فقط این کلمات را بر زبان راند:((می خواهید به من بگویید که او مال من نیست؟او عزیز من است.)) اکنون جماعت عظیم تری دنباله رو او شدند. هنگامی که از روی بی انصافی مورد اتهام واقع شد،از خود دفاع نکرد،اکنون نیز که بی گناهی اش به اثبات رسیده بود،به آن فخر و مباهات نمی کرد.

خداوند به ما فرمود:((اگر کسی بخواهد،مرا پیروی کند،می باید نفس خود را انکار نماید.)) لوقا۹: ۲۳

اگر کسی خود را انکار کند،نفس هر کس دیگری بدل به نفس او می شود و در می یابد که هر انسانی مسئول گناهان دیگران است.چنین شخصی هیچ اتهامی را به خاطر اینکه مربوط به او نیست رد نمی کند و خوشحال می شود که بار برادرش را نیز بر دوش گیرد.این است معنی داشتن تفکر مسیح

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت   توسط استر  | 

مــرده بــدم زنده شدم گريه بدم خنده شــــدم ، دولــت عشــق آمد و من  دولت  پاينده  شدم

خدا را شکر برای شبان کلیسایی که در آن هستم،که اجازه این را به من می دهد تا گاهی موعظه ای تهیه کنم،من به عنوان یک عضو کوچک در کلیسا خوشحالم که خداوند از من استفاده می کند تا بتونم کلام خداوند را در کلیسا بیان کنم،باشد که با خواندن این موعظه برکت خداوند،عیسی مسیح را دریافت کنید،آمین.

 یک بیمارستان،ممکن است بخاطر چرک وخون  مریض ها،بوی تعفن بدهد.زیبایی بیمارستان در همین تعفن است،زیرا که مریض ها را با زخم های عفونی و مرض های وحشتناک می پذیرد،تا معالجه شان کند.

کلیسا هم بیمارستانی است متعلق به مسیح که ملیون ها مریض در آن شفای خویش را دریافت می کنند.

تو آخرین طبیبی
که لحظه های آخر به داد من رسیدی
تو نوری از خدائی
که پیغام خدا را ،به گوش من رساندی
به روح من دمیدی
زیباترین بهاری
پایان انتظاری
برای من تنها
تو یک حریم امنی
تو بهترین دوائی برا ی خستگیهام
من کوله بار عشقو،تا پای جان کشیدم
در زیر سایه های خوش باوری خزیدم
اما یه قلب ساده ندیدم که ندیدم
من از تکرار حرفه
دوستت دارم خسته ام
من به اونکس که باید
دل ببندم بسته ام
(به یاد خواهرمون مهستی که در پایان عمر خود عیسی مسیح،خداوند زنده،را به عنوان طبیب  و نجات دهنده حقیقی در قلب خود پذیرفت و جسم او مرگ را دید اما روح او نجات را دریافت کرد.)

باقی در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت   توسط استر  | 

حزقیال ۱۸: ۳۱ تمامي‌ تقصيرهاي‌ خويش‌ را كه‌ مرتكب‌ آنهاشده‌ايد از خود دور اندازيد و دل‌ تازه‌ و روح‌ تازه‌اي‌ براي‌ خود ايجاد كنيد.

این آیه را دیشب از برادر داریوش عزیز دریافت کردم،باید اعتراف کنم هر وقت منتظر جوابی از طرف خداوند هستم،از طرق مختلف دریافت می کنم،دیشب هم با این آیه جانی تازه گرفتم.ما به عنوان ایمان داران به مسیح باید کلاممان بنا کننده باشه نه تخریب کننده.

جا داره اینجا از همه شما عزیزان(اگر بخواهم اسم تک تک شما عزیزان را که روزانه با محبتتون به من قوت قلب می دید،نام ببرم فکر می کنم دیگر جایی برای مطلب گذاشتن نباشد.)که با محبت خود به من قوت قلب می دهید،من را بنا می کنید،تشکر کنم.

اول تسالونیکیان  ۵ :۱۱  پس همدیگر را تسلی دهید و یکدیگر را بنا کنید چنانکه هم میکنید .
خداوند ما را افریده تا در ارتباط و مشارکت با مردم باشیم .خداوند می خواهد که به یکدیگر کمک کنیم تا رشد نماییم .هیچ کدام از ما به تنهایی نمی تواند به بالا ترین مرتبه برسد .ما به افراد احتیاج داریم تا ما را تشویق نمایند و متقابلا افرادی در زندگی ما هستند که باید انها را در رسیدن به اهدافشان کمک کنیم . 
بسیاری وقتها شما میتوانید نکات و تواناییها واستعدادها را در افراد ببینید که آنها آن را در خودشان نمیدیدند .میتوانید ببینید که خداوند برای انها برنامه مخصوصی را تدارک دیده حتی اگر انها مجبور باشند یک دوره سختی را پشت سر بگذرانند .
پس لحظه را دریابید وانها را با یک کلمه محبت امیز ویا یک نوشته ساده تشویق نمایید. آن تشویق ممکن است یک هدیه باشد که شما توانسته اید ان را بدهید که افراد را در جهت رویا و هدفشان پیش میبرد .
اگر باعث بنای دیگران میشوید تا رویا شان تحقق یابد خداوند هم شما را برکت میدهد و کمک میکند تا شما هم به ارزوی خود برسید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت   توسط استر  | 

طبیب عشق ، مسیحا دَم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند ، که را دوا بکند؟ (حافظ)

یادمه دیروز بعد از ظهر بود که از شما عزیزان،درخواست دعا کردم! می خواستم به شما بگم که من جواب دعام را امروز صبح از دستان پر محبت پدر آسمانی دریافت کردم،اگر دوست داشتید می تونید ادامه مطلب را مطالعه کنید،جواب خداوند را به تمامی ناراحتی های من خواهید دید و اینکه خداوند،عیسی مسیح می شنود،می بیند،جواب می دهد،زیرا او زنده است. 

دیشب حال خوبی نداشتم،مخصوصا اینکه فیلم قرنطینه را هم نگاه کردم،دیگر مگه این اشک بند می اومد؟واقعا فیلم تاثیر گذاری بود،نمی خواهم تعریف کنم که مزه اش بره ولی پیشنهاد می کنم این فیلم را نگاه کنید.

خدا در کلامش ۳۶۶  بار گفته نترس. او حتی برای سال کبیسه نیز فکر کرده. پس احتیاج نیست به خود یا به کسی دیگر توکل کنی. تمام اعتماد خود را بر مسیح خداوند،بگذار.

خداوند عیسی مسیح هر اشکی را از چشمان ما پاک خواهد کرد

  • مکاشفه۷: ۱۷ زيرا برّه‌اي‌ كه‌ در ميان‌ تخت‌ است‌، شبان‌ ايشان‌ خواهد بود و به‌ چشمه‌هاي‌ آب‌ حيات‌، ايشان‌ را راهنمايي‌ خواهد نمود؛ و خدا هر اشكي‌ را از چشمانِ ايشان‌ پاك‌ خواهد كرد.
  • مکاشفه ۲۱: ۴ و خدا هر اشكي‌ را از چشمان‌ ايشان‌ پاك‌ خواهد كرد.

یک روزی می رسه که اشک های ما تبدیل به شادی می شه فقط باید صبر کرد،دنیا پر هست از نامردی.

وقتی می پرسند چرا در وقت تنگی، شادی؟چرا با تمامی مشکلاتت بازهم شوخی می کنی و می خندی؟جوابی جز این نمی یابم که خداوندم عیسی مسیح در آسمان برای من تفکر می کند و این کافی است مرا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 بهمن1387ساعت   توسط استر  | 

 

((یوحنا۶: ۲۶ آمين‌ آمين‌ به‌ شما مي‌گويم‌ كه‌ مرا مي‌طلبيد نه‌ بسبب‌ معجزاتي‌ كه‌ ديديد، بلكه‌ بسبب‌ آن‌ نان‌ كه‌ خورديد  و سیر شدید.))

                   طبیب عشق ، مسیحا دَم است و مشفق لیک
                    چو درد در تو نبیند ، که را دوا بِکُنَد؟ (حافظ)

تا حالا به این مساله فکر کردید که آیا مسیح را فقط برای اینکه نیاز‌هایمان را بر آورده می‌کند دوست داریم و شکر گذاریم یا برای وجود خود او؟

یک مثال ملموس از عشق زمینی‌ می‌خوام برای شما بزنم:

یک عاشق واقعی‌ در سختی،پستی،بلندی،شادی،غم در کنار معشوق خود می‌ ایستد و او را ترک نمیکند. او اگر به خاطر این عشق مورد اذیت هم قرار بگیرد چیزی از عشقش کم نمی شود.او برای خشنود کردن معشوق خود دست به هر کاری می زند و حاضر از جان خود را برای او از دست بدهد.

اگر می‌ گوییم عاشق مسیح هستیم پس در سختی ها،غم ها،زیر شکنجه،به هنگام مرگ هم باید عشق خود را به او ثابت کنیم.اگر در زندگی‌ همه چیز بر وفق مراد ما باشد و آن موقع مسیح را ستایش کنیم و هنگامی که سیل مشکلات به سمت ما میاید با او قهر کنیم این نشان میدهد جای عشق چیز دیگری مثل یک معامله قرار گرفته است.

اگر اون شخصی‌ که عاشق ما هست روزی متوجه شود که ما فقط برای پول،زندگی‌ عالی‌،... به او ابراز عشق کردیم چه احساسی‌ پیدا می‌کند؟

باشد که همهٔ ما مانند پولس فریاد بزنیم:" مرا زیستن مسیح است و مردن نفع " فیلیپیان ۱: ۲۱

برای پولس، در هر زمان و شرایط حضور مسیح ملموس بود. برای ما چطور؟

پس اولین و بزرگترین حکم مسیح را فراموش نکن و روزانه به او عشق بورز با تمامی سختیها و بدان که او برای تو اندیشه می‌کند چون تو پارهٔ جان او هستی‌:

متی ۲۲: ۳۷ اينكه‌ خداوند خداي‌ خود را به‌ همه‌ دل‌ و تمامي‌ نفس‌ و تمامي‌ فكر خود محبّت‌ نما.

بگفت از دل شدي عاشق بدينسان؟      بگفت از دل تو مي‌گوئي من از جان

و کسی‌ که خداوند را دوست دارد انسان‌ها رو هم باید دوست داشته باشد. همسایهٔ ما همهٔ انسان‌ها هستند.

متی ۲۲: ۳۹ و دوّم‌ مثل‌ آن‌ است‌ يعني‌ همسايه‌ خود را مثل‌ خود محبّت‌ نما.

مکاشفه ۳: ۱۵ اعمال‌ تو را مي‌دانم‌ كه‌ نه‌ سرد و نه‌ گرم‌ هستي‌. كاشكه‌ سرد بودي‌ يا گرم‌.

امروز تصمیم خودت را بگیر یا سرد سرد باش یا گرم گرم!!!

Imageعاشق عیسی کیست؟

برادر حسام مرتضوی

۳ ژوئن ۲۰۰۷ – ۱۳ خرداد ۱۳۸۶

ویژگی های عاشق مسیح چیست؟ و یا عشق ورزیدن به مسیح چه ابعاد و خصوصیاتی دارد؟ عشق به خدا در خدمت و زندگی عملی ما موضوع اصلی پیام این هفته از برادر حسام است.

Listen | Download

+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت   توسط استر  | 

((خدای پدر مقدر فرمود تا در آخرت‌، هر زانویی در مقابل او خم شود و هر زبانی اقرار کند که او خداوند است‌! بلی‌، یک روز "هر زانویی‌" خم خواهد شد، زانوی آنانی که مخالف او هستند و خداوندی او را رد می‌کنند!

اما آرزوی قلبی خدا این نیست که در آخرت‌، زانوها به‌زور خم شوند. او می‌خواهد قبل از فرا رسیدنِ آن روز، در همین دنیا، مردم در مقابل این خداوند زانو خم کنند و او را به قلب خود بپذیرند.))

عزیزان،

روز کریسمس را به یاد میارید که یه مطلبی براتون نوشته بودم و از شما خواستم تا برای عزیزانی که در جشن کریسمس شرکت می‌ کنند دعا کنید

در جشن سال ۲۰۰۸ ، ۵-۶ نفر بیشتر ایمان دار به مسیح نبودیم و تعداد عزیزان دیگر نزدیک ۲۰ نفر بودند.

مرسی‌ از دعا‌های شما،خبر خوش اینکه سه نفر از عزیزان در این هفته به عیسی مسیح ایمان آوردند کسانی‌ که اصلا فکرشم نمیکردم وقتی‌ این یکشنبه در خونه را باز کردیم شوکه شدیم جالبتر از همه اینکه فرزند اونها با اینکه پسر بچه هست چه اشتیاقی در خداوند داشت و سرود پرستشی‌ها رو با ما میخوند چنان بعد از دعا‌ها آمین میگفت که دلت ضعف میرفت

اول از همه از خداوند،عیسی مسیح سپاسگذارم که قلب این عزیزان را لمس کرد دوم از شما عزیزانم که برای ما در آن روز دعا کردید.

یک چیز جالب اینکه این عزیزان کسانی‌ بودند که موقعیی‌ که یکی‌ از دوستان مشترک به مسیح ایمان آورد با ایشون قطع رابطه و بد رفتاری کردند ولی‌ شکر که خداوند امروز زانوان این عزیزان را در برابر نام خود خم کرد.

این عزیزان مشکل بزرگی‌ دارند از شما می‌خواهم که برایشان در دعا باشید.

خیلی‌‌ها به دلیل ایمان به مسیح این عزیزان را ترک خواهند کرد ولی‌ مسیح وعده داده و هرگز حرفش را پس نمیگیرد: فرزندم نگران نباش اگر دنیا تو را ترک گویند من هرگز تو را ترک نخواهم کرد زیرا تو پارهٔ جان من هستی

مسیح جان! قلب ایران و ایرانی‌ را لمس کن و حقیقت را برای همهٔ این عزیزان باز کن.درست مثل روزی که کور بودم بینایم کردی،مرده بودم حیاتم بخشیدی.آمین

مسيحی شدن و يافتن نجات و حيات جاودانی در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت   توسط استر  | 

خدا رو شکر برای سال جدید که با خبرهای عالی‌ شروع شد و ایمان دارم با خبرهای خوب هم تمام میشود.

ما، مسیح را نه تنها در شادی‌ها بلکه در غم‌ها و سختی‌ها نیز سپاسگذاریم.

بعضی‌ موقع‌ها در دعا به خداوند می‌گفتم خدایا این مشکل را از سر راه من بردار.

ولی‌ چند روز پیش از زبان یکی‌ از عزیزان کلیسا در مورد مشکلات زندگی‌ مطلبی شنیدم که دید من رو نسبت به مشکلات زندگی‌ عوض کرد.

ایشون این مطلب رو ذکر کردند که: این دنیا رئیسی داره به اسم شیطان و این دنیا پر است از مشکل،بیماری،دردسر و ...

اگه امروز دعا کنیم که خداوندا این مشکل را از سر راه من بردار،فردا مشکلات دیگه سر راه ما قرار میگیره پس راه حل چیست؟آیا می‌شه از مشکلات فرار کرد؟

آیا همیشه باید از زیر بار مشکل فرار کرد یا شانه خالی‌ کرد؟

نه هرگز،ما می‌تونیم از این به بعد اینگونه دعا کنیم که ‌ای خداوند ما را در این مشکلات استوار و قوی ساز طوری که زیر بار مشکل خورد نشویم و کمر ما شکسته نشود بلکه با قدرت نام مسیح روی مشکل بایسیتم و آن را شکست دهیم.

مسیح خداوند با مرگش روی صلیب و پس از ۳ روز از مردگان برخیزانیده شدن،سر شیطان رو له کرد پس ما امروز با ایمان به عیسی مسیح بر هر مشکلی‌ پیروز هستیم.

همهٔ ما در مشکلات هستیم خود من مشکلات سنگینی‌ دارم ولی‌ من یک امید دارم یک امید زنده عیسی مسیح که با ایمان می‌تونم بار مشکلاتم رو روی دوش عزیز او بگذارم و سبک شوم و ایمان دارم خداوند می‌خواهد فرزندانش در این مشکلات ساخته شوند

تبدیل شدن درد داره حاضری برای اینکه تبدیل به فرزند نیکوی خداوند بشی‌ دردش را به جان بخری؟

ای پدر آسمانی!مارا در مشکلات قوی بساز کاری کن که بتوانیم گریه مشکلات را دربیاوریم نه اینکه مشکلات ما را به زمین بزند و به ضعف ما بخندد.در نام عیسی مسیح آمین

فراموش نکن در کلام خداوند ذکر شده که ما بیشتر از حد و توانایی خودمان آزمایش نمی‌ شویم،پس قوی باش و برای خداوند بایست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1387ساعت   توسط استر  | 

((یوحنا۵: ۳۹- ۴۳ كتب‌ را تفتيش‌ كنيد، زيرا شما گمان‌ مي‌بريد كه‌ در آنها حيات‌ جاوداني‌ داريد؛ و آنها است‌ كه‌ به‌ من‌ شهادت‌ مي‌دهد.۴۰ و نمي‌خواهيد نزد من‌ آييد تا حيات‌ يابيد.۴۱جلال‌ را از مردم‌ نمي‌پذيرم‌. ۴۲ولكن‌ شما را مي‌شناسم‌ كه‌ در نفس‌ خود محبّت‌ خدا را نداريد. ۴۳من‌ به‌ اسم‌ پدر خود آمده‌ام‌ و مرا قبول‌ نمي‌كنيد، ولي‌ هرگاه‌ ديگري‌ به‌ اسم‌ خود آيد، او را قبول‌ خواهيد كرد))
 
با سلام به همه شما عزیزان و تبریک دوباره سال نو میلادی،
به امید اینکه خداوند قبل از بازگشت دوباره خود،گوش ها را باز و چشمان را بینا کند،به نام عیسی مسیح آمین
 
امروز،روز اول عید یک هدیه از دوست مسلمانم گرفتم،البته این دوست ایرانی نیستند و ترک می باشد،
وقتی صبح ایمیل هام را چک می کردم،دیدم که یکی از دوستان ترکم به مناسبت سال نو میلادی ایمیلی فرستاده که مضمون کامل آن را در ادامه مطلب خواهید دید.
اول اینکه این ایمیل به هزاران ترک مسلمان،فرستاده شده تا طبق گفته قرآن از دوستی با مسیحیان پرهیز کنند و همچنین تحریم شرکت کوکاکولا به دلیل عکسی که برای تبلیغاتشان گذاشتند و همچنین کشف کردن این موضوع که وقتی کوکاکولا را به صورت برعکس می نویسند به اعتقادات مسلمانان توهین می شود.
قصد من،توهین به شما دوست عزیز نیست،یک چیز می دونم و می خوام با شما در میان بگذارم،شما وقتی به کتابی اعتقاد داری،باید تک تک آیات آن را مطالعه کرده و انجام بدی،اگر زیر شریعت هستی یعنی فیض عیسی مسیح و نجات او را دریافت نکردی،بعضی از دوستان خوبم،متاسفانه آیاتی از کتاب آسمانی خود را که به نفعشان هست استفاده می کنند و بعضی دیگر را اصلا توجهی ندارند یا می گویند این قسمت برای ما نیست.از شما خواهش می کنم کتب را تفتیش کنید،به هر زبانی که معنی آن را می فهمید بخوانید و در تک تک کلمات آن تامل کنید.باشد که حقیقت برای شما باز شود. به نام عیسی مسیح آمین
 
 
قضاوت کار ما نیست،
لعن و نفرین سازگار روح ما نیست،
عشق سرمایه ماست،
گرچه این سرمایه بهایی دارد،
که بهایش را خدای عشق پرداخته است،
حال باید ریخت،
نه خون هیچ کس را،
بلکه باید ریخت،
عشق را بر پای،
حال باید شست،
نه رنگ محبت از دل،
بلکه پای دوست را،
ترس، باخته است رنگ رخساره خویش،
بر سر تپه عشق،می دود سرگردان،
تا بجوید راهی،تا بجوید چاهی،
تا بپوشاند رخ،
ز محبت گاهی،
کز محبت خار ها گل می شود،
باشد این خار که بر سر دارد،
گل شود روزی،
من به آن امید که روزی
زانوان خم،
دل خسته،
چشمی بینا،
گوشی شنوا،
بیابند آرامش مسیح را،
می نویسم امروز،می نویسم فردا،
تا که شنوند دل خستگان،
تا که شنوند آزردگان،
پیام خوش انجیل را،
تا دهند قلب،ذهن،فکر،روح خود را به او،
او،همان است که مسیح خوانیمش،
خداوند زنده و تنها نجات دهنده عالم.
 
 
حقیقتش را بخواهید،دلم از دوستم گرفت،دلم از این زمانه گرفت،ولی دل گرفتگی من شعر نویی ساخت که روحم را دوباره جلا بخشد.
من شاعر نیستم برای همین ببخشید هر چه در دلم بود بدون فکر بر روی کاغذ آوردم،پس از شاعران عزیز معذرت می خوام.
 
کار من شاعری نیست،
کار من کاشتن است،
چون من عمله ای برای زمین خداوند هستم.
تا پپاشم،بذر محبت عیسی را در دل مردم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت   توسط استر  | 

آقای احمدی نژاد در پیام خود ضمن تبریک سالروز میلاد عیسی مسیح گفته است که جهان امروز نیازمند صلح است.

آقای احمدی نژاد در سخنرانی خود ميگويد «اگر عيسی مسيح امروز بر روی زمين بود... با برافراشتن پرچم عدالت و عشق به بشريت در مخالفت با جنگ طلبان، اشغالگران، تروريستها و زورگوها در سراسر جهان، به پا می خاست.»


آقای رئیس جمهور،به عنوان یک انسان،انسانی که به عیسی مسیح ایمان آورده و با توجه به دید دادگاه های زمینی، که شخصی چون من را به دلیل ایمان آوردن به مسیح،محاکمه می کنند و مرا مرتد می خوانند و حکم مرگ به پیشانی ام می زنند،می خواهم در این مکان سفره دلم را باز کنم،من که اجازه حرف زدن در کشورم را ندارم خوشحالم که حداقل جایی هست که بتوانم حرفم را آزادانه بزنم و شما نیز بدون هیچ تعصبی به حرف های یک جوان ایرانی گوش دهید:

باقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 6 دی1387ساعت   توسط استر  | 

چقدرغم انگیز است که تاریخ بشر را از ابتدا تا به انتها مطالعه میکنیم، اما اتفاقی که تاریخ را به دو نیم تقسیم کرده است را نادیده می انگاریم بلی تولد عیسی مسیح تاریخ بشر را دگرگون ساخته است.

فکر نمی کردم روزی در جشن تولد مسیح شرکت کنم،فکر نمی کردم روزی زندگی ام را عوض کند،فکر نمی کردم قلبم را به او بسپارم،امروز چنان به مسیح پیوند خورده ام که اگر کسی بخواهد مرا از او جدا کند بدن هر دو ما تکه تکه و زخمی می شود و دیگر چیزی از من باقی نمی ماند،من بدون او هیچ هستم.

امسال چهارمین سالی است که در جشن تولد عیسی مسیح،خداوند زنده،شرکت می کنم و چهار سال می گذرد از زمانی که زانوان لجوج من در برابر محبت مسیح خم شد،به زمین افتاده اعتراف کردم که قلبم را به او می دهم تا آمده در قلبم سلطنت کند و گناهان مرا بر دارد و مرا پدری مهربان از آسمان به آغوش گیرد و زخم های مرا التیام بخشد.تعصب خشک و مذهبی گذشته ام کنار زده شد و ذهنم رنگ محبت گرفت.

امروز اگر می نویسم،اگر دعا می کنم،اگر خدمتی انجام می دهم تنها برای خم شدن زانوان دیگر عزیزان در برابر مسیح هست،تنها کاری که از دستم بر می آید این که دست ضعیفشان را در دستان قدرتمند مسیح بگذارم،شبانی کار من نیست.مسیح است،شبان زنده.

روز تولد مسیح،زمانی مناسب است که تعصبات خشک خود را در صندوقچه کهنه مذهب بگذاری و از خداوند زنده بخواهی تا حقایق را برایت باز کند.(متی ۷: ۷ بخواهيد تا به  شما داده  شود. بجوييد تا بيابيد. در بزنيد تا به  روي  شما باز شود.۸زيرا هر كه  چيزي  بخواهد، بدست  خواهد آورد، وهر كه بجويد، خواهد يافت. كافي است در بزنيد، كه در برويتان باز مي شود.)

از شما می خوام که امروز برای من و کلیسای ما دعا کنید،امروز را جشن گرفتیم و تعداد غیرایمانداران زیاد هست،برای ما دعا کنید که جشن مسیح به بهترین نحو انجام بشه و این عزیزان نیز نجات رایگان مسیح را دریافت کنند. با تشکر

به نام عیسی مسیح،دور تا دور تمامی کلیساهای ایران و کشورهای تحت جفا،(چه کلیسای خانگی،چه ساختمانی)را حصاری از حفاظت خداوند می کشم و همه ایمانداران به مسیح را زیر خون پر فیض عیسی اعلام می کنم.در نام عیسی مسیح،خداوند جسم پوشیده آمین

باقی در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت   توسط استر  | 

***قسمتهایی که با قرمز نوشته شده نظر شخصی من هست که به این مطالب افزوده شده است***

متی ۲۷: ۴۰- ۴۳ هركس از آنجا رد مي شد، سرش راتكان مي داد و با ريشخند مي گفت : «تو كه مي خواستي خانه خدا را خراب كني و در عرض سه روز باز بسازي ! اگر واقعاً فرزند خدايي، از صليب پايين بيا و خود را نجات بده .»
۴۱، ۴۲، ۴۳ كاهنان اعظم و سران قوم نيز او را مسخره كرده ، مي گفتند: «ديگران  را نجات مي داد ولي  نمي تواند خود را نجات  دهد! تو كه  ادعا مي كردي پادشاه  يهود هستي ، چرا از صليب  پايين  نمي آيي تا به  تو ايمان آوريم ؟ تو كه مي گفتي به خدا توكل داري و فرزند او هستي !اگر خدا تو را دوست دارد چرا نجاتت نمي دهد؟» ...

*****باقی در ادامه مطلب ...*****


ای مسیح! خداوند زنده! شاه شاهان بشنو صدای من!

نمی خوام تا آخر عمر روی برگه های کاغذ، هی نوشته رو نوشته جا بذارم

تو رو ای کاش می تونستم، روی تن باد بنویسم

نه روی پچ پچ و نجوا، روی فریاد بنویسم

نمی خوام جای بشارت توی هر کوچه و برزن، هی سکوت و بی صدائی بشه کارم

کاش می شد تو رو با هر کس، هرجا آشنا می کردم

قفل بسته دلا رو، من با اسمت وا می کردم

تو نذار بعد نجاتم، بی تفاوت شم به مردم

غرق رنگ و برق دنیا، توی افکارم بشم گم

نمی خوام وقتی رسیدی،  ببینی هنوز تو خوابم

می خوام اون چراغی باشم، که توی ظلمت بتابم         

شعر از یوشیا ((برگفته از نوین ترانه های آسمانی))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت   توسط استر  | 

به صفحه کامپیوترم نگاه می کردم و اشک از چشمانم جاری می شد،به فکر مشکلاتم افتاده بودم،دلم کمی گرفته بود و هوای گریه داشتم،یک لحظه تمامی صفحات اینترنتی را که باز کرده بودم بستم و نگاهم به عکس زمینه کامپیوتر افتاد...

دلم با جمله خداوند آروم شد: متی ۱۷: ۲۰ اگر شما حتي به اندازه دانه خردل نيز ايمان مي داشتيد، مي توانستيد به اين كوه بگوييد حركت كند واز شما اطاعت مي كرد. براي كسي كه ايمان داشته باشد، هيچ كاري غير ممكن نيست.

بله اگر به اندازه دانه خردل به مسیح و کار عظیم او ایمان داشته باشیم کوه مشکلاتمان،جلوی چشمانمان تبدیل به خرده سنگ های ریخته در پای کوه می گردد.


همه ما با مفهوم سختی و مشکل آشنا هستیم. هر کس به نوعی با این واقعیت زندگی مواجه است. با اینکه تعریف انسانها از مشکل متفاوت میباشد, اما همگی ما در یک نقطه اشتراک نظر درایم و آن این است که لحظاتی در زندگی ما پیش می آیند که از کنترل خارج بوده و تمام تلاش خود را به کار میگیریم که از آن شرایط بگذریم.

یافتن راه فرار‏‎

‎وجه تمایز انسانها در برابر مشکلات، به عقیده من، نوع مشکل نیست بلکه نهوه‏‌‎ی رویارویی با آن است. ‏گاهی اوقات گمان می‌‎کنیم که توانایی مالی، بسیاری از مشکلات را حل می ‌‎کند. اما مساله این ‏است که فقیر و غنی در چرخه زندگی با شرایط دشوار مواجه می‌‎شوند. حال آنکه ثروتمند با پول و سایر ‏امکانات سعی در حل مشکل دارد و فقیر نیز با توسل به شیوه‌‎های خاص خود. هرکس به نوعی‎.


باقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آبان1387ساعت   توسط استر  | 

دیشب یکی از عزیزان ایمان دار از من خواست که به خانه اونها برم،هم قرار بود همدیگر را ببینیم،هم اینکه چند تا مشکل کامپیوتری را با هم حل کنیم،دیروز این عزیز به من زنگ زد و به من گفت که برم اونجا ولی متاسفانه چون دیروقت به خونه می رسیدم از او خواهش کردم که قرار را برای فردا شب بیاندازد،اما او اصرار داشت که  به اونجا برم و من به دلیل خستگی و شاید هم تنبلی گفتم نه فردا شب می بینمت.به این امید بودم که امشب به آنجا خواهم رفت ولی ... او امروز به من زنگ زد و گفت که دارد برای همیشه به کشوری دیگر می رود و ساعتی برای آخرین ملاقات ما وجود نخواهد داشت...

به تعویق انداختن یک کار باعث شد که برای آخرین بار این عزیز را نبینم و حسرت دیدار او در دل من باقی بماند،با اینکه ایمان دارم بعد از مرگ او را در آغوش پدر آسمانی  ملاقات خواهم کرد اما دوست داشتم برای آخرین بار او را ببینم و برای تمام محبتی که به من کرده تشکر کنم. نمی شه گفت پشیمونی فایده ای نداره چون داره!!! فایده اش اینه که برای من درس خوبی شد که در حال زندگی کنم نه در فردا،زیرا شاید این آخرین روز زندگی من باشد،اگر قرار هست کسی را ببخشم امروز ببخشم نه فردا! اگر قرار هست محبتی به کسی بکنم امروز انجام دهم،اگر قرار هست در ارتباط با خداوند کارهایی انجام دهم که جلال او را بیشتر آشکار کند امروز ! امروز! امروز!

و پیشنهادم به شما عزیزان به عنوان خواهری کوچک،

برای شما که هنوز به عیسی مسیح ایمان نیاورده اید:اگر می خواهید قلب خود را به مسیح بسپارید امروز این کار را انجام دهید،زیرا شاید فردایی وجود نداشته باشد و شما این نجات عظیم را از دست بدهید. شاید مسیح فردا باز گردد.

برای شما که به مسیح خداوند ایمان دارید: اگر باید کسی را ببخشید،یا باید به شخصی محبت کنید،شخصی که به شما گناه کرده ببخشید،اگر باید خدمتی را شروع کنید،آن را با دلیری کامل انجام دهید،... امروز این کار را انجام دهید. باشد که اگر مسیح فردا بازگشت،از روی او شرمنده نشویم و بتوانیم فرزند نیکوی پدر باشیم. 

حال می خواهم با من برای این عزیز هم دعا بشید،

ای پدر آسمانی من!ای خدای زنده من!

از اینکه الان به من گوش می دی خوشحالم،پدر این فرزندت را به دستان تو می سپارم که امن تر از آن جایی وجود ندارد،ای خداوند تمامی راه هایی که از تو هست به نام عیسی مسیح به روی این عزیز باز اعلام می کنم و تمامی درهایی که از شریر هست و زیبا جلوه می کنه ولی اراده تو را عملی نمی کنه به نام قدرتمند عیسی مسیح بسته و باطل اعلام می کنم.حفاظت تو ای خداوند بر این عزیز باشد و بماند در هر کجایی که می رود،ای خداوند هرکجا می رود برای تو بدرخشد.به نام عیسی مسیح آمین

عیسی مسیح پشت در قلب تو ایستاده،او هیچ گاه به زور وارد قلب تو نخواهد شد تو باید به او اجازه دهی،آنگاه او وارد شده و پادشاه قلبت می شود.آیا باز هم می خواهی او را پشت در قلبت منتظر بگذاری! این حق را داری چون خداوند به انسان اراده آزاد داده است. محبت به زور نیست. اگر به زور باشد اسمش را محبت و عشق نخواهند گذاشت.او می خواهد تو را به بهترین سفره شام دعوت کند و با تو تنهایی شام بخورد.آیا تو حاضری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 آیا هدیه رایگان خدا را دریافت کرده اید؟(ادامه مطلب...)

ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 24 آبان1387ساعت   توسط استر  | 

  1. ((نان حیات هستم)) یوحنا۶: ۳۵ عيسي جواب داد:«من نان حيات هستم.هركه نزد من آيد،ديگر گرسنه نخواهد شدو كساني كه به من ايمان آورند،هرگز تشنه نخواهند گرديد.» 
  2. ((نور جهان هستم)) یوحنا۸: ۱۲ عيسي در يكي از تعاليم خود،به مردم فرمود: «من نور جهان هستم،هر كه مرا پيروي كند،در تاريكي نخواهد ماند،زيرا نورحيات بخش راهش را روشن مي كند.»/ یوحنا۹: ۵ «من تا وقتي در اين جهان هستم،به آن نور مي بخشم!»
  3. ((پیش از آنکه ابراهیم متولد شود،من هستم)) یوحنا۸: ۵۸ عيسي به ايشان فرمود:«اين  حقيقت محض است كه قبل از اينكه حتي ابراهيم به اين جهان بيايد،من وجود داشتم.»
  4. ((شبان نیکو هستم)) یوحنا۱۰: ۱۱ «من شبان خوب و دلسوزم.شبان خوب از جان خود مي گذرد تا گوسفندان را از چنگال گرگها نجات دهد.»
  5. ((قیامت و حیات هستم)) یوحنا۱۱: ۲۵  عيسي فرمود: «آن كسي كه مردگان را زنده مي كندو به ايشان زندگي مي بخشد،من  هستم . هر كه به من ايمان داشته باشد، اگر حتي مانند ديگران  بميرد،بار ديگر زنده خواهد شد.»
  6. ((راه و راستی و حیات هستم)) یوحنا۱۴: ۶ عيسي به او فرمود:« راه منم، راستي منم ، زندگي منم .هيچ كس نمي تواند به خدا برسد مگر بوسيله من .»
  7. ((تاک حقیقی هستم)) یوحنا۱۵: ۱ «من تاكِ حقيقـي هستـم و پدرم باغبان است .»

در انجیل یوحنا (۷) ادعای بزرگ از عیسی مسیح می بینیم که یک انسان معمولی و یا یک پیامبر جراعت بیان هیچ یک از اینها را ندارد،درطول تاریخ همیشه پیامبران و انبیا مردم را به سوی خدایی واحد هدایت کردند ولی مسیح با تمامی آنها تفاوت داشت زیرا او خود را خداوند معرفی کرد.چه کسی به جز خداوند می تواند ادعا کند که صاحب قیامت و حیات هست؟ مسیح این را در یوحنا۱۱: ۲۵ بیان کرد.
در کتاب خروج۳: ۱۴ خدا به موسی می گوید که نام او ((من هستم)) می باشد. خدا به‌ موسي‌ گفت‌: «هستم‌ آنكه‌ هستم‌.» و گفت‌: «به‌ بني‌اسرائيل‌ چنين‌ بگو: اهْيَه‌ (هستم‌) مرا نزد شما فرستاد.»
تنها خواهش من از شما عزیزانی که به این وبلاگ سر می زنید این هست که برای یک بار هم که شده انجیل این هدیه رایگان نجات را مطالعه کنید ولی قبل از آن از خداوند بخواهید تا حقایق این کتاب را برای شما باز کند. با تشکر
به مسیح اعتماد کن،بدان که تنها اوست که می تواند به تو حیات جاودان دهد.
فراموش نکن دوست من شاید امشب آخرین شب زندگی تو باشد
پس تا دیر نشده قلبت را به مسیح بسپار
 
آیا عیسی خداست؟ آیا او هرگز ادعا نمود که خداست؟  ††† در ادامه مطلب ...†††

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آبان1387ساعت   توسط استر  | 

متاسفانه در بعضی وبلاگ ها دیده می شه که افراد اعلام می کنند که مسیحی هستند و به مسیح ایمان دارند ولی در عمل طور دیگه برخورد می کنند،(یا این عزیزان اصلا مسیحی نیستند و به مسیح ایمان ندارند و می خواهند مسیحیت را خراب کنند و یا عزیزانی هستیند که با تعصبی بیهوده و بی اطلاعی از کلام خداوند،زندگی مسیحی خود را زیر سوال می برند.) من به عنوان یک ایمان دار می خوام از این عزیزان خواهش کنم که کلام خداوند را دقیق بخونند و ببینند که خداوند ازهمه ما چه چیزی می خواهد و بر طبق کلام خداوند زندگی هایمان را روی صخره بنا کنیم نه روی شن!اگر قرار هست که در برابر فحش و بی ادبی دیگران ایمانداران به مسیح هم قصد تلافی داشته باشند که دیگه فرق تاریکی و نور معلوم نخواهد شد.کمی بیاندیشیم بیینیم مسیح بالای صلیب چه کرد؟آیا در برابر فحش،بی احترامی،شکنجه،... دیگران کاری متقابل انجام داد یا رو به آسمان کرده به پدر آسمانی گفت: پدر اینان را ببخش زیرا نمی دانند چه می کنند؟

یعقوب۱: ۱۹ بنابراين‌، اي‌ برادرانِ عزيز من‌، هركس‌ در شنيدن‌ تند و در گفتن‌ آهسته‌ و در خشم‌ سُست‌ باشد.

ترجمه قدیم: اول پطرس ۳: ۱۵  بلكه‌ خداوند مسيح‌ را در دل‌ خود تقديس‌ نماييد و پيوسته‌ مستعّد باشيد تا هركه‌ سبب‌ اميدي‌ را كه‌ داريد از شما بپرسد، او را جواب‌ دهيد، ليكن‌ با حلم‌ و ترس‌. / ترجمه هزاره نو:اول پطرس۳: ۱۵ بلكه‌ با خاطري‌ آسوده‌، خود را به‌ خداوندتان‌ مسيح‌ بسپاريد؛ و اگر كسي‌ علت‌ اين‌ اعتماد و ايمان‌ را جويا شد، حاضر باشيد تا با كمال‌ ادب‌ و احترام‌ به‌ او توضيح‌دهيد.

یک مسیحی هرگز نباید اول قرنتیان ۱۳ را فراموش کنه:

۱ اگرعطاي سخن گفتن به زبانهاي مردم و فرشتگان را داشته باشم،زبانهايي كه هيچگاه نياموخته ام،اما در وجود خود نسبت به انسانها محبت نداشته باشم،همچون طبلي توخالي وسنجي پرسروصدا خواهم بود.۱ اگر عطاي نبوت داشته باشم، و از رويدادهاي  آينده  آگاه  باشم وهمه چيز را درباره هر چيز و هركس بدانم ، اما انسانها را دوست  نداشته  باشم ، چه  فايده اي به  ايشان خواهم  رساند؟ يا اگر چنان ايماني داشته باشم كه  به فرمان من  كوه ها جابجا گردند، اما انسانها را دوست  نداشته باشم ، باز هيچ  ارزشي  نخواهم داشت. ۳اگر تمام اموال خود را به  فقرا ببخشم و بخاطر اعلام  پيغام  انجيل ، زنده زنده در ميان شعله هاي آتش سوزانده شوم ، اما نسبت به انسانها محبتي نداشته باشم ، تمام فداكاريهايم بيهوده خواهد بود.
۴كسي كه محبت دارد، صبور است و مهربان ؛ حسود نيست و به كسي رشك نمي برد؛ مغرور نيست وهيچگاه  خودستايي نمي كند؛۵ به  ديگران بدي نمي كند؛ خودخواه نيست و باعث رنجش كسي نمي شود. كسي كه  محبت  دارد، پرتوقع  نيست و از ديگران انتظار بيجا ندارد؛ عصبي و زودرنج نيست و كينه به دل  نمي گيرد؛ ۶ هرگز از بي انصافي و بي عدالتي خوشحال نمي شود، بلكه  از پيروز شدن  راستي  شاد مي گردد. ۷ كسي كه محبت  دارد در هر وضعي  وفادار مي ماند، هميشه اعتماد دارد، هرگز اميدش را ازدست نمي دهد و در هر شرايطي تحمل  مي  كند.
۸ همه عطايايي كه خدا به ما مي بخشد، روزي  به  انتها خواهد رسيد. نبوتها، سخن گفتن به زبانها و دانستن علم واسرار، روزي  پايان خواهد پذيرفت.اما محبت تا ابد باقي  خواهد ماند و از ميان  نخواهد رفت .۹درحال حاضر، با وجود تمام اين عطايا،علم و نبوتهاي ما جزئي و نارساست. ۱۰ اما زماني كه از هر جهت  كامل شديم ، ديگر نيازي به اين عطايا نخواهد بود وهمه از بين خواهند رفت.
۱۱ مي توانم اين مثال را بيـاورم كه به هنگام  كودكي ، مانند يك كودك سخن مي گفتم و مانند يك كودك  فكر و استدلال مي كردم . اما چون بزرگ شدم ، فكرم رشد كرد وكارهاي كودكانه را ترك كردم. ۱۲ آنچه اكنون مي بينيم و مي دانيم ، تار و مبهم  است ؛ اما روزي همه چيز را واضح و روشن خواهيم ديد، به همان روشني كه خدا اكنون  قلب ما را مي بيند.
۱۳ پس، سه چيزهميشه باقي خواهد ماند:ايمان ، اميد و محبت ، اما از همه  اينها بزرگتر،محبت  است .

آیا در تو ای ایماندار(خطاب به خودم هم هست) ایمان،امید و محبت دیده می شود؟وقتی اینها در زندگی ما عملی بشه آنوقت هست که پدر از آسمان به ما نگاه خواهد کرد و خواهد گفت: این است فرزند نیکوی من که از او خوشنودم.
بیایید دعا کنیم که نام مسیحی را فقط به دوش نکشیم بلکه در عمل نیز هریک مسیح باشیم.
 
ای خداوند،ای عیسی!
می خواهیم اعتراف کنیم که اگه تو نباشی ما هیچ هستیم،اگه تو راهنما نباشی،ما همیشه راه اشتباه را می ریم،ای خداوند به ما حکمت آسمانی عطا کن که همیشه کارهایی که درست کردی ما خراب نکینم،ای خداوند ما در تو پیروز هستیم زیرا تو با مرگت روی صلیب،سر شیطان را زیر پاهایت له کردی،پس امروز ما نیز در مسیح عیسی پیروز هستیم و به سبب این پیروزی می خواهیم فرزند نیکوی تو باشیم،پس ای خداوند به ما یاد بده که چگونه باید با دیگران رفتار کنیم.چگونه محبت کنیم؟چگونه به دشمن خود عشق بورزیم،ای روح القدس عشقی تازه،قلبی نو،شوقی جدید،ایمانی زنده به ما عطا کن که نه فقط نام مسیحی را دنبال خود بکشیم بلکه با عمل نشان دهیم که مسیح که بود که چه کار عظیمی برای نجات بشر گنه کار بر روی صلیب کرد.در نام قدرتمند عیسی مسیح آمین
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت   توسط استر  | 

اول تسالونیکیان۵: ۱۱ پس‌ همديگر را تسلي‌ دهيد و يكديگر را بنا كنيد، چنانكه‌ هم‌ مي‌كنيد.

با توجه به اینکه اکثریت وبلاگ های مسیحی به زبان فارسی هستند،وبلاگ شام آخر(خواهر حمیرا) تصمیم گرفتند وبلاگی مسیحی به زبان کردی نیز طراحی کنند که به حمایت مسیحیان کرد احتیاج دارند،خداوند می خواهد میان تمامی ملل کار کند و هیچ فرقی بین کرد،فارس،ترک،افغان،عرب،... نیست،بنابراین از شما خواهش می کنم اگر می توانید در این مورد با حمیرای عزیز همکاری کنید. در این خصوص می توانید از طریق آدرس ایمیل entezar_homyra@yahoo.com با ایشون تماس بگیرید یا نظرات خود را در قسمت نظرات وبلاگ شام آخر بگذارید.باشد که نام خداوندمان عیسی مسیح میان تمامی ملل شنیده شود و همه مردم خبر نجات عیسی مسیح را که مژده نیکوست بشنوند. فراموش نشود که ما همکاران خداوند هستیم پس باید بیشتر تلاش کنیم.به قول معروف یک دست صدا نداره،پس بیایید دستمان را دستان هم بگذاریم تا اتحاد به معنای واقعی انجام پذیرد.

+ نوشته شده در  جمعه 10 آبان1387ساعت   توسط استر 

از اینکه روز تولدم تنهام نگذاشتید ممنونم،می تونم به جرات بگم این تولد در این دنیای مجازی از هر تولدی برام بهتر و زیباتر بود،می خوام بگم دوستتون دارم ولی از خداوند می خواهم، روزی را ببینم که مثل مسیح آنقدر بشر را دوست داشته باشم که حاضر بشم میخ ها را بر همه چیز ترجیح دهم تا بتوانم محبت خداوند و کار عظیم او بر روی صلیب را به انسان گنهکار نشان دهم.برای من دعا کنید.دوستتون دارم 

((ای عیسی،ای پادشاه،ای خداوند! به تمامی دوستان آنلاین من برکت بده))البته این خانوم موشه دوستای آفلاینش و فراموش کرده،ولی من نه پس با صدای بلند می گم،ای عیسی! تمامی دوستانم را چه آنلاین چه آفلاین برکت بده.در نام قدرتمند عیسی مسیح آمیننننننننننننن

منم،آن دختر پاییزی،دختری که مسیح روزانه برگ های زرد زندگی اش را بر می دارد و جای آنها برگ های سبز و زنده هدیه می دهد.

امروز روزی که اولین بار چشمم به این دنیا باز شد و اولین نگاه به چشمان مادری افتاد که بعد از نه ماه انتظار،بار خود را بر زمین گذاشته،چشمان خسته اش را به من دوخته بود.اولین گریه زندگی ام و نه آخرین، تمامی نداشت.همه از آمدنم خوشحال ولی من بی اعتنا به این خوشحالی می گریستم و آن برای این بود که از نزد پدر آسمان جدا شده به این دنیا وصل شده بودم و خبر نداشتم که با ایمان به عیسی مسیح دوباره پدر آسمانی را خواهم دید.آن روز معنی این جمله پدر آسمانی را نفهمیده بودم ((فرزندم! اشک هایت را در مشک من بگذار)).نمی دانستم قلب شکسته مرا روزی مسیح با خود خواهد برد.از این ندانستن ها می گریستم.نمی دانستم که مسیح گناهان زندگی مرا بر می دارد و مرا دوست خود می خواند! نمی دانستم که او مرا فرزند خود خواهد نامید و باز می گریستم. مادر! از اینکه این بار سنگین را با افتخار بر زمین گذاشتی از تو سپاسگذارم و همچنین تو ای پدر که نطفه ای را کاشتی که امروز بتواند فرزند پدری آسمانی گردد.

امروز از همه شما ها دورم،تولدی در سکوت بدون مهمانی پر سر و صدا ولی صدای شما در گوشم مرا آرامی می دهد.از همه شما برادر خواهرهای خوبم،دوستان عزیزم ممنونم که امروز کنارم هستید.

ای پدر آسمانی!

از تو سپاسگذارم که مرا به این دنیا آوردی!از تو سپاسگذارم که دو تولد به من هدیه دادی یکی امروز که از مادر و پدری زمینی به دنیا آمدم و دیگری که از پدر آسمانی دوباره متولد شدم. خداوندا در این روز دعای مرا بشنو،پدر می خواهم برای تو نمونه باشم،نمونه از یک فرزند نیکو،می خواهم مرا وسیله ای برای صلح،محبت،آرامش و نجات قرار بدی.آرزوی من این است که همه مردم روزی در حضور تو ای قدوس زانو بزنند و نجات را از دستان سوراخ شده تو ای مسیح خداوند بگیرند.آرزوی مرا بشنو و بر طبق آن به من حکمت آسمانی عطا کن،پدر!از تو می خواهم به مادر و پدرم برکت بدی،باشد که بتوانم فرزندی نیکو برای آنها باشم.پدر تو نیاز های فرزندت را می دانی پس طبق خواست و اراده خودت آن ها را به من عطا کن.بیش از هر چیز از تو می خواهم تا همیشه در مکان قدوس تو در حضور تو ای خداوند ساکن شوم،می خوام در ایمان به مسیح تا به آخر استوار باشم همانطور که گفتی هر که تا به آخر با من باشد نجات پیدا خواهد کرد. در نام عیسی مسیح، خداوند زنده،خداوند دوست داشتنی آمیننننننننن

راستی هم امروز تولدمه هم فردا چون امسال سال کبیسه هست  ۹ آبان امروز و ۳۱ اکتبر فردا

در سال کبیسه یک روز بیشتر داریم یعنی ۳۶۶ روز. باشد که آن یک روز اضافه روزی باشد که هزاران نفر به مسیح ایمان آورند. در نام عیسی مسیح آمینننننننننننننننن

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387ساعت   توسط استر  | 

 چهارشنبه 24 مهر1387 ساعت: 23:18 

با سلام خدمت خواهر عزيزام استر واقعا لطف داري وبا برخورد شما من هم به خداي زنده ايمان دارم راستش طرد من از طرف كليسا باعث دلسردي من شد وممنون از محبت شما وخداي زنده عيسي مسيح،راستي جواب و محبت شما را خداي ناكرده بهانه اي در دست عيب جويان قرا ندهد.در پناه خداي محبت،مسيح، باشيد.از طرف...

"خداوندا، می دانم که به ضّد تو گناه کرده ام و مستحق مجازات می باشم. اما می دانم که عیسی مسیح، مجازاتی را که من شایستۀ آن بودم بر خود گرفت تا من بتوانم بوسیلۀ ایمان به او آمرزیده شوم. از گناه خود توبه میکنم و برای نجات فقط به تو اعتماد میکنم. تو را شکر می کنم که محض فیض عجیب خود گناهانم را بخشیده و به من حیات جاودانی داده ای.در نام عیسی مسیح آمین."

خودت را در آغوش مسیح ببین عزیزم،از آغوش او هیچگاه بیرون نیا

امروز با شنیدن این نظر انگار جانی تازه گرفتم. عزیزم تولد تازه ات را در مسیح تبریک می گم.به خانواده الهی خوش آمدی.برای اون کلیسا هم دعا می کنیم که حکمت الهی خداوند را دریافت کنند.محبت من که نبود،محبت عیسی مسیح بود که قلب شکسته تو را لمس کرد عزیز من.در مورد عیب جویان! باید بگم که این افراد اسمشون رو خودشون هست دنبال عیب دیگری می گردند نه دنبال نیکی آنها،مهم برای من حرف خداوند هست و اینکه او از ما راضی باشد. خیلی خوشحالم عزیزم.تولد تازه،زندگی جدیدت را تبریک می گم.لطف کن به ادامه مطلب رجوع کن.اگه سوالی داشتی در خدمتت هستم،امیدوارم زودتر کتاب انجیل هم به دستت برسه،اگه رسید بهم خبر بده.در یاهو هم می تونی با همون آی دی که برام گذاشتی منو ادد کنی.مرسی از دعاهای شما عزیزان.

مطالبی که در ادامه مطلب خواهی یافت:

  •  این به چه معناست که "یک مسیحی تولد تازه دارد"؟
  •  مدت کوتاهی است که به مسیح ایمان آورده ام... حالا چه باید بکنم؟
  • پذیرفتن عیسی مسیح به عنوان نجات دهندۀ شخصی به چه معنی است؟

عیسی مسیح به ما یاد داده تا از گناه متنفر باشیم و از آن دوری کنیم ولی گناهکار را دوست داشته باشیم و به او خدمت کنیم.همانطور که او نیز دوست گنه کاران خوانده شد.

یکی از عزیزان دو جنسیتی که خودش می دونه کیه و من نمی خوام اسمی از این عزیز ببرم،برای من نظر گذاشته بود و نظرم را در مورد دوجنیسیتها خواسته بود.(سلام استر جان مي خواستم نظرتان را در مورد دو جنسيتها بدانم چون كليسا اين تنها را درمان و ارامش ما نمي پذيرد و شما در ارامش و راضي از جنسيت خود ما را منحروف مي ناميد و هر وقت كه يكي از از ما از سر ناچاري خود كشي كند او را مذمت ميكنيد ايا جوابي براي سولايم هست در پناه خدا باشيد دوست دار شما ...)

عزیزٍ من،برای تمامی ناراحتی هایی که در مورد وضعیت جسمانی ات داری برایت احترام زیادی قائلم،هر که هستی،هر ضعفی که داری،تنها یک نفر هست که همه آنها را به جان می خرد و او کسی نیست جز عیسی مسیح. می دونی او به خاطر تو نیز بالای صلیب رفت و زجر کشید،مرد و بعد از سه روز از مردگان برخیزانیده شد تا امروز به تو حیات جاودان ببخشد،اگر به او ایمان آوری!،پس به این پدر افتخار کن و دستت را در دستانش بگذار،این ضعف تو یک بیماری هست و می دونی که مسیح شفا دهنده است؟

من و هیچ کس دیگر نمی تونه تو را محکوم بکنه،چون داوری از آن ما نیست،چرا نظر مردم اینقدر برایت مهم هست،ببین پدر آسمانی تو چه نظری راجع به تو داره؟ تا حالا ازش پرسیدی که چه قدر دوستت داره؟هیچ کسی حق این را نداره که تو را در کلیسا راه نده،می دونی چرا؟چون سر کلیسا مسیح هست و مسیح این اجازه را به تو می ده که قدم در کلیسای او بگذاری.من اصلا تو را منحرف صدا نمی زنم،تو دوست من هستی،دوستی با یک ضعف کوچک که فقط مسیح می تونه این ضعف را از شونه های خسته تو برداره عزیزٍ من.کسی اجازه نداره تو را مذمت کنه،مگه ما همه انسان های سالمی هستیم؟چرا خود کشی گل من؟ می دونی بدن تو چه قدر برای خداوند ارزش داره؟ می دونی با هر ضربه ای که به بدنت بزنی انگار خداوند را داری آسیب می رسونی؟می دونی در دعاهای من و اعضای کلیسایی که در آن شرکت دارم هستی؟ البته اونها از اسم تو آگاهی ندارند و نمی دونند که تو در کجا زندگی می کنی.می دونی من نگران حال روحی تو هستم و اگه من که یک انسانم نگران تو هستم،نگاه کن ببین پدر آسمانی چه قدر بیشتر برای تو فکر می کنه!

نظر من را می خواستی بدونی؟ بهت افتخار می کنم.افتخار می کنم که شجاعت داری و ضعفت را بیان می کنی.می دونی من بعضی موقع ها می ترسم ضعفم را بیان کنم و بعضی موقع ها پنهانش می کنم ولی تو از من شجاع تری،تو از من ایمانت بیشتره می دونی چرا؟چون آخر جمله ات من رو در پناه خدا سپردی.پس تو نیز ایمان داری که خداوند پناهگاه توست.گلٍ من اگه دنیا تو را ترک کنه یادت نره که مسیح تو را هرگز ترک نمی کنه.پس او را امروز به قلبت دعوت کن.امیدوارم زودتر کتاب انجیل به دستت برسه.

من از شما برادر و خواهرهای خوبم در مسیح می خوام که برای دوست عزیزم دعا کنید.

فراموش نکن! دوستت دارم


برگفته از وبلاگ برادر عزیزم محمد وبلاگ هللویا

درود بر شما عزیزان گلم،از دعاهای پر برکت شما عزیزان و محبت خداوند شفا؛ برادر عزیزمون فریبرز از خطر جست.

طبق آخرین اخبار از برادرمون فریبرز با خبر شدیم که عمل جراحی این برادر با موفقیت به انجام رسیدو ایشون از بیمارستان مرخص شدند و تحت مراقبت دکتر دوران نقاهت را سپری میکنند.و امیدواریم  هر چه زودتر باز هم این برادر عزیز را در برنامه های تلویزیونی ببینیم و از صدای بسیار زیباشون که برای جلال مسیح میخوانند باز هم برکت بگیریم

جلال بر مسیح که به دعای فرزندانش به زیبا ترین شکل جواب داد

هللویا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387ساعت   توسط استر  | 

همانطوری که در یک فیلم،سیاه لشکر و بازیگران اصلی وجود دارد،در دنیای مسیحیت نیز ایمان دارانی که نقش اصلی را بازی می کنند و کسانی که تنها نام مسیحی را به دنبال خود می کشند(در اصطلاح سیاه لشکران دنیای مسیحیت هستند) وجود دارد. فکر می کنم با کمی تفکر تفاوت های این دو نقش را به وضوح خواهید یافت.

۱- بازیگران اصلی یا شاگردان حقیقی مسیح :این افراد روی سناریوی خود بیشتر وقت می گذارند تا نقش خود را کامل دریابند.(شاگردی که دائم در کتاب مقدس کند و کاو کرده و برای ارتباط زنده خود با پدر آسمانی وقت می گذارد،تا ببیند خداوند از او به عنوان یک فرزند چه می خواهدو او بی دریغ نقش خود را در مسیح می یابد.)

۲- سیاه لشکرها یا افرادی که تنها نام مسیحی را به دنبال خود می کشند و هرگز حاضر به بازی در نقش اصلی خود که مسیح از آنها می خواهد،نیستند:کسانی که مسیح را بر دنیای فانی ترجیح داده او را به سکه ای از نقره می فروشند.مثال بارز در کتاب مقدس یهودا اسخریوطی

آیا می خواهید برای مسیح شاگرد خوب و مفید باشید؟

۵۰ مرحله برای تبدیل شدن به یک شاگرد خوب برای عیسی-برگرفته از اولین تعلیم عیسی در موعظه سر کوه:(در انجیل متی باب های ۵-۶-۷،شما ۵۰ نکته را می توانید ببینید که با انجام آنها می توانید به یک شاگرد خوب برای عیسی تبدیل شوید.) برای خواندن متی باب 5-6-7 کلیک کنید.

  1. خداوندا! کمکم کن تا بتوانم شاگرد خوبی برای عیسی باشم و دیگران را شاگرد عیسی سازم.
  2. خداوندا! کمکم کن تا کتاب مقدس را یاد بگیرم و ای عیسی مرا بصورت روزانه تعلیم بده.
  3. خداوندا! منِ نیازمند در آغاز راه هستم.می خواهم تا این راه را بعنوان شاگرد عیسی شروع نمایم.
  4. خداوندا! من از گناهانی که مرتکب شده ام ماتم زده ام و از تو آرامش می خواهم.
  5. خداوندا! کمکم کن تا فروتن باشم و بگذار تا تو منشا قوت من باشی.
  6. خداوندا! کمکم کن تا گرسنۀ داشتن رابطۀ خوب و محبت آمیزی با تو و دیگران باشم.
  7. خداوندا! کمکم کن تا باگذشت باشم.
  8. خداوندا! کمکم کن تا وجودم را پاک نگه دارم.
  9. خداوندا! کمکم کن تا برقرار کندۀ صلح باشم.
  10. خداوندا! کمکم کن تا شاد باشم و تحمل کنم وقتی آزار دیدم.

باقی در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت   توسط استر  |